English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (2 milliseconds)
English Persian
starting gate دروازه شروع
Other Matches
starting راه اندازی
Now I'm starting to believe it. دارم یواش یواش قبولش میکنم.
starting furlong شروعدرازا
starting electrode الکترد اغازگر
starting fee مبلغی که صاحب اسب برای کسب اجازه شرکت در مسابقه شرطبندی می پردازد
starting lever اهرم راه اندازی
starting motor موتور استارت
starting motor موتور راه اندازی
starting platform سکوی شروع
starting position وضعیت صفر
starting current جریان راه اندازی
starting battery باتری استارت
starting block سکوی شروع
starting block تخته استارت
starting box رئوستای راه انداز
starting box محل هر سگ در مسابقه سگدوانی
starting chamber محفظه استارت
starting crank هندل اتومبیل
starting current امپر استارت
starting position وضعیت راه اندازی
starting post تیرمبدا
starting post تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
starting cable کابلراهاندازی
starting dive شیرجهآغاز
starting line خطآغاز
starting positions موقعیتآغاز
starting point نقطهشروعسفر
starting motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starting whistle سوت آغاز بازی [ورزش]
starting winding سیم پیچی راه اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
starting power قدرت راه اندازی
starting pressure فشار استارت
starting procese فرایند راه اندازی
starting rate خرج پر کردن
starting rheostat رئوستای راه انداز
starting time زمان راه اندازی
starting torque گشتاور پیچشی راه انداز
jump-starting شروع از محل اغاز با پرش به هوا و بجلو
cold starting راه اندازی در حالت سرد
magnetic starting switch سویچ مغناطیسی
starting bar (backstroke) میلهایستاده
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
starting with the issue of July 1 هنگامی که با نشریه اول ژوئن شروع کنیم
foot operated starting switch استارتر پایی
compressed air starting unit واحدراهاندازیهوایکمپرسی
What advice would you give to someone starting up in business? چه توصیه ای شما به کسی که کسب و کار راه می اندازد می کنید؟
foot operated starting switch کلید راه انداز پایی
motor brush starting switch سویچ زغالی
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
gate محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate دروازه شروع اسکی
gate زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate گیت
gate راه تغذیه لشعلث
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate سوزن اتصال به یک FET
gate مدخل
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
and gate دریچه و
gate دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
or gate دریچه یا
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
nor gate دریچه نقیض یا
nor gate دریچه نایا
not and gate دریچه نا- و
not gate دریچه نا
not gate دریچه نقیض
not or gate دریچه نا- یا
and gate مدار AND
gate دریچه
gate فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate مدخل دریجه سد
gate فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate وسایل ورود ورودیه
Gate ورودی به باند
saw gate چارچوب اره
gate دریچه تنظیم اب در مخزن سد
or gate دریچه OR
down gate راهگاه پایین دست
take out gate دریچه ابگیر ابیاری
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate دروازه
gate در بزرگ
lich-gate راهرو سرپوشیده
gate keeper دروازه بان
He was approaching the gate. او [مرد] به دروازه نزدیک شد.
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
gate money پولبلیطورودیه
tainter gate دریچه قطائی
tainter gate دریچه لولادار
threshold gate دریچه استانهای
xor gate دریچه یای ضمنی
gate-leg پایهدروازهایشکل
lower gate دروازهپائینی
ring gate دهانهحلقوی
spillway gate درخروجآبسطحسد
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
upper gate دروازهبالایی
wicket gate دهانهدریچه
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
burst gate لامپ پیام گذار
flap gate دریچه یک طرفه
flood gate ابگیره
flood gate بندسیلگیر
flood gate سد دریچهای
gate crasher میهمان ناخوانده
gate electrode الکترود دریچهای
gate leaf بدنه دریچه سد
gate meeting انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate transition شیر فلکه تبدیل
gate tube لامپ دریچهای
gate valve شیر قطع جریان
gate valve شیر کشویی
exjunction gate دریچه یای انحصاری
caterpillar gate دریچه چرخ زنجیری
check gate دریچه تنظیم
color gate دریچه پیام رنگی
complement gate دریچه متمم ساز
cow gate چراگاه گاو
discharge gate دریچه تخلیه
elementary gate دریچه مقدماتی
elementary gate دریچه ابتدایی
equal gate دریچه برابری
equality gate برابر سازی
equivalence gate دریچه هم ارزی
equivalence gate دریچه معادل
exclusive nor gate دریچه نقیض یای انحصاری
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
railroad gate درب ورودی راه اهن
lich gate راهرو
lich gate سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
logic gate دروازه منطقی
pouring gate تغذیه قالب
majority gate دریجه اکثریت
pouring gate دریچه ریزش
nonequality gate دریچه نابرابری
nand gate دریچه ناو
roller gate دریچه غلطان
nand gate دریچه نقیض و
head gate دریچه فوقانی کانال
head gate دریچه بالادست سد
inclusive or gate دریچه یای شامل
indicator gate دریچه شاخص
exclusive or gate دریچه یای انحصاری
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
bifurcation gate دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
sluice gate دریچه
sluice gate اب بند
sluice gate ابگیره
master gate valve مدخلدریچهاصلی
The crowd was pressing against the gate . جمعیت به درورودی فشار می دادند
gate operating ring حلقهورودیعملکننده
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
gate-leg table میزپایهدروازهای
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
mitre gate recess دریچهتنفسشمار
jet flow gate دریچه با سرلوله
jet flow gate فشاراین دریچه زیاداست
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
bear tape shutter gate دریچه شیروانی شکل
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
memory controller gate array ارایه درگاه کنترل حافظه
Fortune Knocks at least once at everymans gate. <proverb> خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
A creaking gate hang long. <proverb> یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com