English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
mignonette یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
Other Matches
penicillate دارای شبکه توری فریف
mechlin توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
whitey مایل به سفید
whity مایل به سفید
bone china چینی فراتاب و فریف که از رس سفید و خاکستر استخوان درست شده است
tattletale gray سفید مایل بخاکستری
hoary سفید مایل به خاکستری
canescent سفید مایل به تار
hoar سفید مایل به خاکستری موسفید
platinum blonde دارای موی زرد مایل به سفید
net ball یکجور توپ بازی که توپ بایداز حلقهای که توری درزیران گذاشته اندردشود
thickest طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thicker طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
thick طرح مدار الکترنیکی فریف که قط عات فریف آن روی یک پایه عایق قرار دارند و در صورت نیاز وصل می شوند
watermark علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
maud یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
newmarket یکجور بالاپوش چسبان یکجور بازی گنجفه
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
white with blue stripes سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
svelte فریف
precieux فریف
fined فریف
finest فریف
subtile فریف
chichi فریف
fine فریف
precieuse فریف
pindling فریف
elegant فریف
svelt فریف
slender فریف
delicate فریف
mignon فریف
minikin فریف
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
fine adjustment تنظیم فریف
superfine بسیار فریف
hyperfine فوق فریف
fine boring سوراخکاری فریف
high grade zink زینک فریف
in miniature بطور فریف
lenis رقیق فریف
fine skill مهارت فریف
fine structure ساختار فریف
fine structure استخوانبندی فریف
elegant style انشا فریف
elegant maners اطوار فریف
aesthetic فریف طبع
airy-fairy فریف و لطیف
aesthetically فریف طبع
wiredrawn طویل و فریف
sheer مستقیما فریف
tinnily بطور فریف
quaint خیلی فریف
fine boring machine دستگاه مته فریف
sheer پارچه فریف حریری
fine miscle movement حرکت فریف عضلانی
capillaries فریف عروق شعریه
supersubtle فوق العاده فریف
capillary فریف عروق شعریه
finesse ضربه فریف و ماهرانه
dainty هر چیز فریف و عالی
nobby فریف خیلی شیک
finely بطورعالی یا فریف یا ریز
edition de luxe چاپ فریف یا تجملی
fretsaw اره فریف کاری
serrulated دارای دندانههای فریف
serrulate دارای دندانههای فریف
fimbrillate دارای ریشه فریف
fret saw اره فریف کاری
floc کلالهای ازرشتههای فریف
commercial light gage sheet ورق فریف تجارتی
hyperfine structure ساختار فوق فریف
davenport یکنوع میزتحریر فریف
fine motor skills مهارتهای حرکتی فریف
plumulate دارای پرهای فریف و ریز
rugulose دارای چینهای فریف وکوچک
wire gauze تور فریف سیم مانند
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
grids توری
mesh توری
grating توری
lacing توری
filter توری
net توری
nets توری
nett توری
filters توری
meshes توری
gratings توری
laces توری
lace توری
hairnets توری سر
hairnet توری سر
grid توری
meshing توری
h.f.s structure hyperfine ساختار فوق فریف
curvaceous دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
cambric نوعی پارچه کتانی فریف قمیص
curvacious دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
wirespun زیاد کشیده ونازک لطیف فریف
in petto سری بصورت خیلی ریز و فریف
Flugelaltar توری کاری
ruche پارچه توری
networks شبکه توری
ruching پارچه توری
scramble net پله توری
screen grid توری غربال
fancywork توری دوزی
lattice توری منظم
wire gauze توری سیمی
brass screen توری برنجی
netting توری دوزی
control grid توری کنترل
diffraction grating توری پراش
network شبکه توری
reflection grating توری بازتاب
imitation lace توری بدل
lanterns چراغ توری
imitation lace توری نما
lantern چراغ توری
jet blast deflector توری محافظ
incandescent mantle توری چراغ
lattices توری منظم
mantle کلاه توری
mantle توری چراغ
meshwork توری بافی
mesh connection اتصال توری
mantles توری چراغ
meat safe قفسه توری
mantle lamp چراغ توری
mantle burner چراغ توری
mantles کلاه توری
close grain دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
close grained دارای الیاف یا بلورهاویاساختمان فریف وبهم پیوسته
wire netting بافت توری سیمی
fan tracery طاق توری کاری
gauze brush زغال توری شکل
gauze نوعی بافت توری
lattice network شبکه توری منظم
star thistle قنطوریون ستارهای گل توری
Lattice [order] توری [ترتیب] [ریاضی]
drawnwork حاشیه توری پارچه
metal gauze بافت توری فلزی
tat حاشیه توری گذاشتن
tatting توری حاشیه لباس
macrame knot گره توری بافی
tat توری حاشیه بافتن
flashback screen توری مانع شعله
guipure پارچه توری گلدار
diatomite ذرات فریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
rack توری مشبک اشغال گیر
racks توری مشبک اشغال گیر
wracked توری مشبک اشغال گیر
picot حلقه زینتی توری بافی
wracks توری مشبک اشغال گیر
racked توری مشبک اشغال گیر
macrame توری ضخیم و ریشه دار
trampoline توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
filet توری دارای اشکال مربع
the drop the veil توری یانقاب خودراپایین انداختن
bobbinet نوعی توری نخی یا ابریشمی
tiffany پارچه توری ابریشمی نازک
trampolines توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
to raise the v توری یانقاب ازروی برداشتن
caul نوعی روسری مشبک توری
tat دارای حاشیه توری کردن
iceneedle یکی از ذرات فریف یخ که درهوای سرد و شفاف بطورشناوریافت میشود
screening, screenings تور سیمی پنجره توری دار
goffer اهنی که باان توری راچین میدهند
live bag توری که ماهی را در زیر اب زنده نگهمیدارد
lattic-moulding [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
screens تور سیمی پنجره توری دار
screen تور سیمی پنجره توری دار
screened تور سیمی پنجره توری دار
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
batting cage حصار توری برای تمرین بیس بال
racking تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
ruching یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
ruche یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
malines تور فریف ابریشمی و اهاردارکه برای لباس وکلاه زنانه بکار میبرند
centaury گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
decoyed طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoys طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoying طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
tulle پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
jobot توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
pan pipe یکجور نی
homogeneous یکجور
alike یکجور
pandean pipe یکجور نی
skewing مایل
skew مایل
nothing loath مایل
pitching مایل
propense مایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com