Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (9 milliseconds)
English
Persian
god speed you
کامیاب شوید موفق باشید
Other Matches
I have no doubt that you wI'll succeed.
تردیدی ندارم که موفق می شوید
to strike oil
کامیاب شدن موفق شدن
You can rest assured.
خاطر جمع باشید (اطمینان خاطر داشته باشید )
dill
شوید
fall in
به خط شوید
walk back
به عقب خم شوید
boot and saddle
سوار شوید
guide on line
راهنماهابخط شوید
retreats
فرمان متفرق شوید
retreating
فرمان متفرق شوید
retreated
فرمان متفرق شوید
horse
سواراسبی سوار شوید
retreat
فرمان متفرق شوید
guides post
نفر هادی مستقر شوید
prosperous
کامیاب
succeeder
کامیاب
successful
کامیاب
throve
کامیاب شد
uncovering
فرمان از هم باز شوید در ستون یا درورزش
uncover
فرمان از هم باز شوید در ستون یا درورزش
uncovers
فرمان از هم باز شوید در ستون یا درورزش
speed
کامیاب بودن
succeed
کامیاب شدن
speeding
کامیاب بودن
speeds
کامیاب بودن
to pull through
کامیاب شدن
succeeded
کامیاب شدن
to miss fire
کامیاب نشدن
succeeds
کامیاب شدن
palmy
برجسته کامیاب
to come through
کامیاب شدن
towardly
کامیاب نرم
he had no success
کامیاب یاموفق نشد
to make a hand of anything
درکاری کامیاب شدن
to get away with
درهرکوششی کامیاب شدن
Change at London and get a local train.
در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
You're improving.
<idiom>
دارید بهتر می شوید
[در انجام کارتان]
[اصطلاح روزمره]
thrived
رونق یافتن کامیاب شدن
prospered
کامیاب شدن پیشرفت کردن
prospering
کامیاب شدن پیشرفت کردن
thrive
رونق یافتن کامیاب شدن
prospers
کامیاب شدن پیشرفت کردن
thrives
رونق یافتن کامیاب شدن
prosper
کامیاب شدن پیشرفت کردن
to make one's
در کار خود کامیاب شدن
thriving
رونق یافتن کامیاب شدن
uncovers
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncover
برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
the same shall succeed
انانی که شکیبایی دارندهمان ها کامیاب خواهند شد
mind your eye
ملتفت باشید
look sharp
زود باشید
hurry up
زود باشید
he prospered in his business
در کار خود کامیاب شد کارش رونق گرفت
he is sanguine of success
خوش بین یادلگرم است که کامیاب خواهد شد
depend upon it
خاطر جمع باشید
Please make yourself comfortable.
لطفا" راحت باشید
you might have come
باید امده باشید
perhaps you have seen it
شاید انرادیده باشید
you may rest assured
میتوانید مطمئن باشید
be a man
مردانگی داشته باشید
keep your peck up
جرات داشته باشید
readied
حاضربه تیر حاضر باشید
look to your manner
موافب اطوار خود باشید
readies
حاضربه تیر حاضر باشید
dont care a rap
هیچ پروا نداشته باشید
dont care a rap
ذرهای باک نداشته باشید
readying
حاضربه تیر حاضر باشید
on guard
اماده برای دفاع باشید
ready
حاضربه تیر حاضر باشید
you have perhaps seen it
شاید انرا دیده باشید
he had need remember
بایستی بخاطر داشته باشید
perhaps you have seen it
ممکن است انرادیده باشید
leave me alone
کاری بمن نداشته باشید
live it up
<idiom>
روز خوبی راداشته باشید
Be of good courage .
قوت قلب داشته باشید
stick to your work
بکار خود مشغول باشید
logs
مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
log
مجموعهای از دستورات دستهای که به صورت خودکار اجرا می شوند وقتی که به شبکه وصل یا وارد می شوید
Be quiet so as not to wake the others.
ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
you have perhaps seen it
ممکن است انرا دیده باشید
Would you wait for me, please?
ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
mind your p's and qs
در گفتار و کردار خود بهوش باشید
i give you my world for it
قول میدهم اینطور باشد مطمئن باشید
You really ought to take better care of yourself.
شما واقعا باید بهترمراقب خودتان باشید.
be patient to all men
با همه مردم شکیبا باشید نسبت بهمه بردباریاصبورباشید
mix up, caution
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
i insist on your being present
جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
Would you care for a cup of coffee?
آیا دوست دارید یک لیوان قهوه داشته باشید؟
salvos
در رهگیری هوایی یعنی موافب باشید اماده شلیک هستم
You should always be careful walking alone at night.
