Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (11 milliseconds)
English
Persian
absolute address
آدرس مطلق
Search result with all words
basic
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
basics
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
machine
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machined
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machines
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
location
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
locations
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
float
تبدیل آدرس اعشاری به آدرس مطلق
floated
تبدیل آدرس اعشاری به آدرس مطلق
floats
تبدیل آدرس اعشاری به آدرس مطلق
addressing
مکان دهی به کلمه داده ذخیره شده در حافظه با استفاده از آدرس مطلق آن
actual address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
machine address
نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
one level address
کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
real address
آدرس مطلق که مستقیماگ به محلی از حافظه دستیابی دارد
specific code
کد برنامه که طوری نوشته شده است که فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند
specific code
کد دودویی که مستقیماگ واحد پردازش مرکزی را هدایت می کنند و فقط از آدرس ها مقادیر مطلق استفاده میکند
Other Matches
indirect
روش آدرس دهی داده که اولین دستور به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
addressing
روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
n plus one address instruction
آدرس تشکیل شده و آدرس حاوی آدرس دستور بعدی است
associative addressing
محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه شماره یا آدرس
strobe
سیگنالی که بیان میکند آدرس معتبر در باس آدرس قرار دارد
formed
یات هر آدرس وارد آن شود مثل نام و آدرس و شغل
four address instruction
دستور برنامه که حاوی چهار آدرس است در فیلد آدرس
forms
یات هر آدرس وارد آن شود مثل نام و آدرس و شغل
form
یات هر آدرس وارد آن شود مثل نام و آدرس و شغل
offsetting
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offset
مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
B line counter
ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
microprocessor
بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
registers
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
register
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
registering
ثبات آدرس کامپیوترکه به آدرس مرجع افزوده میشود تا محل دستیابی تامین شود
addressing
استفاده از کلمه آدرس کوتاهتر از معمول تا عمل کشف آدرس سریع تر انجام شود
microprocessors
بزرگترین آدرس در ح CPU که مستقیما قابل آدرس دهی است بدون روشهای خاص
addressing
روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
content addressable addressing
محلی که آدرس آن محتوای آن و نه آدرس دیگری باشد
stack
ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
stacked
ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
stacks
ثبات آدرس که حاوی محل دادهای است که بیشتر استفاده می شوند یا آدرس دستور بعدی که باید پردازش شود
machine address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیلهای دستیابی دارد. مقایسه شود با آدرس اندیس #INDEX ADDRESS
absolute volue
مقدار مطلق قدر مطلق
deferred addressing
آدرس دهی غیر مستقیم که محلی که دستیابی شده است حاوی آدرس عملوند پردازش شدنی است
paged address
مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
segments
فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
segment
فضای آدرس حافظه که به فضاهایی به نام سگمنت تقسیم میشود. آدرس دادن به یک محل خاص , مقدار سگمنت و امنت باید مشخص باشند
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
DNS
پایگاه داده توزیع شده در سیستم اینترنت که نام ها را با آدرس مط ابق میکند مثلاگ می توانید از نام www.PCP.CO.UK برای رسیدن وب سایت Peter Collin Publishing استفاده کنید و نیاز به به آدرس پیچیده شبکهای
whiter
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
white
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
whitest
پایگاه داده کاربران و آدرس پست الکترونیکی آنها ذخیره شده در اینترنت که به سایر کاربران کمک میکند تا آدرس پست الکترونیکی را پیدا کنند
directory
