English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
glycophyte گیاه نمک گریز
Other Matches
isomorph جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
ear خوشه [بخشی از ساقه گیاه غلاتی] [گیاه شناسی]
gametophyte گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
rhubarb گیاه ریواس [از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
madder گیاه روناس [از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
wildling گیاه وحشی گیاه خودرو
halophyte گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
hemp گیاه شاهدانه [در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
leakage گریز
truancy گریز
ineluctable نا گریز
evasion گریز
misogynist زن گریز
misogynists زن گریز
allusions گریز
allusion گریز
scuttles گریز
evasions گریز
subterfuge گریز
scuttled گریز
leakages گریز
jink گریز
loop hole گریز
metabasis گریز
escapement گریز
scampers گریز
scampering گریز
scampered گریز
scamper گریز
scuttle گریز
side step گریز
digression گریز
leg bail گریز
scuttling گریز
desertion گریز
get away گریز
elopement گریز
abscondence گریز
loop گریز
elopements گریز
escapes گریز
subterfuges گریز
fly-by-night شب گریز
aposteophe گریز
escaped گریز
escaping گریز
flight گریز
chevy گریز
elusion گریز
lubricious گریز پا
escape گریز
escape convention قرارداد گریز
escape velocity سرعت گریز
evaded گریز از دشمن
loophole راه گریز
evasible گریز زدنی
fugue reaction واکنش گریز
evading گریز از دشمن
dodage گریز با توپ
glycophyte نمک گریز
evade گریز از دشمن
apostrophize گریز زدن
escaping گریز فرار
contrifuge گریز از مرکز
evasion گریز زنی
escape گریز فرار
evasions گریز زنی
corticofugal قشر گریز
loopholes راه گریز
centrifugal مرکز گریز
unsociable مردم گریز
eludible قابل گریز
guys فرار گریز
guy فرار گریز
escapes گریز فرار
escape code رمز گریز
escape clause شرط گریز
escape charaoter دخشه گریز
escape character کاراکتر گریز
esc کاراکتر گریز
centrifugal گریز از مرکز
escaped گریز فرار
centrifugal گریز از مرکزی
flight عزیمت گریز
inescapable گریز نا پذیر
hit-and-run جنگ و گریز
Luddites پیشرفت گریز
Luddite پیشرفت گریز
escapists گریز گرایانه
getaway گریز فرار
getaways گریز فرار
escapists گریز گرای
escapist گریز گرایانه
escapist گریز گرای
drive گریز پا به توپ
drives گریز پا به توپ
running fight جنگ و گریز
hit and run جنگ و گریز
dodge گریز زدن
dodged گریز زدن
dodges گریز زدن
dodging گریز زدن
centrifuge مرکز گریز
centrifuges مرکز گریز
unsocial مردم گریز
misanthrope مردم گریز
misanthrope انسان گریز
misanthropes مردم گریز
misanthropes انسان گریز
velocity of escape سرعت گریز
parthian shaft or shot تیرهنگام گریز
loss گریز سقوط
misogynous متنفر از زن زن گریز
ineludible گریز ناپذیر
loup گریز خیززدن
evades گریز از دشمن
parthian shaft or shot جنگ و گریز
prison breaker زندان گریز
to give leg گریز زدن
negative movement reflex بازتاب گریز
to put by گریز زدن
to run off گریز زدن
escaped جان بدربردن گریز
lyophobic colloid کلویید حلال گریز
evade گریز زدن از ازسربازکردن
escape جان بدربردن گریز
evaded گریز زدن از ازسربازکردن
eccentricity گریز از مرکز غرابت
centrifugal force نیروی مرکز گریز
escapes جان بدربردن گریز
stand-off سرد گریز کردن
stand off سرد گریز کردن
escaping جان بدربردن گریز
eccentricity گریز یا خروج از مرکز
centrifugal force نیروی گریز از مرکز
evades گریز زدن از ازسربازکردن
centrifugal acceleration شتاب گریز از مرکز
centrifugal lubrication روغنکاری گریز از مرکز
car chase تعقیبو گریز با اتومبیل
song and dance توضیح گریز آمیز
eccentricities گریز یا خروج از مرکز
eccentricities گریز از مرکز غرابت
stand-offs سرد گریز کردن
eccentric cam بادامک گریز از مرکز
eccentric disc صفحه گریز از مرکز
to play the truant ازاموزشگاه گریز زدن
ultracentrifuge فرا مرکز گریز
evading گریز زدن از ازسربازکردن
data link escape گریز اتصال دادهای
contrifugal force نیروی گریز از مرکز
conditioned escape response پاسخ گریز شرطی
circle dodge گریز از حریف در مسیرمنحنی
centrifugal pump تلمبه مرکز گریز
centrifugal pump پمپ گریز از مرکز
centrifugation قوه گریز از مرکز
centrifugally cast pipe لوله ریخته گی گریز از مرکز
hot mold centrifugal casting process فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
trompement گریز شمشیرباز از ضربه حریف
evadingly گریز زنان بابهانه یاحیله
evasion and scape گریز و فراراز دست دشمن
blower نوعی کمپرسور گریز از مرکز
leeway عقب افتادگی راه گریز
truant شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
centrifugal casting ریخته گری گریز از مرکز سانتریفوژ
truants شاگرد یا ادم طفره رو مکتب گریز
deropement مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
centrifugal casting machine دستگاه ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting process فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
centrifugal casting process طریقه ریخته گری گریز از مرکز
to chicken out of something گریز زدن از چیزی [اصطلاح روزمره]
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
submarine مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
submarines مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
moonlight fliting گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
cutbacks بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
cutback بازی بدون توپ برای گریز ازچنگ مدافعان
standstill در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
plant گیاه
vegetable گیاه
greenstuff گیاه
herb گیاه
herbs گیاه
herbage گیاه
lungwort شش گیاه
plants گیاه
to water something آب دادن [گیاه]
mandragora مهر گیاه
lithophyte گیاه سنگ زی
lemon grass گور گیاه
manragora مردم گیاه
manragora مهر گیاه
mandrake مهر گیاه
mandrake مردم گیاه
microphyte گیاه خرد
plant گیاه نهال
herborist گیاه فروش
plantlike گیاه مانند
herblike گیاه مانند
herbivora گیاه خواران
herbist گیاه فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com