Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
contraband
کالای قاچاق محموله قاچاق
Other Matches
smuggled merchandise
کالای قاچاق
smuggled goods
کالای قاچاق
contraband
کالای قاچاق
smuggled merchandise
قاچاق
free trade
قاچاق
roguishness
قاچاق
contraband
قاچاق
illicit
قاچاق
smuggling
قاچاق
swindlingly
به قاچاق
bootleg
مشروب قاچاق
stowaway
مسافر قاچاق
contraband of war
قاچاق جنگی
smuggling
قاچاق کردن
smuggled
<adj.>
<past-p.>
قاچاق شده
stowaways
مسافر قاچاق
smuggle
قاچاق کردن
smuggles
قاچاق کردن
swindlers
قاچاق متقلب
swindler
قاچاق متقلب
owler
قاچاق فرست
stow away
مسافر قاچاق
bootlegged
<adj.>
<past-p.>
قاچاق شده
hovering acts
قوانین ضد قاچاق
poteen
ویسکی قاچاق
contraband
تجارت قاچاق یاممنوع
contrabanded goods
اموال و اشیا قاچاق
blacklegs
ادم قاچاق و قمارباز
blackleg
ادم قاچاق و قمارباز
smuggling
مرتکب قاچاق شدن
drug trafficking
قاچاق مواد مخدر
bottlegger
فروشنده مشروب قاچاق
rum running
حمل مشروب قاچاق
still hunt
ماهیگیری بطور قاچاق وغیرمجاز
speakeasy
محل فروش مشروبات الکلی قاچاق
racketeer
از راه قاچاق یاشیادی پول بدست اوردن
rumrunner
ادم یا قایق مخصوص حمل مشروبات قاچاق
To smuggle in to ( out of ) a country .
جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
racketeers
از راه قاچاق یاشیادی پول بدست اوردن
vehicle used for migrant-smuggling operations
خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
contraband of war
قاچاق اسلحه ومهمات جنگی و متفرعات ان از قبیل بنزین و لاستیک
consignment
محموله کالای ارسالی
consignments
محموله کالای ارسالی
labeled cargo
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
bears
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bear
کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
giffen good
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
delivery
محموله
shipments
محموله
shipment
[American]
محموله
shipment
محموله
consignment
محموله
lading
محموله
freightage
محموله
consignments
محموله
unitized cargo
تک محموله
consignment
محموله
cargoes
محموله
cargo
محموله
load
محموله
loads
محموله
freight
محموله
batches
یک محموله
batch
یک محموله
air consignment
محموله هوایی
cargo
محموله کشتی
backload
محموله مراجعت
consignment
محموله مرسوله
loading
بار محموله
cargo insurance
بیمه محموله
return cargo
محموله برگشت
shipper
محموله کشتی
bulk cargo
محموله حجیم
consignments
محموله مرسوله
cargoes
محموله کشتی
air bill
بارنامه محموله هوایی
cargoes
محموله دریایی بار
consignee
دریافت کننده محموله
jettisoning
به دریا ریزی محموله
jettison
به دریا ریزی محموله
jettisons
به دریا ریزی محموله
cargo
محموله دریایی بار
tallyman
مسئول کنترل محموله
good
مال منقول محموله
damaged shipments
محموله خسارت دیده
jettisoned
به دریا ریزی محموله
cargo manifest
افهارنامه شرح محموله کشتی
salvaging
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
salvage money
جایزه نجات کشتی یا محموله
break bulk cargo
محموله بسته بندی شده
salvaged
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
consolidated vehicle table
فهرست خودروهای محموله در کشتی
salvages
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
salvage
کشتی یا محموله را از خطرنجات دادن
hurdle
دیواریکه مواد محموله اب رامتوقف میکند
hurdles
دیواریکه مواد محموله اب رامتوقف میکند
wrongshipped
محموله ایکه اشتباها" ارسال شده
transire
اجازه گمرک جهت انتقال محموله
jettison of cargo
محموله را به هنگام خطر به دریا ریختن
manifest
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifested
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifests
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
manifesting
لیست همه مسافرین و بارهاو محموله در یک پرواز
class i property
کالای طبقه 1
dead stock
کالای بنجل
stolen goods
کالای مسروقه
merchandise
کالای تجارتی
consumer's goods
کالای مصرفی
class ii property
کالای طبقه 2
the goods in question
کالای موردبحث
consigned inventory
کالای امانی
purpose made
کالای سفارشی
consumer brand
کالای پر مصرف
general cargo
کالای معمولی
jetsam
کالای اب اورد
giffen good
کالای گیفن
goods afloat
کالای در راه
goods in pledge
کالای گروی
in wards
کالای رسیده
inferior good
کالای پست
knit goods
کالای کش بافت
labeled cargo
کالای ویژه
luxury good
کالای لوکس
naval stores
کالای دریایی
frustrated cargo
کالای متروکه
frustrated cargo
کالای سرگردان
easy commodity
کالای نا مرغوب
economic good
کالای اقتصادی
end item
کالای ضروری
normal good
کالای معمولی
fakement
کالای قلب
final goods
کالای نهائی
scaron
کالای کمیاب
free good
کالای رایگان
normal good
کالای عادی
contraband
کالای غیرمجاز
import
کالای رسیده
consignments
کالای امانی
commodity
کالای مصرفی
shoddy
کالای تقلبی
Contraband goods.
کالای قا چاق
staple
کالای عمده
stapled
کالای عمده
stapling
کالای عمده
rip-offs
کالای قلابی
consignment
کالای امانی
commodities
کالای مصرفی
import
کالای وارده
shipment
[American]
کالای ارسالی
consignment
کالای ارسالی
delivery
کالای ارسالی
importing
کالای وارده
importing
کالای رسیده
imported
کالای وارده
imported
کالای رسیده
rip-off
کالای قلابی
flotsam
کالای اب اورده
business goods
کالای تولیدی
consumer goods
کالای مصرفی
limited editions
کالای محدود
limited edition
کالای محدود
wage good
کالای مزدی
bonded good
کالای گمرکی
to make a market of
با کالای دیگرمعاوضه کردن
we ran out of these goods
این کالای ما تمام شد
commercial loading
بارگیری کالای تجارتی
inbound cargo
کالای تخلیه نشده
shipments
کالای در حال حمل
commodity market
بازار کالای مصرفی
r. ofanyone's chattles
پس دادن کالای کسی
standard
کالای جانشین رزمی
velveting
کالای مخملی مخمل
opportunity cost
هزینههای کالای تولیدی
scrap heap
انبار کالای قراضه
scrap-heap
انبار کالای قراضه
standards
کالای جانشین رزمی
we d. in silks
ما کالای ابریشمی میفروشیم
pilefered shipment
کالای حراج شده
permit goods coveredby
کالای موضوع پروانه
shipment
کالای در حال حمل
inwards
واردات کالای رسیده
wreckage
کالای بازیافتی از کشتی و.....
importable
کالای قابل واردکردن
dead stock
کالای بدون خریدان
the free list
صورت کالای بی گمرک
perishable
کالای فاسد شدنی
swag
کالای دزدیده شده
perishable
کالای سریع الفساد
staple goods
کالای بسیار ضروری
perishable
کالای فاسد شونده
secondary item
کالای تدارکاتی فرعی
ban item
کالای ممنوع الورود
consignee
گیرنده کالای ارسالی
consignments
کالای امانت فروش
shipment
[American]
کالای ارسال شده
consignment
کالای ارسال شده
stock in trade
موجودی کالای مغازه
delivery
کالای ارسال شده
consignment
کالای امانت فروش
finished product
کالای اماده فروش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com