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
directories
روش لیست کردن کاربران و منابع متصل به شبکه به روش ساده و با دستیابی راحت تا کاربر بتواند کاربر دیگر را با نام و با آدرس پیچیده شبکه آدرس دهی کند
addressing
در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
absolute
مطلق
thorough going
مطلق
autocratic
مطلق
sovereigns
مطلق
thetical
مطلق
sovereign
مطلق
thetic
مطلق
unrestrained
مطلق
implicit
مطلق
totaling
مطلق
magisterial
مطلق
positive
مطلق
unconditional
مطلق
downright
مطلق
totalled
مطلق
totals
مطلق
absolutes
مطلق
totalling
مطلق
totaled
مطلق
total
مطلق
categoric
مطلق
uttered
مطلق
utter
مطلق
unalterable
<adj.>
مطلق
unalienable
<adj.>
مطلق
inevitable
<adj.>
مطلق
indispensable
<adj.>
مطلق
inalienable
<adj.>
مطلق
absolute
<adj.>
مطلق
alodial
مطلق
utters
مطلق
frees
مطلق
stark
مطلق
starker
مطلق
starkly
مطلق
slick
مطلق
slickest
مطلق
pure
مطلق
purer
مطلق
purest
مطلق
free
مطلق
freed
مطلق
allodial
مطلق
sheer
مطلق
inconditionate
مطلق
arbitrary
مطلق
abstracting
مطلق
freeing
مطلق
abstracts
مطلق
starkest
مطلق
categorical
مطلق
abstract
مطلق
cell address
آدرس سل
address
آدرس
single address
با یک آدرس
anhydrous alcohol
الکل مطلق
prince
فرمانروای مطلق
princes
فرمانروای مطلق
absolute accommodation
انطباق مطلق
absolute alcohol
الکل مطلق
absolute address
نشانی مطلق
individuum
هستی مطلق
absolute advantage
برتری مطلق
absolute priority
اولویت مطلق
magisterially
بطور مطلق
magistrially
بطور مطلق
freehold
ملک مطلق
absolute majority
اکثریت مطلق
modulusp
قدر مطلق
modulus
قدر مطلق
absolutism
مطلق گرایی
oversoul
حقیقت مطلق
absolutism
مطلق گرائی
absolutism
مطلق نگری
absolute error
اشتباه مطلق
irrelative
نا مربوط مطلق
pansophism
دانش مطلق
autocratically
بطور مطلق
arbitrary
مطلق مستبدانه
autocracy
حکومت مطلق
past or preterite d.
ماضی مطلق
perfect loss
زیان مطلق
omnipotent
قادر مطلق
absolute altitude
ارتفاع مطلق
absolute poverty
فقر مطلق
absolute vacuum
خلاء مطلق
absolute value
قدر مطلق
absolute value
ارزش مطلق
absolute value
مقدار مطلق
absolute velocity
سرعت مطلق
absolute viscosity
گرانروی مطلق
absolute unit
واحد مطلق
absolute temperature scale
مقیاس مطلق
absolute pressure
فشار مطلق
absolute price
قیمت مطلق
absolute scale
مقیاس مطلق
absolute sensitivity
حساسیت مطلق
absolute temperature
دمای مطلق
absolute volue
ارزش مطلق
absolute volume
حجم مطلق
global minimum
حداقل مطلق
categorical imperative
امر مطلق
command automatism
فرمانبری مطلق
global maximum
حداکثر مطلق
dead halt
توقف مطلق
general power of attorney
وکالت مطلق
freeholder
مالک مطلق
dynamic viscosity
گرانروی مطلق
autarky
حاکم مطلق
autarchy
حاکم مطلق
an abstroct number
عدد مطلق
absolute zaro
صفر مطلق
absolute zero
صفر مطلق
abstractly
بطور مطلق
imperator
فرمانروای مطلق
almightly
قادر مطلق
alodium
ملک مطلق
ens
هستی مطلق
absolute potential
پتانسیل مطلق
absolute discharge
آزادی مطلق
absolute drought
خشکی مطلق
absolute efficiency
کارائی مطلق
absolute energy
انرژی مطلق
absolute error
خطای مطلق
absolute authortity
اختیار مطلق
absolute authortity
اقتدار مطلق
absolute cell reference
رجوع مطلق سل
absolute coulomb
کولن مطلق
absolute deficiency
نقص مطلق
absolute density
چگالی مطلق
absolute deviation
انحراف مطلق
absolute ether
اثر مطلق
absolute frequency
فراوانی مطلق
absolute loader
بارکننده مطلق
absolute luminosity
درخشندگی مطلق
absolute magnitude
قدر مطلق
absolute methanol
متانول مطلق
absolute monopoly
انحصار مطلق
absolute movement
حرکت مطلق
absolute nullity
بطلان مطلق
absolute paths
مسیر مطلق
absolute threshold
آستانه مطلق
absolute limen
آستانه مطلق
absolute liability
بدهی مطلق
absolute frequency
بسامد مطلق
absolute gravity
سنگینی مطلق
absolute humidity
رطوبت مطلق
absolute judgment
قضاوت مطلق
absolute permeability
نفوذپذیری مطلق
summum bonum
خیر مطلق
abstract
مطلق خیالی
autocrat
حاکم مطلق
the preterite tense
ماضی مطلق
autocrat
سلطان مطلق
absolute viscosity
لزجت مطلق
autocrats
حاکم مطلق
despots
حاکم مطلق
universal legacy
وصیت مطلق
welsh mortgage
رهن مطلق
the positive d.
درجه مطلق
shoo-in
<idiom>
برنده مطلق
despot
حاکم مطلق
all-powerful
قادر مطلق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com