Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (9 milliseconds)
English
Persian
vga
- سوزن یا پورت
Other Matches
serials
eruoM متصل به پورت سری PC که داده محل را از طریق پورت سریال منتقل میکند
serial
eruoM متصل به پورت سری PC که داده محل را از طریق پورت سریال منتقل میکند
mouse
esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
mouses
esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
aux
در DOS اختصار پورت یادرگاه کمکی است که پورت ارتباطات را در DOS به عنوان پیش فرض استفاده میکند
acupunctuate
با سوزن سوراخ کردن سوزن فروکردن
needle point
سر سوزن سوزن دوزی
erasable
قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
aliases
پورت
alias
پورت
microcontroller
پورت ورودی /خروجی
Port-au-Prince
شهر پورت اوپرنس
devices
PRN برای پورت چاپگر
device
PRN برای پورت چاپگر
map
روش انتساب آدرس مخصوص به هر پورت
maps
روش انتساب آدرس مخصوص به هر پورت
interfaces
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
i/o
انتقال داده به پورت ورودی / خروجی و نه آدرس طبیعی آن
interface
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
PRN
نشانهای در Dos-Ms برای نشان دادن پورت چاپگر استاندارد
joysticks
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
joystick
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
enhance
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
zero slot lan
شبکه محلی که از آداپتور داخلی استفاده نمیکند و به جای آن از پورت مخصوص
modem
مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
input/output
دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
null
مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
enhancing
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
needles
سوزن
styluses
سوزن
bard
سوزن
stilus
سوزن
needling
سوزن
bards
سوزن
stylus
سوزن
needled
سوزن
needleful
یک سوزن نخ
switch point
سوزن
needle
سوزن
styli
سوزن
AT Attachment
واسط استانداردی که به -CD ROM یا یا درایو نوار اجازه اتصال به پورت ATA میدهد
externals
مین کننده نیرو دارد تابه پورت سری کامپیوتر وصل شود
external
مین کننده نیرو دارد تابه پورت سری کامپیوتر وصل شود
aux
مخفف برای پورت ارتباطی سریال تحت کنترل سیستم عامل DOS
pinning
ورودی با سه سوزن
pricking
خراش سوزن
prick
خراش سوزن
catwhisker
سوزن بلور
pinned
ورودی با سه سوزن
pricked
خراش سوزن
pricks
خراش سوزن
acicular
سوزن وار
pointsman
سوزن بان
housewives
سوزن دان
housewife
سوزن دان
aciculate
سوزن وار
sailmaker's needle
سوزن چادردوزی
aciform
بشکل سوزن
switched
سوزن دوراهی
switch
سوزن دوراهی
switches
سوزن دوراهی
packing needle
سوزن جوالدوزی
injects
سوزن زدن
injected
سوزن زدن
inject
سوزن زدن
injecting
سوزن زدن
pin
ورودی با سه سوزن
darning neddle
سوزن رفوگری
firing pin
سوزن اتش
needle
سوزن پیکاپ
firing pin
سوزن ماشه
whisker
سوزن بلور
sew
سوزن کاری
work basket
سبد سوزن و نخ
work baskets
سبد سوزن و نخ
test point
سوزن ازمایشی
the eye of the needle
سوراخ سوزن
needled
سوزن پیکاپ
staple
سوزن منگنه
core nail
سوزن هسته
darning needle
سوزن رفوگری
needling
سوزن پیکاپ
belonephebia
سوزن هراسی
touch needle
سوزن محک
needles
سوزن پیکاپ
drilling pipe
سوزن حفاری
needle point
نوک سوزن
enhanced
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
i/o
روش انتساب آدرس خاص به هر پورت ورودی /خروجی که فضای حافظه را استفاده نمیکند
enhances
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhancing
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
ECP
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای پیشبرد کارایی پورت چاپگر موازی
inputted
دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
input
دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
enhance
سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
needle test of vicat
ازمایش با سوزن ویکا
needle lace
کار سوزن دوزی
dog spike
سوزن نوک گیر
needle book
سوزن دان کتابی
drop on
سوزن دوراهی خط اهن
firing pin
سوزن قفل اتش
gas inlet valve needle
سوزن شیرورودی بنزین
needling
سوزن دوزی کردن
eyes
گوشوارهای سوراخ سوزن
eyes
دهانه سوراخ سوزن
eyeing
گوشوارهای سوراخ سوزن
eyeing
دهانه سوراخ سوزن
eye
گوشوارهای سوراخ سوزن
vaccine point
سوزن ابله کوبی
needling
با سوزن تزریق کردن
needled
با سوزن تزریق کردن
needles
با سوزن تزریق کردن
eying
دهانه سوراخ سوزن
eying
گوشوارهای سوراخ سوزن
needles
سوزن دوزی کردن
gates
سوزن اتصال به یک FET
gate
