English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Theres many a good tune played on an old fiddle. <proverb> یک ویولون قدیمى قطعات خوب بسیارى مى تواند بنوازد .
Other Matches
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
string bass ویولون سل بم
cello ویولون سل
panduriform شبیه ویولون
to play first f. ویولون اول
crowder ویولون زن مزدور
fiddleback شبیه ویولون
fiddlers ویولون زن مزدور
fiddler ویولون زن مزدور
fiddlestick ارشه ویولون
tweedle صدای ویولون یا کمانچه
to taught violin مشق ویولون دادن
pandurate شبیه ویولون محدب الطرفین
kit or kit violon ویولون کوچکی که پیشترهااموزگاران رقص می نواختند
viola d'amore ویولون دارای 7 سیم زهی و 7 تار سیمی
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
He can neither read nor write. نه می تواند بخواند نه بنویسد
connivance ی تواند زن خود را طلاق دهد
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
One cannot be in two places at once. <proverb> یکنفر نمى تواند در یک زمان دو جا باشد .
One cannot put back the clock. <proverb> هیچکس نمى تواند زمان را به عقب بر گرداند .
He cannot sit up, much less walk [ to say nothing of walking] . او [مرد] نمی تواند بنشیند چه برسد به راه برود.
recognition و به حالتی تبدیل میکند که به تواند وارد کامپیوتر شود
How many coaches can the engine pull ? این لوکومو تیو چند تا واگه را می تواند بکشد ؟
This would provide an obvious solution [to the problem] . این می تواند یک راه حل واضح [به مشکل] فراهم می کند.
The damage can't have been caused accidentally. آسیب نمی تواند به طور تصادفی پیش آمده باشد.
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
nobody can take work [abuse] indefinitely. هیچ کس نمی تواند کار [سو استفاده] را به طور نامحدود تحمل بکند.
an athlete's body [circulation] can take a lot of punishment. بدن [گردش خون] یک ورزشکار می تواند فشار زیادی را تحمل بکند .
Nothing can.compensate for the loss ones health. هیچ چیز سلامت از دست رفته انسان رانمی تواند جبران کند
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
The blind can not lead the blind. <proverb> کور کى مى تواند کور دگر را راهنمایى کند.
smithereens قطعات
chrestomathy قطعات برگزیده
common hardware قطعات عمومی
common items قطعات عمومی
parts قطعات یدکی
repair parts قطعات یدکی
staff section قطعات سمبه
spare parts قطعات یدکی
end product مجموعه قطعات
chrestomathy قطعات منتخب
chosen fragments قطعات منتخبه
cable accessory قطعات کابل
bill of material صورت قطعات
common parts قطعات عمومی
component drawing رسم قطعات
shell fragments قطعات گلوله
table of replaceable partes فهرست قطعات
parts peculiar قطعات اختصاصی
parts peculiar قطعات مخصوص
parts list فهرست قطعات
parts list لیست قطعات
trilcgy یا قطعات سه گانه
web stiffeners قطعات تقویتی
main members قطعات اصلی
chosen fragments قطعات گزیده
flinders قطعات شکسته
shatter قطعات شکسته
shatters قطعات شکسته
analecta قطعات ادبی
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
object assembly test ازمون الحاق قطعات
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
assemble سوار کردن قطعات
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
common parts قطعات یدکی عمومی
fragmenting قطعات متلاشی خردکردن
investment castings قطعات ریخته گی بسته
fragment قطعات متلاشی خردکردن
assembles سوار کردن قطعات
fragments قطعات متلاشی خردکردن
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
analects قطعات ادبی منتخبات
rebuilds نوسازی کردن قطعات
rebuild نوسازی کردن قطعات
authorized parts list لیست قطعات مجاز
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
nomenclature نام گذاری قطعات
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
bitty متشکل از قطعات ریز
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
renovation تجدید قطعات کردن
assembled سوار کردن قطعات
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
salvaging پیاده کردن کامل قطعات
shard شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
salvages پیاده کردن کامل قطعات
wiggly block test ازمون قطعات موج دار
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
dismount پیاده کردن قطعات و وسایل
dismounts پیاده کردن قطعات و وسایل
salvage پیاده کردن کامل قطعات
match mark جفتن و جور کردن قطعات
salvaged پیاده کردن کامل قطعات
dismounting پیاده کردن قطعات و وسایل
quadrat به قطعات مستطیل تقسیم کردن
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
blocky پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
shards شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
weldment قطعات بهم جوش خورده
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
borescope ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
bossing ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
bosses ناف روی قطعات ریختگی قوز
bossed ناف روی قطعات ریختگی قوز
boss ناف روی قطعات ریختگی قوز
beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
clapboards قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
materiel history خلاصه وضعیت قطعات ووسایل یا کالاها
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
collapsible form work قالب قطعات پیش ساخته بتونی
clapboard قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
vapor degreasing غوطه ور ساختن قطعات دربخار حلالات داغ
dice طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
diced طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dices طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
dicing طاس تخته نرد بریدن به قطعات کوچک
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
sand casting ریخته گری قطعات فلزی باقابهای ماسهای
backlash خلاصی در اثر اتصال شل و یاسائیدگی قطعات در هرمکانیزمی
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
piece mark شماره شناسایی که روی قطعات و وسایل حک میشود
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
ply yarn نخ چندلا [در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
breakdown drawing رسم پرسپکتیوی برای نمایش قطعات بصورت جدا از هم
liquid crystal bar graph panel indicator شاخص گراف- میله بااستفاده از قطعات کریستال مایع
fishplate قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
image [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
alodine نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
cirrocumulus قطعات ابرهای کوچک وسفیدی که در ارتفاعات زیاد قراردارد
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
images [تنظیم قطعات تصویر با برنامه ویرایش تصاویر خاص]
tessera قطعات کوچک مرمر یاشیشه مخصوص اجر موزاییک
track bolt پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
set forward جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
hooked medallion ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
c clamp گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
anti tear strips باریکه یا نوارهایی از جنس هواپیما که روی قطعات ساختمانی بال و زیرنوارهای تقویت کننده قرارمیگیرند
nitralloy قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
hot valve clearance فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
replaces عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replace عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replacing عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
disassembly order دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
jigsaw puzzle نوعی بازی معمایی که بازیکنان باید قطعات متلاشی و مختلف یک شکل یا نقشه رابا هم جفت کرده و شکل مخصوص با ان بسازند
parcels به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcel به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
edge card یک تخته مدار که دارای قطعات باریک اتصال در طول یک لبه بوده و برای متصل شدن بارابط لبه طراحی شده است
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com