English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (10 milliseconds)
English Persian
support command یکان پشتیبانی
Search result with all words
supported یکان پشتیبانی شده
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
direct support unit یکان پشتیبانی مستقیم
general support یکان پشتیبانی عمومی
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
naval support یکان پشتیبانی کننده دریایی
support command فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
Other Matches
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
zeroed out ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
tenant یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
visit of courtesy بازدیدرسمی دوستانه فرمانده یک یکان از یکان دیگر
tenants یکان مستقر در یک محل یاتاسیسات یکان پادگانی
force augmentation تقویت یکان اضافه کردن به نیروی یکان
line replacement یکان تعویض کننده یکان جبهه
subactivity یکان زیردست یک قسمت یا یکان یا موسسه
detailing شرح مفصل یکان بقیه یکان
detail شرح مفصل یکان بقیه یکان
parent یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
designation عنوان یکان یاشخص معرف یکان
designations عنوان یکان یاشخص معرف یکان
combat arms یکان رزمی یکان درگیر در رزم
transfer processing امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
fire support coordination هماهنگ کردن پشتیبانی اتش تطبیق پشتیبانی اتش
tactical element یکان رزمی یکان تاکتیکی
unit mill سوخت استحقاقی یکان به حسب خودروهای موجودسوخت مصرفی خودروهای یکان در یک ستون
shadower یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
command information program برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
readiness condition وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
beachmaster's unit یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
antisubmarine support پشتیبانی از عملیات ضدزیردریایی پشتیبانی ضدزیردریایی
air distant support پشتیبانی هوایی دور پشتیبانی هوایی از راه دور
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
casualty staging unit یکان بارگیری بیماران وزخمیها درهواپیما یکان بارگیری بیماران
staging unit یکان خدمات بارگیری یکان بارگیری
guiden پرچم یکان پرچم نماینده یکان
cellular unit یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
division slice یکان استاندارد لشگری یکان لشگری
support پشتیبانی
afloat support پشتیبانی
in support of در پشتیبانی از
patronage پشتیبانی
protection پشتیبانی
in support of در پشتیبانی
backing پشتیبانی
maintenance support پشتیبانی نگهداری
countenance پشتیبانی کردن
logistic support پشتیبانی تدارکاتی
countenanced پشتیبانی کردن
logistic support پشتیبانی لجستیکی
nonsupport عدم پشتیبانی
maintains پشتیبانی کردن
maintained پشتیبانی کردن
naval support پشتیبانی دریایی
rallied پشتیبانی کردن
rallies پشتیبانی کردن
rally پشتیبانی کردن
champion پشتیبانی کردن
championed پشتیبانی کردن
champions پشتیبانی کردن
memory protection پشتیبانی ازحافظه
maintenance support پشتیبانی تعمیراتی
maintain پشتیبانی کردن
countenances پشتیبانی کردن
countenancing پشتیبانی کردن
championing پشتیبانی کردن
to agitate [for] پشتیبانی کردن
corrective maintenance پشتیبانی اصلاحی
air support پشتیبانی هوایی
archival backup پشتیبانی بایگانی
area support پشتیبانی منطقه
backup پشتیبانی کردن
combat support پشتیبانی رزمی
direct support پشتیبانی مستقیم
sustaining پشتیبانی کننده
vindicate پشتیبانی کردن از
vindicated پشتیبانی کردن از
vindicates پشتیبانی کردن از
vindicating پشتیبانی کردن از
global backup پشتیبانی کلی
geo deu reo پشتیبانی کننده
general support پشتیبانی عمومی
supporting تقویت پشتیبانی
fire support پشتیبانی اتش
close support پشتیبانی نزدیک
play up to پشتیبانی کردن از
aiding پشتیبانی کردن
support command فرماندهی پشتیبانی
support programs برنامههای پشتیبانی
back-up پشتیبانی یا کمک
support پشتیبانی کردن
support brigade تیپ پشتیبانی
supply support پشتیبانی اماد
supply support پشتیبانی تدارکات
aided پشتیبانی کردن
aid پشتیبانی کردن
supporting distance مسافت پشتیبانی
tower of strength <idiom> پشتیبانی محکم
tactical support پشتیبانی رزمی
technical support پشتیبانی فنی
PRI پشتیبانی کنند
