Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (24 milliseconds)
English
Persian
shuttle
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttled
حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles
حمل کردن قسمت به قسمت
Search result with all words
partition
قسمت کردن
partitions
قسمت کردن
divide
قسمت کردن
divides
قسمت کردن
outside
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
outsides
خم کردن بدن به قسمت خارجی منحنی پیچ اسکی
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
section
قسمت قسمت کردن برش دادن
sections
قسمت قسمت کردن برش دادن
trim
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trimmest
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
trims
هدایت کردن تخته موج به قسمت هموار
partitioning
قسمت بندی کردن
shuttle
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled
قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles
قسمت قسمت حرکت کردن
sect
قسمت کردن
sects
قسمت کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
quarter
به چهار قسمت مساوی تقسیم کردن
choke bore
روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
cost center
قسمت هزینه در یک موسسه واحدی در یک موسسه که وفیفه اش تعیین قیمت کالا ازطریق توزیع و سرشکن کردن هزینه هاست
cross refer
از یک قسمت کتاب به قسمت دیگر ان مراجعه کردن مراجعه متقابل کردن
departmentalize
بچند قسمت کردن
head down
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
pouf
قسمت پف کردن
quartersaw
الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
subdevice
قسمت کردن مجدد
tierce
به سه قسمت تقسیم کردن
war head
قسمت قابل انفجار اژدر که هنگام مشق کردن برداشته میشود
whack up
قسمت کردن
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
Other Matches
butts
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt
ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
terne
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terneplate
ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
ecphora
پیش آمدگی
[طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
shuttling
حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank
قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
base section
رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
cross disbursing
انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
fanfold
یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency
قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachment
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachments
یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
enlisted section
قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
army nurse corps
قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
shuttles
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
بمباران قسمت به قسمت
shuttled
راهپیمائی قسمت به قسمت
p.p.m
قسمت در یک میلیون قسمت
shuttles
راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle
راهپیمائی قسمت به قسمت
parts per million
قسمت در میلیون قسمت
throttling
عبور قسمت به قسمت
throttles
عبور قسمت به قسمت
shuttle
بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots
قسمت قسمت فروختن
throttled
عبور قسمت به قسمت
throttle
عبور قسمت به قسمت
forward overlap
پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
railway division
قسمت عملیات راه اهن قسمت ترابری با راه اهن
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
cellular unit
یکان قسمت به قسمت یکان مبنا
skag
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skeg
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
department
قسمت
agency
قسمت
it fell to my lot to go
قسمت
cross section of a gravity dam
قسمت
agencies
قسمت
percentages
قسمت
dole
قسمت
in part
در یک قسمت
rasher
قسمت
rashers
قسمت
segments
قسمت
grist
قسمت
internode
قسمت
departments
قسمت
part
قسمت
percentage
قسمت
portions
قسمت
feck
قسمت
installments
قسمت
instalment
قسمت
canto
قسمت
in sections
قسمت قسمت
cantos
قسمت
snick
قسمت
piece
قسمت
pieces
قسمت
ratios
قسمت
batches
قسمت
batch
قسمت
sects
قسمت
sect
قسمت
partition
قسمت
portion
قسمت
underfoot
قسمت کف پا
ratio
قسمت
kismet
قسمت
Corp
قسمت
party
قسمت
sections
قسمت
compartments
قسمت
arm
قسمت
detachments
قسمت
divisions
قسمت
detachment
قسمت
division
قسمت
compartment
قسمت
section
قسمت
piecemeal
قسمت به قسمت
head stall
قسمت سر
plank
قسمت
data division
قسمت
component
قسمت
caboodle
قسمت
partitions
قسمت
instalments
قسمت
segment
قسمت
components
قسمت
compartmental
قسمت قسمت
units
قسمت
unit
قسمت
inside
قسمت داخلی
channeled
قسمت عمیق اب
detachments
قسمت زیرامر
staddle
قسمت تحتانی
interest
سهم
[قسمت]
staffs
قسمت ستاد
broader
قسمت پهن
channelled
قسمت عمیق اب
detachment
قسمت زیرامر
whang
قسمت سهم
organization
یکان قسمت
share
بهره قسمت
women's apartments
قسمت زنانه
patrolled
قسمت گشتی
organizations
یکان قسمت
serviced
قسمت یکان
installation
قسمت نظامی
better part
قسمت بیشتر
installations
قسمت نظامی
control section
قسمت کنترل
broadest
قسمت پهن
channels
قسمت عمیق اب
forepart
قسمت جلو
headquarters detachment
قسمت ارکان
quaternion
قسمت چهارگانه
staff
قسمت ستاد
intercommand
بین قسمت
standing part
قسمت ثابت
standing part
قسمت ایستا
key facility
قسمت مهم
beginning
قسمت اول
parcels
قسمت گره
massing
قسمت عمده
masses
قسمت عمده
straight
قسمت مستقیم
advance party
قسمت پیشرو
insides
قسمت داخلی
parcel
قسمت گره
channel
قسمت عمیق اب
staffed
قسمت ستاد
overflow section
قسمت سر ریز سد
intelligence service
قسمت اطلاعات
engineer division
قسمت مهندسی
quadrant
یک قسمت از چهاربخش
forehand
قسمت ممتاز
forehands
قسمت ممتاز
service
قسمت یکان
straighter
قسمت مستقیم
bulk
قسمت عمده
shared
بهره قسمت
retraining command
قسمت ندامتگاه
northwards
قسمت شمالی
chapter
قسمت باب
chapters
قسمت باب
advance point
قسمت سر جلودار
sale department
قسمت فروش
sales department
قسمت فروش
midst
قسمت وسط
cable block
قسمت کابل
advance detachment
قسمت سرجلودار
advance detachment
قسمت پیشرو
advance point
قسمت نوک
portion
سرنوشت قسمت
proportion
سهم قسمت
advance section
قسمت جلویی
hilted
قسمت عقبی
proportions
سهم قسمت
components
عضو قسمت
northward
قسمت شمالی
portions
سرنوشت قسمت
component
عضو قسمت
shares
بهره قسمت
running part
قسمت رونده
linear portion
قسمت خطی
operating agency
قسمت اجرایی
radicals
قسمت اصلی
beginnings
قسمت اول
service department
قسمت خدمات
branches
دایره قسمت
organisations
یکان قسمت
naval establishment
قسمت دریایی
actine
قسمت خارجی
rear party
قسمت عقبه
discards
قسمت وازده
discarding
قسمت وازده
concertina fold
یک قسمت به یک جهت
black body
قسمت خطرناک
discarded
قسمت وازده
discard
قسمت وازده
branch
دایره قسمت
part and parcel
<idiom>
قسمت مهمولازم
administration building
قسمت اداری
aircraft section
قسمت هواپیمایی
channeling
قسمت عمیق اب
reconnaissance party
قسمت شناسایی
radical
قسمت اصلی
patrol
قسمت گشتی
active installation
قسمت فعال
active federal service
قسمت کادر
signal corps
قسمت مخابرات
exosphere
قسمت خارجی جو
foreparts
قسمت جلو
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com