Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
job book
کتاب راهنمای انجام کار راهنمای کار تعمیردستگاهها
Other Matches
staffing guide
کتاب راهنمای پرسنل ستاد یاکتاب راهنمای انتخاب وتشکیل پرسنل ستادی
capitulary
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
army training test
راهنمای ازمایشات یکانهای ارتشی راهنمای ازمایش یکانها
coast pilot
کتاب راهنمای ساحلی راهنمای ساحلی
dovetail guide
راهنمای دم چلچله راهنمای کام وزبانه
procedure manual
کتاب راهنمای رویهای
soldier's manual
کتاب راهنمای سرباز
systems manual
کتاب راهنمای سیستم
guidebooks
کتاب راهنمای مسافران
phone book
کتاب راهنمای تلفن
phone books
کتاب راهنمای تلفن
guidebook
کتاب راهنمای مسافران
refernce manual
کتاب راهنمای مرجع
concordance
راهنمای مطالب وموضوعات کتاب
concordances
راهنمای مطالب وموضوعات کتاب
user's manual
کتاب راهنمای استفاده کننده
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
manual
دستورالعمل راهنمای انجام کار
directive
راهنمای انجام کار دستورالعمل
directives
راهنمای انجام کار دستورالعمل
commander's manual
ائین نامه راهنمای فرماندهان راهنمای فرماندهان در امر اموزش
planning guidance
راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
column ways
راهنمای ستون
shopwalker
راهنمای مغازه
double vee guide
راهنمای وی دوبل
guide book
راهنمای مسافران
icon
راهنمای انتخاب
buoys
راهنمای شناور در اب
buoyed
راهنمای شناور در اب
buoy
راهنمای شناور در اب
icons
راهنمای انتخاب
janitors
راهنمای مدرسه راهنمای مدرسه
dock master
راهنمای حوض
card guide
راهنمای کارت
janitor
راهنمای مدرسه راهنمای مدرسه
ikons
راهنمای انتخاب
push rod
راهنمای سوپاپ
harbor master
راهنمای بندر
wage price guideline
راهنمای مزد
manual
راهنمای کار
telephone book
راهنمای تلفن
telephone books
راهنمای تلفن
pilot
راهنمای ناوبری
piloted
راهنمای ناوبری
pilots
راهنمای ناوبری
training manual
راهنمای اموزشی
buoying
راهنمای شناور در اب
piston guide
راهنمای پیستون
saint bernard
سگ راهنمای کوهستان
floor walker
راهنمای مغازه
radar beacon
راهنمای رادار
run manual
راهنمای اجرا
schedule
فهرست راهنمای قانون
light buoy
راهنمای شناور چراغدار
postal directory
دفتر راهنمای پست
scheduled
فهرست راهنمای قانون
damage control book
راهنمای کنترل خسارات
schedules
فهرست راهنمای قانون
location diagram
راهنمای اتصال نقشه
file directory
فهرست یا راهنمای فایل
data directory
فهرست راهنمای داده ها
leaders
فشنگ راهنمای پیچی
indexed
نما راهنمای موضوعات
telephone directories
کتابچه راهنمای تلفن
index
نما راهنمای موضوعات
indexes
نما راهنمای موضوعات
telephone directory
کتابچه راهنمای تلفن
cutting guide
راهنمای برش
[ابزار]
sheave
ریل راهنمای هواپیما
leader
فشنگ راهنمای پیچی
signalled
علامت راهنمای خودرو
signal
علامت راهنمای خودرو
signaled
علامت راهنمای خودرو
piloted
راهنمای ناو راهنمایی کردن
quadrattrix
راهنمای تربیع منحنی هادی
guidance
راهنمای طرح ریزی راهنمایی
soldier's manual
ائین نامه راهنمای سربازان
basic planning guide
راهنمای اولیه طرح ریزی
finger post
تیرپنجه دار راهنمای جاده
pilot's trace
کالک راهنمای خلبان هواپیما
watertight closure log
دفتر راهنمای اب بندی ناو
waybill
خط سیر مسافر راهنمای مسافرت
pilots
راهنمای ناو راهنمایی کردن
pilot
راهنمای ناو راهنمایی کردن
photo index map
نقشه راهنمای عکسهای هوائی
mutilation table
جدول راهنمای بارگیری خودروها
turn off guidance
راهنمای تاکسی کردن هواپیما
working plan
نقشه اجرا راهنمای کار
lane marker
راهنمای معبر داخل میدان مین
scenario
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
cookbooks
راهنمای نحوه نصب واستفاده از برنامه
reference line
خط راهنمای تعیین جهات خط برگشت خط مبنا
scenarios
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
portolano
راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
pace car
اتومبیل راهنمای اتومبیلهای مسابقه در رژه
pathfinders
راهنمای مسیر پرواز یا عملیات دریایی
pathfinder
راهنمای مسیر پرواز یا عملیات دریایی
dsm
راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
sailing directions
راهنمای دریایی book pilot : syn
cookbook
راهنمای نحوه نصب واستفاده از برنامه
Do you have a hotel guide?
