Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
detached unit
یکان جدا شده
Search result with all words
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
composite
یکان مختلط
composite
یکان مرکب
active
یکان کادر
organisations
یکان قسمت
organization
یکان قسمت
organizations
یکان قسمت
service
قسمت یکان
serviced
قسمت یکان
link
ملحق شدن دو یکان
command
یکان عمده قرارگاه فرماندهی کردن امر دادن
command
یکان قرارگاه عمده
commanded
یکان عمده قرارگاه فرماندهی کردن امر دادن
commanded
یکان قرارگاه عمده
commands
یکان عمده قرارگاه فرماندهی کردن امر دادن
commands
یکان قرارگاه عمده
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
purple
در رهگیری هوایی یعنی یکان یا هواپیمای تعیین شده مشکوک به حمل جنگ افزاراتمی است
organizational
یکان سازمانی
presence
فرستی در یکان
parent
یکان لاحق
parent
یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
parent
یکان اولیه
train
بنه یکان
train
عقبه یکان
trained
بنه یکان
trained
عقبه یکان
trains
بنه یکان
trains
عقبه یکان
flank
پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
flanked
پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
flanking
پهلوی یکان احاطه کردن دور زدن پهلوها
mountaineer
یکان کوهستانی کوهنورد
mountaineers
یکان کوهستانی کوهنورد
boundaries
حدود یکان
boundary
حدود یکان
constitute
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constituted
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constitutes
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
constituting
تشکیل دادن بنیاد نهادن مجوز برای تاسیس یک یکان جدید
paratrooper
جمعی یکان چترباز
paratroopers
جمعی یکان چترباز
organic
یکان سازمانی
organic
مربوط به یک قسمت یا یکان
unit
یکان
units
یکان
formation
یکان
formation
ارایش یکان ترتیب نیرو
mobility
تحرک یکان
force
یکان قسمت نظامی
forces
یکان قسمت نظامی
forcing
یکان قسمت نظامی
tenant
یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
tenants
یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
reinforcing
در حال تقویت کردن یک یکان دیگر
combatant
یکان رزمنده عناصر رزمنده عناصر درگیردر جنگ
combatants
یکان رزمنده عناصر رزمنده عناصر درگیردر جنگ
mixed
یکان مختلط
detail
شرح مفصل یکان بقیه یکان
detailing
شرح مفصل یکان بقیه یکان
dispersion
تفرقه گسترش یکان
sergeant
سرگروهبان یکان
sergeants
سرگروهبان یکان
straggler
گم شده از یکان
straggler
دورافتاده از یکان
stragglers
گم شده از یکان
stragglers
دورافتاده از یکان
regroup
دور هم جمع کردن یکان
regrouped
دور هم جمع کردن یکان
regrouping
دور هم جمع کردن یکان
regroups
دور هم جمع کردن یکان
separate
یکان مستقل
separated
یکان مستقل
separates
یکان مستقل
detach
جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
detaches
جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
detaching
جداکردن جدا کردن از یکان اصلی
dismiss
منفصل کردن یکان مرخص
dismisses
منفصل کردن یکان مرخص
dismissing
منفصل کردن یکان مرخص
strangle
دورافتادن از یکان
suppress
سرکوب کردن اتش یافعالیت یک یکان
suppresses
سرکوب کردن اتش یافعالیت یک یکان
suppressing
سرکوب کردن اتش یافعالیت یک یکان
singly
یکان یکان
recover
جمع اوری یکان
recovering
جمع اوری یکان
recovers
جمع اوری یکان
rank
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
ranked
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
ranks
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
leader
هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
leaders
هادی راهنما فرمانده گروه یا یکان کوچک
pertinent
یکان لاحق
pertinent
وابسته به یکان مربوطه
motorized
یکان موتوری
motorized
یکان موتوریزه محمول موتوری
diaries
دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
Other Matches
zeroed out
ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
visit of courtesy
بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
force augmentation
تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
designation
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
subactivity
یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
line replacement
یکان تعویض کننده یکان جبهه