سوزن اتصال به یک FET
needlework
کار سوزن دوزی
needle
سوزن دوزی کردن
eye
دهانه سوراخ سوزن
needle
با سوزن تزریق کردن
A sharp knife (pin , needle)
چاقو (سوزن ) تیر
needled
سوزن دوزی کردن
epp
استانداردی که نحوه ارسال داده با سرعت بال روی اتصال پورت موازی را نشان میدهد
i/o
محل حافظه که توسط پورت ورودی / خروجی برای انتقال داده با CPU استفاده میشود
modem
کابل یا وسیلهای که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال بدون استفاده از مودم میدهد
devices
کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
port
پورت خروجی کامپیوتر با اتصال استاندارد که چاپگر به آن وصل است تا حروف داده را دریافت کند.
device
کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
tone arm
الت سوزن نگهدار گرامافون
palm and needle
کفه چرمی ملوانی و سوزن
hypo
سوزن تزریق زیر جلدی
There is no room to throw a needle .
<proverb>
جاى سوزن انداختن نیست .
needle
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needling
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
switchman
سوزن بان راه اهن
needled
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
firing pin
سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
needles
سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
needleful
نخی که یکبار درته سوزن میکنند
hyodermic needle
سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
prickling
احساس سوزن سوزنی یا تیغ تیغی
jack
ورودی ای که از یک سوزن تشکیل شده باشد
jacks
ورودی ای که از یک سوزن تشکیل شده باشد
hypodermic
سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
hypodermics
سوزن مخصوص تزریق زیر جلد
etui
جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
map
پورت ورودی /خروجی که قابل دستیابی است انگار که محلی از حافظه در محدوده آدرس طبیعی CPU باشد
maps
پورت ورودی /خروجی که قابل دستیابی است انگار که محلی از حافظه در محدوده آدرس طبیعی CPU باشد
internal modem
مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال
i/o
پردازندهای که پردازش کمی را انجام میدهد چرا که زمان آن برای خواندن یا نوشتن داده از پورت ورودی / خروجی صرف میشود
port
وسیلهای که بین پورت ورودی /خروجی و چندین وسیله جانبی قرار دارد. و به کامپیوتر امکان دستیابی به تمام آنها را میدهد
reeve
ازتنگنا یا جای باریکی گذشتن نخ را از سوراخ سوزن گذراندن
acupuncture
روش چینی بی حس سازی بوسیلهء فروکردن سوزن در بدن
needle work
سوزن دوزی
[برای تزئین حاشیه و یا طرح فرش]
center fire
اتش درنتیجه ضربه سوزن یاچخماق به مرکز فشنگ
analogue
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogues
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analog
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
Advanced Technology Attachment
واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
to prick at something
بچیزی سوزن یا تیغ زدن چیزیرا کمی سوراخ کردن
staple
سوزن
[حرف ]
یو شکل
[برای محکم کردن سیمی به دیوار]
socket
[سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند]
sockets
سوراخی که سوزن یا ورودی وارد میشود تا اتصال الکتریکی برقرار کند
embriodery
[آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
pinout
شرح محل سوزن ها در مدار مجتمع به همراه کار و سیگنال آنها
isoclinal line
خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
needling
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needles
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needle
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needled
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
isoclinic line
خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
pinned
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pin
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
drill extractor
التی که مته حفاری شکسته رااز سوزن حفاری جدا میکند
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
DB connector
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
analogues
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
fancy work
سوزن دوزی ذوقی یاتفننی کارهای ذوقی
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
printhead
1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است
electrically
قطعه حافظه فقط خواندنی که مختوای آن با اعمال ولتاژ خاص به سوزن نوشتن فایل برنامه ریزی است و توسط نور یا ولتاژ مخصوص قابل پاک شدن است
BNC connector
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com