English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
woodprint کلیشه یا قالب چوبی مخصوص قلمکار وغیره
Other Matches
template قالب چوبی یا فلزی
templates قالب چوبی یا فلزی
scrim پارچه استری مبل وغیره کرباس نازکی که بعنوان بتونه قاب چوبی وامثال ان بکارمیبرند
shook روکش چوب مخصوص جعبه یا مبل وغیره
talking book صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
talking books صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
bowling greens چمن مخصوص بازی با گوی چوبی
bowling green چمن مخصوص بازی با گوی چوبی
pushpin سنجاق سرگرد مخصوص نصب روی نقشه وغیره
fob فریب دادن جیب جلیقه مخصوص ساعت وغیره
glove compartment جعبه کوچک مخصوص اچار وغیره در جلو اتومبیل
glove compartments جعبه کوچک مخصوص اچار وغیره در جلو اتومبیل
silkaline پارچه ابریشمی سبک وحریرنمای مخصوص پرده وغیره
mandrel قالب مخصوص خرج موشک
shingle توفال چوبی یاسیمانی وغیره توفال کوبی کردن
lotions محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
ferris wheel گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
soapboxes جعبه یا سکوب چوبی مخصوص نطق در کنارخیابانها ومیدانهای عمومی
soapbox جعبه یا سکوب چوبی مخصوص نطق در کنارخیابانها ومیدانهای عمومی
ninepins یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
calico قلمکار
at قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
chiaroscurist سیاه قلمکار
mixed bag آش شله قلمکار
patchwork اش شله قلمکار
jambalaya اش شله قلمکار
hotchpotch اش شله قلمکار
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
A complete shambles. Hotch -poych. آش شله قلمکار (قاطی پاتی )
basic type single tier formwork قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
noggins سطل چوبی لیوان چوبی
naggin سطل چوبی لیوان چوبی
noggin سطل چوبی لیوان چوبی
type کلیشه
stereotypy کلیشه
stereotypes کلیشه
types کلیشه
stereotype کلیشه
plates کلیشه
typed کلیشه
stereotyping کلیشه
plate کلیشه
imported 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing 1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
stereotypes کلیشه کردن
plater کلیشه ساز
stereotyping کلیشه کردن
stereotypy کلیشه کردن
stereotype کلیشه کردن
stereotyping با کلیشه چاپ کردن
stereotypy با کلیشه چاپ کردن
stereotype با کلیشه چاپ کردن
stereotypes با کلیشه چاپ کردن
trenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
treenail میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
facsimiles کلیشه عین متن اصلی
facsimile کلیشه عین متن اصلی
gavel [چکش چوبی قضات] چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
stamps نشان دار کردن کلیشه زدن
stamp نشان دار کردن کلیشه زدن
linocut چاپی که بوسیله کلیشه روی مشمع ایجاد میگردد
foundry proof نمونه غلط گیری شده برای تهیه کلیشه یاگراور
blow-up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow up تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
copperplate کلیشه مسی صفحه مسی
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
And so on and so forth. Etcetera et cetera . وغیره وغیره
etcaetera وغیره
et cetera وغیره
snapped قفلکیف وغیره
piled پرزقالی وغیره
dale خلیج وغیره
snap قفلکیف وغیره
snaps قفلکیف وغیره
snapping قفلکیف وغیره
dales خلیج وغیره
sheeting ملافه وغیره
pile پرزقالی وغیره
sash حمایل نظامی وغیره
shelling پوست فندق وغیره
clop لنگی اسب وغیره
curlicue تزئینات خطاطی وغیره
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
sashes حمایل نظامی وغیره
station ایستگاه اتوبوس وغیره
stations ایستگاه اتوبوس وغیره
tube لوله خمیرریش وغیره
coequal درشان ومقام وغیره
tubes لوله خمیرریش وغیره
dossel پشتی صندلی وغیره
stationed ایستگاه اتوبوس وغیره
trap زانویی مستراح وغیره
frontlet پیشانی اسب وغیره
seance جلسه احضارارواح وغیره
furnaces تون حمام وغیره
coronal هاله خورشید وغیره
furnace تون حمام وغیره
coronel هاله خورشید وغیره
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
dower لانه خرگوش وغیره
snout لوله کتری وغیره
propeller پروانه هواپیماوکشتی وغیره
shells پوست فندق وغیره
shell پوست فندق وغیره
vases گلدان نقره وغیره
vase گلدان نقره وغیره
subsidence تخفیف درد وغیره
propellor پروانه هواپیماوکشتی وغیره
ratoon نهال موز وغیره
snouts لوله کتری وغیره
dossal پشتی صندلی وغیره
pillbox قوطی حب دارو وغیره
To score a goal . گل زدن ( درفوتبال وغیره )
tamp سوراخی را با شن وغیره پرکردن
dollop دسته علف وغیره
dollops دسته علف وغیره
pillboxes قوطی حب دارو وغیره
arboreous چوبی
stockades سد چوبی
wooden چوبی
block-house دژ چوبی
xyloid چوبی
stockade سد چوبی
coach built چوبی
timber dam سد چوبی
ligneous چوبی
barn انبار کاه و جو وکنف وغیره
wreckage لاشه هواپیما یا ماشین وغیره
copartner سهیم وشریک در تجارت وغیره
barns انبار کاه و جو وکنف وغیره
eversion برگرداندن پلک چشم وغیره
hob با دندانه ماشین وغیره بریدن
tailpiece ارایش ته فصل کتاب وغیره
hobs با دندانه ماشین وغیره بریدن
downswing تنزل کارهای تجارتی وغیره
nephew پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
nephews پسربرادر زن و خواهر شوهر وغیره
cess سرازیری کنار رودخانه وغیره
sick bay بهداری کشتی ودانشکده وغیره
sick bays بهداری کشتی ودانشکده وغیره
stancher بند اور خون وغیره
bisk ماهی وغیره درست میکنند
loge جای ویژه در تاتر وغیره
lysis زوال وفساد سلول وغیره
spinule خارهای ریز چرخ وغیره
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
skyrocketed ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrocketing ازدیاد سریع قیمت وغیره
skyrockets ازدیاد سریع قیمت وغیره
closures دریچه درب بطری وغیره
My hair stood on end . مو بر بدنم راست شد ( از وحشت وغیره )
To hit a wining streak. شانس آوردن ( درقمار وغیره )
sick berth بهداری کشتی ودانشکده وغیره
skyrocket ازدیاد سریع قیمت وغیره
Known and unknown . معلوم ومجهول ( درریاضیا ؟ وغیره )
tank farm محوطه مخازن نفت وغیره
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
The kI'lled and the wounded. کشته وزخمی ( در جنگ وغیره )
hides پوست خام گاووگوسفند وغیره
closure دریچه درب بطری وغیره
To be decorated . نشان گرفتن ( مدال وغیره )
Please pay the bearer . دروجه حامل بپردازید ( چک وغیره )
To turn over the pages . ورق زدن ( کتاب وغیره )
hide پوست خام گاووگوسفند وغیره
horologe ساعت مچی ودیواری وغیره
blear تاری حاصل از اشک وغیره
speedup ازدیاد تولید یا سرعت وغیره
choreography رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
round dance رقص چوبی
parquet floor فرش چوبی
patten کفش چوبی
firkin بشکه چوبی
brows پله چوبی
picket میخ چوبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com