English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (3 milliseconds)
English Persian
pre-sets از پیش تنظیم کردن
Other Matches
sets سری
sets چیدن دستگاه
sets نصب کردن
sets قرار دادن
sets حمله کردن
sets وادر کردن
sets طعمه ها
sets اماده کردن
sets بستن درجه به سلاح تنظیم کردن
sets وسیله حاضر بکار تنظیم شده
sets دوره
sets نشاندن
sets تعداد موضوعات مربوطه
sets مقدار دادن به یک بیت
sets 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets تمام حروفی که قابل نمایش یا چاپ هستند
sets ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
sets نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
sets معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
sets گروه
sets اماده
sets سمت جریان اب
sets روشن
sets لجوج دقیق
sets واقع شده
sets قرارگرفته
sets سمت
sets جهت
sets دوره مجموعه
sets یکدست
sets دسته
sets دستگاه
sets دست
sets مصمم
sets قراردادن
sets گذاردن
sets امایه
sets مجموعه
sets مستقرشدن
sets اغازکردن
sets سوار کردن جاانداختن
sets نشاندن کارگذاشتن
sets چیدن
sets نهادن مرتب کردن
twin-sets ژاکت دوگانه
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
paving sets سنگفرشها
tea sets سرویس چای خوری
straight sets فردیکهتمامیستهاراببرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com