designations
عنوان یکان یاشخص معرف یکان
combat arms
یکان رزمی یکان درگیر در رزم
transfer processing
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
tactical element
یکان رزمی یکان تاکتیکی
unit mill
سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
shadower
یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
command information program
برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
readiness condition
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
beachmaster's unit
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
casualty staging unit
یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
guiden
پرچم یکان پرچم نماینده یکان
division slice
یکان استاندارد لشگری یکان لشگری
cellular unit
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
staging unit
یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
service force
یکان خدمات
designations
اسم یکان
organization chart
نمودارسازمان یکان
activities
قسمت یکان
paratroop
یکان چترباز
designation
اسم یکان
mechanized
یکان مکانیزه
naval activity
یکان دریایی
retraining command
یکان بازاموزی
muster book
دفتروقایع یکان
motor unit
یکان موتوری
base unit
یکان پایگاهی
activity
قسمت یکان
first seargeant
سرگروهبان یکان
fire unit
یکان اتش
exempted station
یکان مخصوص
distinguished unit
یکان ممتاز
cavalry unit
یکان سوارزرهی
divisional unit
یکان لشگری
combat , echelon
یکان رزمی
combatcommand
یکان رزمی
combined arms
یکان مرکب
combined command
یکان مرکب
detached unit
یکان مامورشده
designator code
کد تشخیص یکان
force basis
مبنای یکان
beach organization
یکان ساحلی
frontalier
یکان مرزی
march unit
یکان راهپیمایی
major command
یکان عمده
logistical command
یکان لجستیکی
joint command
یکان مشترک
administrative command
یکان اداری
advance gruard
یکان جلودار
intercommand
بین یکان
installation type
نوع یکان
identification code
کدشناسایی یکان
air command
یکان هوایی
command strength
استعداد یکان
base unit
یکان مبنا
composite unit
یکان مختلط
unit structure
استخوانبندی یکان
unit supply
تدارکات یکان
unit train
بنه یکان
troop unit
یکان صنفی
command net
شبکه یکان
troop basis
مبنای یکان
unit training
اموزش یکان
tactical command
یکان تاکتیکی
support command
یکان پشتیبانی
troop unit
یکان سربازدار
unit structure
سازمان یکان
single unit
یکان مستقل
single unit
یکان منفرد
shock troops
یکان ضربت
service unit
یکان خدمات
communication chief
رئیس مخابرات یکان
commodity command
یکان امادکالاهای مصرفی
force designator
شماره ترتیب یکان
identification code
رمز معرف یکان
force structure
استخوان بندی یکان
evader
دور افتاده از یکان
force augmentation
عناصر تقویتی یکان
distinguished unit citation
نشان لیاقت یکان
using agency
یکان استفاده کننده
distinguished unit citation
نشان یکان برجسته
division engineer
یکان مهندسی لشگر
unit train
بنه اماد یکان
direct support unit
یکان پشتیبانی مستقیم
document file
پرونده اسناد یکان
unit strength
قدرت رزمی یکان
frontalier
جزو یکان مرزی
troop basis
مبنای واگذاری یکان
stand bearer
پرچم دار یکان
zone of action
منطقه عملیات یکان
staging unit
یکان بارگیری کننده
service force
یکان خدماتی دریایی
nonoperating strength
جمعی غیرفعال در یکان
order of battle
سازمان نیروهایا یکان
passive element
یکان غیر فعال
permanent oppointment
اختصاص دایمی به یک یکان
permanent party
جمعی دایمی یکان
requesting unit
یکان درخواست کننده
requesting unit
یکان تقاضا کننده
safety officer
افسر تامین یکان
scheme of command
طرح عملیاتی یکان
search attack unit
یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
mechanized infantry
یکان پیاده مکانیزه
mass of maneuver
سنگینی حرکات یکان
general support
یکان پشتیبانی عمومی
grenadier
یکان نارنجک انداز
unit kilometer
مصرف کیلومتری یکان
unit journal
دفتر روزنامه یکان
unit distribution
روش توزیع به یکان
unit distribution
روش تقسیم به یکان
property book
دفتر دارایی یکان
type face
نوع ارایش یکان
type face
نوع چرخش یکان
intercommunication
مخابرات داخلی یکان
intransit
یکان در حال حرکت
land tail
باقیمانده زمینی یکان
less than release unit