همیشه موقع پیاده روی تنها در شب باید مراقب باشید.
Please be (feel ) at home . Please make yourself at home .
اینجا را منزل خودتان بدانید ( راحت باشید و تعارف نکنید )
successful
<adj.>
موفق
throve
موفق شد
successful
موفق
prosperous
موفق
upbeat
موفق
lucrative
موفق
to make a shift
موفق شدن
make a hit
<idiom>
موفق شدن
have it made
<idiom>
موفق بودن
go over well
<idiom>
موفق بودن
fall short (of one's expectations)
<idiom>
موفق نشدن
I made good my escape .
موفق به فرار شد
come off
<idiom>
موفق شدن
sure-fire
حتما موفق
to pull through
موفق شدن
attaining
موفق شدن
arriving
موفق شدن
arrives
موفق شدن
arrived
موفق شدن
wows
موفق شدن
wowing
موفق شدن
wowed
موفق شدن
wow
موفق شدن
to come through
موفق شدن
attain
موفق شدن
to go wrong
موفق نشدن
to fall through
موفق نشدن
attains
موفق شدن
fay
موفق شدن
hot hand
پرتاب موفق
arrive
موفق شدن
attained
موفق شدن
carry the day
<idiom>
برنده یا موفق شدن
manage to do it
موفق بانجام ان شدن
two-way
موفق در حمله و دفاع
to go places
موفق شدن
[در زندگی یا شغل]
to collapse
موفق نشدن
[مذاکره یا فرضیه]
to come up in the world
موفق شدن
[در زندگی یا شغل]
turn the trick
<idiom>
درکاری که میخواست موفق شدن
connects
ضربه موفق در پایگاه دوم
convert
پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converted
پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
converting
پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
to f. in the pan
باوجودجوشش وکوشش موفق نشدن
converts
پنالتی موفق گل با پرتاب ازاد
succeed
موفق شدن نتیجه بخشیدن
succeeds
موفق شدن نتیجه بخشیدن
succeeded
موفق شدن نتیجه بخشیدن
prosper
رونق یافتن موفق شدن
put across
باحقه بازی موفق شدن
nojoy
موفقیتی نیست موفق نشدم
prospered
رونق یافتن موفق شدن
hit and miss
گاهی موفق وگاهی مغلوب
prospers
رونق یافتن موفق شدن
connect
ضربه موفق در پایگاه دوم
hitting
جستجوی موفق در پایگاه داده
hits
جستجوی موفق در پایگاه داده
prospering
رونق یافتن موفق شدن
hit
جستجوی موفق در پایگاه داده
I could never make her understand .
هرگز موفق نشدم به او بفهمانم
to get sight of a person
موفق بدیدن کسی شدن
Supposing we do not succeedd, then waht?
حالا آمدیم و موفق نشدیم بعدچی؟
throw up one's hands
<idiom>
توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
smash hit
<idiom>
نمایش ،بازی یا فیلم خیلی موفق
i managed to do it
موفق شدم که ان کار را انجام دهم
get to first base
<idiom>
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
to get any ones speech
موفق بشنیدن نطق کسی شدن
pans
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan-
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
make the grade
<idiom>
منظم کردن، موفق بودن ،حاضر شدن
deliver the goods
<idiom>
موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
to be a dead duck
امکان موفق شدن را نداشتن
[چیزی یا کسی]
He'll never get anywhere.
او
[مرد]
هیچوقت موفق نمی شود.
[در زندگیش یا کارش]
You wI'll fail unless you work harder .
موفق نخواهی شد مگه اینکه تلاش بیشتری بکنی
Can you watch the dog for us this weekend?
آیا شماها می توانید آخر این هفته مواظب این سگ باشید؟
fail
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
failed
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fails
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
to score with a girl
<idiom>
موفق شدن در تلاش نزدیکی کردن با دختری
[اصطلاح روزمره]
He'll never amount to anything.
<idiom>
او
[مرد]
هیچوقت موفق نمی شود.
[در زندگیش یا کارش]
[اصطلاح روزمره]
It appears questionable whether he will manage to do that.
بحث برانگیز به نظر می رسد که آیا او موفق به انجام این کار بشود.
standby
منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
standbys
منتظر عملیات ماندن منتظر باشید
safe format
عملیات فرمت که داده موجود را خراب نمیکند ودرصورتی که یسک اشتباه را فرمت کرده باشید امکان ترمیم داده وجود دارد
miss
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
misses
موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com