English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (4 milliseconds)
English Persian
The professor knows what he is talking about. استاد ازروی اطلاع صحبت می کند
Other Matches
professor استاد
professor پرفسور
professor معلم دبیرستان یا دانشکده
professor مدرس
regius professor استاد منصوب ازطرف پادشاه
A bogus professor . پروفسور قلابی
The professor stepped into the classroom. استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
As a university professor , his performance stank. طرف گند زد به هر چه استاد دانشگاه !
he was talking at him بدرمیگفت که دیواربشنود
it is of no use talking سخن گفتن سودی ندارد
now you're talking این شدحرف حسابی
talking to نصیحت توبیخ
Not to know what one is talking about. از موضوع ( مرحله )پرت بودن
talking of ... حال که صحبت از...... بمیان امد
We were just talking about you. الان داشتیم حرف تورامی زدیم
But no one was ever talking about that! اما هیچکس در آن مورد حرفی نزد!
What's it [all] about? [ What are you talking about?] موضوع چه است؟ [از چه چیزی حرف می زنی؟]
he was talking about me درخصوص من صحبت می کرد
he kept on talking همچنان سخن میگفت
he kept on talking گفت
talking ناطق
talking to سرزنش رسمی
talking to اخطار
talking سخنگو
talking to تنبیه
talking-to سرزنش رسمی
talking-to نصیحت توبیخ
talking-to اخطار
talking-to تنبیه
he kept on talking هی سخن
he kept on talking زد
he kept on talking هی حرف
talking points نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
Stop talking! <idiom> ساکت باش!
talking point نکته یا دلیل مهم بحث وگفتگو
Please face me when I'm talking to you. لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
talking books صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
sleep talking خواب گفتاری
talking book صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
talking computer کامپیوتر سخنگو
talking is not permitted سخن گفتن مجاز نیست صحبت ممنوع است
talking machine گرامافون
talking machine دستگاه ضبط صوت
smooth-talking مطمئنومتقاعدکننده
stock talking سیاهه برداری از موجودی
She was talking to (with ) a friend . داشت با دوستش صحبت می کرد
They were talking in Spanish . بزبان اسپانیولی صحبت می کردند
Talking of Europe ,please allow me … حالا که صحبت از اروپ؟ است اجازه می خواهم ...
Now you are talking. That makes sense. حالااین شد یک حرف حسابی
They were stI'll talking away at midnight. تا نیمه شب یک بند صحبت می کرد ند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com