propugn پشتیبانی کردن از
support program برنامه پشتیبانی
timed backup پشتیبانی دورهای
service support پشتیبانی خدمات
back up پشتیبانی یا کمک
storeship ناو پشتیبانی
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
fire support base پایگاه پشتیبانی اتش
tape backup unit دستگاه پشتیبانی نوار
supporting range برد پشتیبانی سلاحها
prop نگهداشتن پشتیبانی کردن
fire support element عنصر پشتیبانی اتش
propped نگهداشتن پشتیبانی کردن
propping نگهداشتن پشتیبانی کردن
fire support sector منطقه پشتیبانی اتش
deep supporting fire اتش پشتیبانی در عمق
aerial fire support پشتیبانی اتش هوایی
field service پشتیبانی سرویس رزمی
deep air support پشتیبانی هوایی دور
decision support system سیستم پشتیبانی تصمیم
afloat support پشتیبانی لجستیکی در روی آب
deep supporting fire اتش پشتیبانی عمیق
ancestral file سیستم پشتیبانی فایل ها
to back somebody up از کسی پشتیبانی کردن
to get behind somebody از کسی پشتیبانی کردن
remote maintenance پشتیبانی از راه دور
division support command فرماندهی پشتیبانی لشگر
close support mission ماموریت پشتیبانی نزدیک
division support area منطقه پشتیبانی لشگر
close air support پشتیبانی هوایی نزدیک
to bolster somebody up از کسی پشتیبانی کردن
remote servicing پشتیبانی از راه دور
direct support پشتیبانی مستقیم کردن
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
processes و وسایل کنترل و پشتیبانی
ancillary facilities تاسیسات پشتیبانی تقویتی تاسیسات تقویتی پشتیبانی
area support command فرماندهی پشتیبانی منطقه
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
beach support area منطقه پشتیبانی ساحلی
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
process و وسایل کنترل و پشتیبانی
fire support base مبنای پشتیبانی اتش
supporting weapons جنگ افزارهای پشتیبانی کننده
direct air support center مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی
fire support coordinator هماهنگ کنند پشتیبانی اتش
fire support element عنصرهماهنگ کننده پشتیبانی اتش
populism پشتیبانی از حزب مردم درامریکا
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
airmobile support party گروه پشتیبانی از عملیات هوارو
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
Thank you for your support با تشکر برای پشتیبانی شما.
hard disk backup program برنامه پشتیبانی دیسک سخت
fanned کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fanning کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
fans کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
fan کابلی که لبههای مجزا را پشتیبانی میکند
file maintenaee اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
break off فرمان قطع تک در عملیات پشتیبانی نزدیک هوایی
contingency support stocks اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
back-up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back up اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
satellization تحت پشتیبانی لجستیکی ومالی قرار دادن
joint servicing دفتر خدمات و پشتیبانی مشترک از نیروهای مسلح
formation یکان
units یکان
unit یکان
singly یکان یکان
multi user system سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
MCA بیتی است که وسایل نگهدارنده باس را پشتیبانی میکند
troop unit یکان صنفی
major command یکان عمده
shock troops یکان ضربت
logistical command یکان لجستیکی
troop basis مبنای یکان
paratroop یکان چترباز
combatcommand یکان رزمی
combined command یکان مرکب
combined arms یکان مرکب
troop unit یکان سربازدار
exempted station یکان مخصوص
organization chart نمودارسازمان یکان
naval activity یکان دریایی
muster book دفتروقایع یکان
motor unit یکان موتوری
combat , echelon یکان رزمی
retraining command یکان بازاموزی
service force یکان خدمات
unit structure سازمان یکان
march unit یکان راهپیمایی
command net شبکه یکان
unit structure استخوانبندی یکان
unit supply تدارکات یکان
frontalier یکان مرزی
force basis مبنای یکان
first seargeant سرگروهبان یکان
distinguished unit یکان ممتاز
designator code کد تشخیص یکان
detached unit یکان مامورشده
fire unit یکان اتش
tactical command یکان تاکتیکی
unit train بنه یکان
service unit یکان خدمات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com