English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
short ribs گوشت با استخوان دنده
Search result with all words
spare ribs گوشت دنده با استخوان
Other Matches
rib گوشت دنده
french chop گوشت دنده
chop گوشت دنده
spareribs گوشت دنده
rib تکه گوشت دنده دار
t bone گوشت و استخوان گاو بشکل حرف T
chine مهره استخوان پشت جانوران گوشت مازه
daisy ham قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
The cat ate the whole mouse. گربه تمام موش راخورد ( گوشت ،استخوان وغیره )
galantine خوراک سرد گوشت گوساله وجوجه و دیگر جانوران که استخوان ان را در اورده باشند
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
ungear از دنده بیرون انداختن بی دنده کردن
salami گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
syynostosis ترکیب دو استخوان وتکمیل استخوان واحدی
zygoma استخوان قوس وجنه استخوان گونه
astragalus استخوان قوزک یا اشتالنگ استخوان کعب
spur gear دنده مهمیزی دنده خاردار
pinions دنده پینیون دنده لایتناهی
pinion دنده پینیون دنده لایتناهی
pinioning دنده پینیون دنده لایتناهی
epicyclic transmission یک یاچند چرخ دنده که در داخل یاخارج چرخ دنده دیگری حرکت می کنند
pomace گوشت سیب گوشت میوه
periosteum پوشش استخوان ضریع استخوان
ischium استخوان ورک استخوان نشیمنگاهی
condyle مهره استخوان- برامدگی استخوان
club steak قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
rougher دنده دنده کننده
occiput استخوان قمحدوه استخوان پس سر
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
sprocket دنده چرخ زنجیرخور چرخ دنده
slats دنده ها
gear دنده
geared دنده
spare ribs سر دنده
strict یک دنده
stricter یک دنده
strictest یک دنده
rib دنده
drive دنده
drives دنده
hard-nosed یک دنده
costa دنده
dependum ته دنده
geap دنده
gears دنده
slat دنده ها
high speed دنده سریع
gearshift دنده عوض کن
cramwheel دنده مخروطی
gearshift میله دنده
gearshifts میله دنده
gearshifts دنده عوض کن
cramwheel دنده کرامویل
gear box جعبه دنده
cogwheel چرخ دنده
steering gear دنده سکان
steering gear دنده فرمان
jackshaft دنده عقب
spur gear دنده ملخی
pinions جرخ دنده
drive mechanism جعبه دنده
pinioning جرخ دنده
worm gear دنده مورب
worm gear دنده مارپیچی
wheelwork چرخ دنده
gear case جعبه دنده
gear cutter دنده تراش
gear level دسته دنده
gear wheel چرخ دنده
transmission case جعبه دنده
top radius گردی سر دنده
toothed wheel چرخ دنده
pinion جرخ دنده
external thread دنده خارجی
dependum angle زاویه ته دنده
sprocket دنده زنجیر
jackshaft دنده دو در اتومبیل
thread دنده پیچ
threads دنده پیچ
transmission جعبه دنده
transmissions جعبه دنده
longitudinal دنده طولی
gears جعبه دنده
geared جعبه دنده
gear جعبه دنده
gears چرخ دنده
geared چرخ دنده
gearbox جعبه دنده
pinwheel چرخ دنده
cogs دنده چرخ
frame دنده عرضی
laticostate دنده پهن
bevel gear دنده کرامویل
bevel gear دنده مورب
shifting lever دسته دنده
stave دنده بشکه
gear چرخ دنده
bendix دنده استارت
bendix دنده بندیکس
low gear دنده کندکن
gearing جعبه دنده
rib دنده میله
gearboxes جعبه دنده
planetary gear دنده خورشیدی
cog دنده چرخ
gearwheels چرخ دنده ها
gearwheel چرخ دنده
cross-rib دنده ی قوس
sheaths تیزی دنده
sheath تیزی دنده
cogwheels چرخ دنده ها
stick shift دسته دنده
reverse gears دنده معکوس
reverse gear دنده معکوس
timber دنده عرضی
cogged wheels چرخ دنده ها
cog wheels چرخ دنده ها
ratchet دنده جغجغه ای
cog wheel چرخ دنده
gear wheels چرخ دنده ها
cog [cogwheel] چرخ دنده
cogged wheel چرخ دنده
grooved دنده دار
ribbed دنده دار
compasition gear چرخ دنده مرکب
bevel gear drive جعبه دنده مخروطی
bevel gear چرخ دنده مخروطی
cross-springer [دنده اریب در طاق]
bevel gearing گیربکس دنده مخروطی
gearbox position وضعیت جعبه دنده
helical gear چرخ دنده حلزونی
steering gear جعبه دنده فرمان
sun gear چرخ دنده خورشیدی
inside thread دنده داخلی قلاویز
step up gear چرخ دنده افزاینده
it serves him right دنده اش هم نرم شود
gear box جعبه دنده گیرباکس
starter gear ring چرخ دنده استارتر
nut چرخ دنده ساعت
reduction gear چرخ دنده کاهنده
gear پوشش دنده دار
ratchet ضامن چرخ دنده
planetary gear جعبه دنده خورشیدی
planetary gear چرخ دنده سیارهای
rachet ضامن چرخ دنده
quick change gearbox جعبه دنده نورتون
ratchets ضامن چرخ دنده
precostal واقع در پیش دنده ها
rib دنده دار کردن
riblet انتهای دنده گوسفند
gears پوشش دنده دار
geared پوشش دنده دار
gear stick دسته دنده اتومبیل
gear lever دسته دنده اتومبیل
gear shift دسته دنده اتومبیل
sawtooth wave موج دنده ارهای
pair of gears زوج چرخ دنده
rib هرچیز شبیه دنده
tumble gear چرخ دنده واسطه
racks چرخ دنده دار
wracked چرخ دنده دار
grub screw میله دنده دار
wracks چرخ دنده دار
transmission gear چرخ دنده انتقال
gear friction اصطکاک چرخ دنده
gear cutting دنده تراشی [مهندسی]
worm gear چرخ دنده حلزونی
he broke his rib or something دنده منده اش شکست
racked چرخ دنده دار
rack چرخ دنده دار
worm wheel چرخ دنده حلزونی
gear quadrant ماهک جعبه دنده
tricostate سه دندهای دارای سه دنده
worm wheel دنده کرمی شکل
gear ratio نسبت چره دنده ها
gear transmission ratio نسبت دنده گیربکس
gear in درگیری دو چرخ دنده
transmission oil روغن جعبه دنده
four gear drive گیربکس چهار دنده
transmission grease گریس جعبه دنده
gear change box جعبه تعویض دنده
gear case پوسته جعبه دنده
eight speed gear drive گیربکس هشت دنده
pinion دنده هرزه گرد
crown gear چرخ دنده محدب
pinioning چرخ دنده جناحی
pull gear چرخ دنده بالابر
pinioning دنده هرزه گرد
magnetic gear shift دسته دنده مغناطیسی
pinions چرخ دنده جناحی
pinions دنده هرزه گرد
controlled stick steering دسته دنده خودکار
contact backlash دنده کور تماس
pinion چرخ دنده جناحی
get up on the wrong side of the bed <idiom> از دنده چپ بلند شدن
spiral gear چرخ دنده حلزونی
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com