English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (7 milliseconds)
English Persian
thermoelasticity گرما کشسانی
Other Matches
thermostat :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostats :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
elasticity کشسانی
limit of elasticity حد کشسانی
elastic limit حد کشسانی
modulus of elasticity ضریب کشسانی
elastic modulus ضریب کشسانی
coefficient of elasticity ضریب کشسانی
elasticity جهمندی کشسانی
elasticity modulus ضریب کشسانی
shear modulus of elasticity ضریب کشسانی برینشی
shear modulus ضریب کشسانی در برش
bulk modulus of elasticity ضریب کشسانی حجمی
modulus of rigidity ضریب کشسانی در برش
modulus of elasticity in shear ضریب کشسانی در برش
coefficient of rigidity ضریب کشسانی در برش
isotherm خط هم گرما
radiation of heat گرما
cauma گرما
heats گرما
heat گرما
non conducting عایق گرما
pyro electricity گرما برق
cold is merely privative گرما نیست
btu واحدبریتانیایی گرما
thermo electricity گرما برق
pyromagnetic گرما- مغناطیس
calorification پیدایش گرما
I am absolutely baked. از گرما پختم
heat transmission انتقال گرما
hot cabinet قفسه گرما
heat transfer انتقال گرما
heat radiation تابش گرما
incalescence گرما جویی
heat loss تلف گرما
intensity of heat شدت گرما
thermal flux شار گرما
heat flux شار گرما
heat flow جریان گرما
radiator گرما تاب
heat exchange تبادل گرما
heat absorbing جذب گرما
temperatures درجه گرما
incalescent گرما گرای
heats گرما حرارت
thermal effect اثر گرما
radiator گرما افکن
radiators گرما افکن
thermal مربوط به گرما
radiators گرما تاب
thermal unit واحدسنجش گرما
thermomagnetic گرما مغناطیس
melted از گرما سوختن
thermal reservoir منبع گرما
thermosphere گرما سپهر
thermosphere گرما کره
temperature درجه گرما
thermal agitation voltage اثر گرما
thermochemistry گرما شیمی
heat گرما حرارت
thermometer گرما سنج
thermometers گرما سنج
thermoelectric گرما برقی
convection انتقال گرما
adiabatic عایق گرما
thermoelectric effect اثر گرما- برق
resistant to heat مقاوم در برابر گرما
thermotaxis تحرک در اثر گرما
thermotropic علاقمند به گرما دماگرای
she cannot bear heat تاب گرما رانمیاورد
hot shorteness شکنندگی حاصل از گرما
thermolytic وابسته به تحلیل گرما
thermoforming شکل دادن با گرما
to evolve heat گرما بیرون دادن
thermotropism حساسیت نسبت به گرما
she cannot bear heat طاقت گرما را ندارد
temperature independent paranagnetism پارامغناطیس گرما مستقل
thermonuclear reaction واکنش گرما- هستهای
mechanical equivalent of heat هم ارز مکانیکی گرما
to resist heat تاب گرما اوردن
calory واحد سنجس گرما
baking enamel لعاب دادن با گرما
b.t.u. واحد بریتانیایی گرما
warmth تعادل گرما ملایمت
heat-stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
heat stroke گرماگرفتگی غش در اثر گرما
calories واحد سنجس گرما
swelter از گرما بیحال شدن
calorie واحد سنجس گرما
radiators بیرون دهنده گرما
radiator بیرون دهنده گرما
sweltered از گرما بیحال شدن
swelters از گرما بیحال شدن
chinical t. گرما سنج طبی
fehrenheit thermometer گرما سنج فارنهایت
british thermal unit واحد بریتانیایی گرما
therm حمام عمومی گرما
therm واحد گرما حمام
heat fast paint رنگ مقاوم گرما
heat transfer coefficient ضریب انتقال گرما
diathermacy خاصیت هدایت گرما
cooling water thermometer گرما سنج اب سرد
therms واحد گرما حمام
therms حمام عمومی گرما
heat flux density چگالی شار گرما
stew خیس عرق شدن [در گرما]
warm spot اندامها و مراکزاحساس گرما در پوست
convector جسم انتقال دهنده گرما
convectors جسم انتقال دهنده گرما
electricity مین نور یا گرما یا نیرو
thermolytic وابسته به تجزیه در اثر گرما
heater بخاری دستگاه تولید گرما
conductibility of heat قابلیت هدایت گرما گرمارسانی
calories واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
heat radiates from the stove گرما ازبخاری متشعشع میشود
calorie واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
thermographic وابسته به گرما سنجی یادمانگاری
heaters بخاری دستگاه تولید گرما
register ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registers ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registering ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
variations of temperature اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
epicritic تمیز دهنده گرما وسرما حساس بسرماوگرما
In the heat of the moment <idiom> [در گرما گرم کار] [بحث ومجادله لفظی]
chromometer ساعت دقیقی که گرما و سرمادر ان اثر نمیکند
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostatics اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
material theory of heat پندار مادیت نسبت بگرما تصور اینکه گرما ماده است
advection جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
glass wool تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
cracking وارد کردن گرما و معمولافشار برای شکستن هیدروکربنهای کمپلکس گاه درحضور کاتالیزور
stirling cycle سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
thermodynamics علم مربوط به تبادل کار وحرارت و جریان گرما وتغییر دما بویژه در سیالات متحرک
thermal کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
electrosensitive کاغذ چاپ پوشیده شده از فلر که میتواند حروف را توسط گرما با نوک مخصوص چاپ -Ddot matrix نمایش میدهد
conductance رسانایی الکتریکی گرما رسانایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com