آیا دفترچه راهنمای هتل را دارید؟
blinker
چشم بند اسب چراغ راهنمای اتومبیل
commander's guidance
دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
master plot
نقشه راهنمای اصلی عکس برداری هوایی
syllabary
جدول راهنمای تلفظ هجاهای مقطع کلمات
computerises
تغییر از راهنمای سیستم به کسی که از کامپیوتر استفاده میکند
pathfinder guidance
هدایت هواپیماها به وسیله هواپیمای راهنمای مسیر یاراهیاب
head stock
راهنمای عملیات ورزشی دسته جمعی در مدارس وغیره
traces
علامت باقیمانده روی یخ اسکیت راهنمای قلاب ماهیگیری
traced
علامت باقیمانده روی یخ اسکیت راهنمای قلاب ماهیگیری
trace
علامت باقیمانده روی یخ اسکیت راهنمای قلاب ماهیگیری
computerizing
تغییر از راهنمای سیستم به کسی که از کامپیوتر استفاده میکند
computerizes
تغییر از راهنمای سیستم به کسی که از کامپیوتر استفاده میکند
computerize
تغییر از راهنمای سیستم به کسی که از کامپیوتر استفاده میکند
computerising
تغییر از راهنمای سیستم به کسی که از کامپیوتر استفاده میکند
computerised
تغییر از راهنمای سیستم به کسی که از کامپیوتر استفاده میکند
glideslope
شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
fingerpost
راهنمای جاده تیر راهنماییکه پیکان مخصوص هدایت داردومسیرجاده رانشان میدهد راهنما
corporate model
نمایش یا شبیه سازی ریاضی اعمال حسابداری و خطوط راهنمای سیاست مالی یک شرکت
position light
علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
line route map
نقشه نشان دهنده راهها نقشه راهنمای مسیر خطوط سیم دستگاه
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
wire pike
راهنمای سیم دستک سیم کشی
flowchart template
یک راهنمای پلاستیکی که حاوی بریده هایی از علائم گردش کار بوده و در تهیه یک نمودار گردش کار بکاربرده میشود
organum
واسطه فکر راهنمای فکر
station list
فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
from cover to cover
ازاغازتا انجام کتاب
planning directive
دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
piracy
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
deuteronomic
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
reader
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
caxton
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
readers
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
book of reference
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
invisible hand
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
fail
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
failed
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
fails
انجام ندادن کاری که باید انجام شود درست کار نکردن
like a duck takes the water
[Idiom]
کاری را تند یاد بگیرند انجام بدهند و از انجام دادن آن لذت ببرند
qui facit per alium facit perse
کسی که کاری را بوسیله دیگری انجام بدهد خودش ان را انجام داده است
automates
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automate
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automating
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
automated
نصب ماشین هایی که کار نهایی را که قبلاگ افراد انجام می دادند انجام دهند
failure
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
failures
انجام ندادن کاری که باید انجام شود
robots
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
gurantee
عبارت از ان است که دولت یا دولتهایی طی معاهدهای متعهد شوند که انچه را قادر باشند جهت انجام امر معینی انجام دهند
robot
وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
scratch one's back
<idiom>
کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
upward compatible
اصلاحی به این معنی که یک سیستم کامپیوتری یا غستگاه جانبی قادر است هر کاری راکه مدل قبلی انجام می داده انجام داده و علاوه بر ان عملکردهای بیشتری هم داشته باشد سازگاری رو به پیشرفت
retention money
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
query
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queried
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
querying
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
queries
1-پنجرهای که در صورت بروز خطا فاهر میشود, برای پردازش از کاربر که چه علی باید انجام شود. 2-پنجرهای با مکان هایی که کاربر کند تا در پایگاه جستجو انجام شود
continues
ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید
continue
ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید
bokk
کتاب
booked
کتاب
that book
ان کتاب
books
کتاب
book
کتاب
i sold the book for rials 0
کتاب را
text
کتاب
letter writer
کتاب
texts
کتاب
hexateuch
شش کتاب
studious
کتاب خوان
textbook
کتاب درسی
textbooks
کتاب درسی
psalter
کتاب سرود
Holy Writ
کتاب مقدس
jacket
جلد کتاب
jackets
جلد کتاب
bookmaker
کتاب نویس
bookmakers
کتاب نویس
White Papers
کتاب سفید
pressmark
شماره کتاب
sketchbook
کتاب مسوده
policy book
کتاب روشها
purview of a book
ویعت کتاب
sketchbooks
کتاب مسوده
pseudograph
کتاب جعلی
pseudograph
کتاب دغلی
pseudograph
کتاب قلب
genesis
کتاب پیدایش
White Paper
کتاب سفید
storybook
کتاب داستان
grammar
کتاب دستور
novels
کتاب داستان
novel
کتاب داستان
directories
کتاب راهنما
word book
کتاب لغت
white book
کتاب سفید
manuscript
کتاب خطی
manuscripts
کتاب خطی
bookbinding
صحافی کتاب
bookbinding
کتاب سازی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com