Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
supergalaxy
کهکشان بزرگ
Other Matches
galactic noise
تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
barred spiral galaxy
کهکشان مارپیچی مسدود کهکشان مارپیچی میله دار
the milky way
کهکشان
galaxies
کهکشان
galaxy
کهکشان
Milky Way
کهکشان
vexatious lactea
کهکشان
island universe
کهکشان
jacob's ladder
کهکشان
proto galaxy
کهکشان اولیه
irregular galaxy
کهکشان نامنتظم
Milky Way
راه کهکشان
metagalaxy
ماورای کهکشان
typical galaxy
کهکشان نمونه
spiral galaxy
کهکشان مارپیچی
galactic
وابسته به کهکشان
elliptical galaxy
کهکشان بیضوی
elliptical galaxy
کهکشان بیضی گون
milky way galaxy
کهکشان راه شیری
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
grossest
بزرگ
smallest
بزرگ نه
bulkiest
بزرگ
majuscular
بزرگ
gate
در بزرگ
gates
در بزرگ
magacephalic
بزرگ سر
extras
بزرگ
extra-
بزرگ
extra
بزرگ
grossing
بزرگ
vast
بزرگ
bulky
بزرگ
considerably large
بس بزرگ
majuscule
بزرگ
nonus
بزرگ
small
بزرگ نه
voluminous
بزرگ
megapod
بزرگ پا
jumbos
بزرگ
eminent
بزرگ
majestic
بزرگ
massive
بزرگ
massively
بزرگ
greatest
بزرگ
great-
بزرگ
canis major
سگ بزرگ
headman
بزرگ
headmen
بزرگ
immane
بزرگ
hugeous
بزرگ
king size
بزرگ
large sized
بزرگ
biggest
بزرگ
macrocephalic
بزرگ سر
macro
بزرگ
long ton
تن بزرگ
bigger
بزرگ
big
بزرگ
jumbo
بزرگ
bulkier
بزرگ
canis majoris
سگ بزرگ
of a large size
بزرگ
large sized a
بزرگ
great
بزرگ
graves
بزرگ
majored
بزرگ
majoring
بزرگ
adult
بزرگ
egregious
بزرگ
extensive
بزرگ
swingeing
بزرگ
dignified
بزرگ
walloping
بزرگ
wallopings
بزرگ
decuman
بزرگ
major
بزرگ
vasty
بزرگ
adults
بزرگ
spankings
بزرگ
spanking
بزرگ
full bottomed
بزرگ
bandog
سگ بزرگ
high
بزرگ
gravest
بزرگ
highest
بزرگ
grave
بزرگ
highs
بزرگ
large
بزرگ
larger
بزرگ
stour
بزرگ
paternal grandmother
نه نه بزرگ
grosses
بزرگ
mighty
بزرگ
grosser
بزرگ
doyennes
زن بزرگ
grossed
بزرگ
swith
بزرگ
enormous
بزرگ
largest
بزرگ
mightier
بزرگ
gross
بزرگ
propylon
در بزرگ
doyenne
زن بزرگ
smaller
بزرگ نه
mightiest
بزرگ
aggrandise
بزرگ کردن
a large car
یک اتومبیل بزرگ
archfiend
دیو بزرگ
grand father
پدر بزرگ
archenemy
دشمن بزرگ
platter
بشقاب بزرگ
archpriest
کشیش بزرگ
mausoleums
ارامگاه بزرگ
argosy
کشتی بزرگ
avous
پدر بزرگ
caldron
کتری بزرگ
big league
لیگ بزرگ
platters
بشقاب بزرگ
archbshop
اسقف بزرگ
mausoleum
ارامگاه بزرگ
arch fiend
دیو بزرگ
bronchocele
بزرگ شدگی
bonefire
اتش بزرگ
archduke
دوک بزرگ
arch enemy
دشمن بزرگ
big bang
انفجار بزرگ
antrum
غار بزرگ
aggrandize
بزرگ کردن
archduchess
دوشس بزرگ
aggrandise
بزرگ شدن
paterfamilias
بزرگ خانواده
magnification
بزرگ نمایی
magnifications
بزرگ نمایی
zoom
بزرگ کردن
zoomed
بزرگ کردن
zooms
بزرگ کردن
bass drum
طبل بزرگ
magnify
بزرگ کردن
distend
بزرگ کردن
distending
بزرگ کردن
distends
بزرگ کردن
billow
موج بزرگ اب
billowed
موج بزرگ اب
billowing
موج بزرگ اب
billows
موج بزرگ اب
bulldog
نوعی سگ بزرگ
bulldogs
نوعی سگ بزرگ
whacking
خیلی بزرگ
whackings
خیلی بزرگ
magnifies
بزرگ کردن
store
مغازه بزرگ
storing
مغازه بزرگ
swells
بزرگ شدن
swelled
بزرگ شدن
magnifying
بزرگ کردن
grandmother
مادر بزرگ
grandmothers
مادر بزرگ
dilate
بزرگ کردن
dilates
بزرگ کردن
dilating
بزرگ کردن
maximised
بزرگ کردن
maximises
بزرگ کردن
maximising
بزرگ کردن
maximize
بزرگ کردن
maximized
بزرگ کردن
maximizes
بزرگ کردن
maximizing
بزرگ کردن
swell
بزرگ شدن
bass fiddle
ویلن سل بزرگ
tankard
ابخوری بزرگ
heave
بزرگ کردن
heaved
بزرگ کردن
longbow
کمان بزرگ
longbows
کمان بزرگ
emporia
بازار بزرگ
emporium
بازار بزرگ
emporiums
بازار بزرگ
cataclysm
سیل بزرگ
cataclysms
سیل بزرگ
blundered
اشتباه بزرگ
blundering
اشتباه بزرگ
lumps
بزرگ شدن
lumped
بزرگ شدن
tankards
ابخوری بزرگ
hunk
تکه بزرگ
blunder
اشتباه بزرگ
grand
بزرگ مهم
grander
بزرگ مهم
grandest
بزرگ مهم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com