English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
aerosol گاز پخش شونده در هوا مخلوط گاز و هوا
aerosols گاز پخش شونده در هوا مخلوط گاز و هوا
Other Matches
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
auto rich مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
precipitates غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitated غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
precipitate غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
self reacting بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
precipitating غیرمحلول وته نشین شونده جسم تعلیق شونده یامتراسب
admixture مخلوط
confused مخلوط
blend مخلوط
admixtion مخلوط
mixture مخلوط
blends مخلوط
macedoine مخلوط
mixtures مخلوط
anti freeze mixture مخلوط ضد یخ
mixed مخلوط
composite مخلوط
blenders مخلوط کن
blender مخلوط کن
mixers مخلوط کن
blent مخلوط شد
hash مخلوط
mixer مخلوط کن
blending مخلوط
compost مخلوط
blend مخلوط کردن
blend مخلوط امیختگی
mixes مخلوط ترکیبی
mix امیزه مخلوط
mix مخلوط ترکیبی
powder mixer گرد مخلوط کن
porridge چیز مخلوط
mixes امیزه مخلوط
mixture بتن مخلوط کن
mingling مخلوط کردن
mixed semiconductor نیمرسانای مخلوط
azeotropic mixture مخلوط ازئوتروپ
meddle مخلوط کردن
meddled مخلوط کردن
meddles مخلوط کردن
mixture control کنترل مخلوط
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
mixers مخلوط کننده
mixer مخلوط کننده
mingles مخلوط کردن
mingled مخلوط کردن
mingle مخلوط کردن
mixed crystal کریستال مخلوط
blends مخلوط امیختگی
mixed gas گاز مخلوط
puddle مخلوط کردن
puddles مخلوط کردن
intermingle با هم مخلوط کردن
intermingled با هم مخلوط کردن
intermingles با هم مخلوط کردن
intermingling با هم مخلوط کردن
mixed glue چسب مخلوط
blends مخلوط کردن
proportioner مخلوط کن شیمیایی
admix مخلوط کردن
syncrasy مخلوط کردن
hot mixer مخلوط کننده
batch mixer مخلوط کن ضربهای
solid solution کریستال مخلوط
intercarrier beat زنه مخلوط
intercarrier buzz وزوز مخلوط
laudanum مخلوط افیون
interlard مخلوط کردن
cryogen مخلوط سرمازا
homogeneous mixture مخلوط همگن
azeotropic mixture مخلوط همجوش
weak mixture مخلوط ضعیف
immiscible مخلوط نشدنی
terpenoid مخلوط باترپن
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
ternary mixture مخلوط سه تایی
staff مخلوط سیمان و گچ
staffed مخلوط سیمان و گچ
staffs مخلوط سیمان و گچ
unscourced wool پشم مخلوط
gas mixture مخلوط گاز
crab cocktail مخلوط خرچنگ
intermeddle مخلوط کردن
melt مخلوط کردن
heterogeneous mixture مخلوط ناهمگن
mell مخلوط کردن
miscible مخلوط شدنی
mixing مخلوط کردن
commix مخلوط کردن
hash مخلوط کردن
unadulterated مخلوط نشده
pug mill اسیای گل مخلوط کن
melts مخلوط کردن
melange مخلوط امیختگی
blent مخلوط کرد
confect مخلوط کردن
rich mix مخلوط پر مایه
mixtures بتن مخلوط کن
lean mixture مخلوط رقیق
concrete mix مخلوط بتن
etherize بااتر مخلوط کردن
commingle بهم مخلوط کردن
cross loading مخلوط کردن بارها
continous mixer مخلوط کننده دائمی
complexly بطور پیچیده یا مخلوط
composite lightweight concrete بتن سبک مخلوط
dry blending مخلوط سازی خشک
detrital cone مخلوط افکنه واریزهای
mixer stage طبقه مخلوط کننده
ethylate بااتیل مخلوط کردن
jet mixer مخلوط کننده با فشار اب
mixes امیختن مخلوط کردن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
unalloyed غیر مخلوط خالص
shuffling بهم مخلوط کردن
shuffles بهم مخلوط کردن
shuffle بهم مخلوط کردن
mixes مخلوط کردن ترکیب
mix مخلوط کردن ترکیب
mix امیختن مخلوط کردن
frequency mixer مخلوط کننده یا میکسرفرکانس
intercarrier sound system کانال صوتی مخلوط
fuel oil mixture مخلوط روغن و سوخت
gas air mixture مخلوط بنزین و هوا
hc mixture مخلوط هیدروکلرید یا گازخفه کن
shuffled بهم مخلوط کردن
immiscibility حالت مخلوط نشدنی
mixed crude oil نفت خام مخلوط
mishmash مخلوط اش شله قلمکار
miscible مخلوط شدنی امیزنده
burden مخلوط کردن بار
tempered مخلوط کردن مزاج
tempers مخلوط کردن مزاج
batches اندازه مخلوط بتن
harsh مخلوط بتن سفت
creoles دارای نژاد مخلوط
creole دارای نژاد مخلوط
turn the mortar مخلوط کردن ملات
harsher مخلوط بتن سفت
burdens مخلوط کردن بار
rotary drum mixer مخلوط کننده طبلکی
souse با ترشی مخلوط کردن
organic silt مخلوط بامواد الی
mixer tube لامپ مخلوط کننده
agitation مخلوط کردن اشفتگی
mixing blade قاشقک مخلوط کننده
mixture of tar and bitumen مخلوط قطران و قیر
modulator لامپ مخلوط کننده
ready mixed paints رنگهای مخلوط اماده
harshest مخلوط بتن سفت
brandy با کنیاک مخلوط کردن
brandies با کنیاک مخلوط کردن
temper مخلوط کردن مزاج
olio مخلوط چیزدرهم ریخته
batch اندازه مخلوط بتن
vimineous خم شونده
folding تا شونده
diminishing کم شونده
squashy له شونده
deliquescent اب شونده
step down کم شونده
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
admix مخلوط شدن امیزش کردن
popped سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
pops سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
gannister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
fuel air mixture ratio نسبت مخلوط سوخت و هوا
thermit مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
roil مخلوط کردن سرگردان شدن
thermit welding جوش مخلوط الومینیم و اکسیداهن
hot metal mixre مخلوط کننده اهن خام
float بستنی مخلوط با شربت وغیره
hybrida گیاه یاجانور دورگه مخلوط
floated بستنی مخلوط با شربت وغیره
floats بستنی مخلوط با شربت وغیره
gas ligther اتش زنه مخلوط گاز
ganister مخلوط کوارتز و خاک نسوز
pop سوخت مخلوط متانول و نیترومتان
potpourri تنوع مخلوط درهم وبرهم
milk-shakes مخلوط شیر وشربت وبستنی
blenders ماشین مخصوص مخلوط کردن
milk-shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
potpourris تنوع مخلوط درهم وبرهم
terpenic ترپن دار مخلوط باترپن
milk shake مخلوط شیر وشربت وبستنی
milk punch مشروبات مخلوط با شیر وقند
random mixed مخلوط شدن به طور شانسی
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
blender ماشین مخصوص مخلوط کردن
mortar mill مخلوط کن ملات یا ماشین ملاتساز
modulator طبقه مخلوط کننده مدولاتور
cement mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
concrete mixer بتون مخلوط کن [ساخت و ساختمان]
mixed highs بسامدهای زیاد مخلوط شده
tilting board صفحه کج شونده
depreciable مستهلک شونده
combinatory ترکیب شونده
coagulable دلمه شونده
clotty دلمه شونده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com