یکان منتظر حمل
less than release unit
یکان درخط ترابری
level of effort
تلاش رزمی یکان
security council
شورای حفافتی یکان
journals
دفتر روزنامه یکان
beachmaster's unit
یکان لجستیک ساحلی
beach unit
یکان تهیه بارانداز
basic tactical unit
یکان مبنای تاکتیکی
journal
دفتر روزنامه یکان
compositions
ارایش یکان سازمان
composition
ارایش یکان سازمان
supported
یکان پشتیبانی شده
commodores
فرمانده یکان هوایی
commodore
فرمانده یکان هوایی
cavalry unit
یکان سوار نظام
command budget estimate
براورد بودجه یکان
command axis
محور حرکت یکان
command issuing office
دفترتوزیع دستورالعملهای یکان
combat support arms
یکان پشتیبانی رزمی
command liaison
شبکه رابط یکان
master menu
برنامه غذایی اصلی یکان
command issuing office
دفتر توزیع فرامین یکان
commitment value
ارزش رزمی یک یکان در درگیریها
attached airlift service
یکان ترابری هوایی زیرامر
air defense artillery fire unit
یکان اتش توپخانه پدافندهوایی
installation property book
دفتر دارایی قسمت یا یکان
progressive cookery
پخت تدریجی غذای یکان
activity designator
شاخص فعالیت یکان یا قسمت
naval support
یکان پشتیبانی کننده دریایی
inventory reconciliation
تطابق موجودی با دارایی یکان
zeroed out
غیر عملیاتی شدن یکان
general support reinforcing
یکان عمل کلی تقویتی
state of alert
وضعیت اماده باش یکان
steerage way
پیشروی در سمت حرکت یکان
executive officer
معاون یکان افسر تیر
combat commander's insignia
علامت فرماندهی بر یکان رزمی
type command
نوع یکان ناو گروه
trains area
منطقه بنه رزمی یکان
dominant user
یکان مصرف کننده عمده
shipment unit
یکان مسئول ارسال کالاها
sealift command
یکان حمل و نقل دریایی
force activity designator
شماره ترتیب فعالیت یکان
diary
دفترروزانه یکان دفتر وقایع روزانه
receptee
افرادپذیرفته شده جدید یا افرادجدیدی یکان
passage of lines
عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
permanent emplacement
موضع دائمی یکان یا جنگ افزار
affiliated unit
یکان زیر امر ادارات غیرنظامی
affiliated unit
یکان احتیاط مامور به ادارات غیرنظامی
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
beach unit
یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
exempted station
یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
command of execution
فرمان اجرای عمل یکان اجرایی
cellular unit
هسته اصلی تشکیل دهنده یکان
embarkation element
یکان مخصوص کمک به بارگیری یا سوار شدن
forming up
تجمع و سازمان دادن یکان جمع شدن
gap filler
یکان پوشاننده شکافها یارخنههای بین یکانها
base logistical command
یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
permanent change of station
تغییر محل دایمی یکان انتقال دایم
beach organization
یکان مسئول اداره اسکله قسمت ساحلی
muster roll
دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
oversea command
یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
rotating unit
یکان در حال تعویض یاچرخش نوبتی بین پستها
train headway
فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
reconstitution site
قرارگاه یا ستاد بازیافتی ازیک یکان منهدم شده
national command
یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
freddie
اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
enroute personnel
افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
convalescent center
یکان بهداری که فرفیت 0051 تختخواب را داشته باشد
contact party
گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
budget item
اقلامی که به دستور فرمانده قیمت ان ازبودجه یکان کسر میشود
bed credit
تعداد تختخوابی که دربیمارستان به هر یکان یاسازمان اختصاص داده میشود
color
پرچم یکان یا جنگی نشان و درجه روی شانه وسینه
reaction time
زمان اماده شدن یکان برای عکس العمل به دستورات
fire unit
یکان تیراندازی کننده قبضه پدافند هوایی سکوی اتش توپخانه
hunter killer
نیروهای شکاری و انهدامی دریایی یکان مامور جستجو وانهدام زیردریایی دشمن
routing indicator
گروهی از حروف که برای نشان دادن محل جغرافیایی یک ایستگاه یا یکان یا قرارگاه به کار می رود
interoperability
قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
noncontiguous facility
تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com