English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
hole circle گردی سوراخ
Other Matches
centred سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
center سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie [پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
to pink out leather چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
dilly bag کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
sight سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
float stone سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
fenestration چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
sights سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
cancellate سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
gruyere cheese پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
thirl سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinkest سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinker سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
foraminate ثقبه دار سوراخ سوراخ
heroism گردی
levorotation چپ گردی
knobbiness گردی
roundness گردی
rotundily گردی
rondure گردی
globularity گردی
cylinderisity گردی
roundest گردی
farinose گردی
round گردی
to poke a bout ول گردی کردن
mountaineering کوه گردی
somnambulism خواب گردی
top radius گردی سر دنده
cavetto ربع گردی
sleep walking خوابیده گردی
coal dust firing اشتعال گردی
roundness نسبت گردی
colportage دوره گردی
cylinderisity دقت گردی
powderiness خاصیت گردی
powder metallurgy متالورژی گردی
pedlary دوره گردی
gas lubrication روغنکاری گردی
somnambulation خواب گردی
What are you looking for ? دنبال چی؟ می گردی ؟
pub crawl میخانه گردی
pub crawls میخانه گردی
dry galvanizing اب روی دادن گردی
hobo دوره گردی کردن
hoboes دوره گردی کردن
hobos دوره گردی کردن
peddle دوره گردی کردن
traipsing هرزه گردی کردن
traipses هرزه گردی کردن
traipse هرزه گردی کردن
peregrinations جهان گردی دربدری
pub crawls میخانه گردی کردن
traipsed هرزه گردی کردن
pulverulent ازهم پاشنده گردی
packman دوره گردی کردن
peddled دوره گردی کردن
peddles دوره گردی کردن
cadging گدایی دوره گردی
hawked دوره گردی کردن
hawk دوره گردی کردن
cadged گدایی دوره گردی
hawks دوره گردی کردن
pub crawl میخانه گردی کردن
cadges گدایی دوره گردی
peregrination جهان گردی دربدری
to i. aroom with a powder گردی درخانه پاشیدن
cadge گدایی دوره گردی
bezant پولک گردی که معمولا از طلااست
shopped مغازه گردی کردن دکه
shops مغازه گردی کردن دکه
shop مغازه گردی کردن دکه
rhapsode دوره گردی که اشعار رزمی
door to door selling فروش کالا بصورت دوره گردی
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
console کنسول [نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
cancellated سوراخ سوراخ اسفنجی
grids دریچه سوراخ سوراخ
cancellous سوراخ سوراخ اسفنجی
riddles سوراخ سوراخ کردن
cancellate سوراخ سوراخ اسفنجی
riddle سوراخ سوراخ کردن
swage block قالب سوراخ سوراخ
grid دریچه سوراخ سوراخ
millepore مرجان سوراخ سوراخ
hock spanner اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
frostwork نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
gad با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
cadges اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadge اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged اخاذی کردن دوره گردی کردن
mesh سوراخ
slotting سوراخ
finger hole سوراخ
holing سوراخ
fenestra سوراخ
edge perforated لب سوراخ
meshing سوراخ
columbarium سوراخ
meshes سوراخ
cribriform سوراخ سوراخ
holed سوراخ
drill hole سوراخ
holes سوراخ
leak سوراخ
leaked سوراخ
leaks سوراخ
boring سوراخ
broaching سوراخ کن
broaches سوراخ کن
broached سوراخ کن
broach سوراخ کن
lace پر از سوراخ
orifices سوراخ
pecker سوراخ کن
tap سوراخ
tapped سوراخ
tapping سوراخ
loop سوراخ
looped سوراخ
loops سوراخ
awl سوراخ کن
alveolar سوراخ سوراخ
abroach سوراخ
eyelet سوراخ
eyelets سوراخ
laces پر از سوراخ
orifice سوراخ
slots سوراخ
borehole سوراخ
pinking سوراخ
punched سوراخ کن
pitting سوراخ سوراخ
punch سوراخ کن
overture سوراخ
punches سوراخ کن
overtures سوراخ
puncturing سوراخ
pigenhole سوراخ
punctured سوراخ
pertusion سوراخ
perforator سوراخ کن
spy hole سوراخ
peep hole سوراخ
taphole سوراخ
thirl سوراخ
mure سوراخ
piercer سوراخ کن
boreholes سوراخ
puncture سوراخ
broacher سوراخ کن
foraminiferous سوراخ سوراخ
foraminated سوراخ سوراخ
punctulate سوراخ سوراخ
slot سوراخ
hole سوراخ
waterhole سوراخ
punctures سوراخ
opening سوراخ
perforation سوراخ
foramen سوراخ
pumiceous سوراخ سوراخ
outage سوراخ
outages سوراخ
imperforate بی سوراخ
openings سوراخ
waterholes سوراخ
shrink hole سوراخ انقباض
loophole سوراخ دیدبانی
pores سوراخ ریز
broach سوراخ کردن
spiracle سوراخ تنفس
pore ریزه سوراخ
snuffer سوراخ بینی
broached سوراخ کردن
spile سوراخ گیری
loopholes سوراخ دیدبانی
pore سوراخ ریز
broaching سوراخ کردن
broaches سوراخ کردن
perforative سوراخ کننده
stabs سوراخ کردن
pitted سوراخ سوراخ چاله چاله
tuyere سوراخ هوا
scuttled سوراخ کردن
ventage سوراخ باد
bores قطر یک سوراخ
bores سوراخ مته
bores سوراخ کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com