Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
Enter it in the books .
آنرا دردفاتر وارد کنید
Other Matches
fractal
<adv.>
<noun>
شکل هندسی که در خودش تکرار میشود هر قدر که آنرا بزرگ کنید یک حالت دارد
declarative language
زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
repeats
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
add
اضافه کنید زیاد کنید
adds
اضافه کنید زیاد کنید
adding
اضافه کنید زیاد کنید
prescan
خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
wake up
کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
i had scarely arrived
تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
No, I don't like it.
نه، آنرا نمیخواهم.
I leave it in your care .
آنرا به شما می سپارم
It was required of me . They imposed it on me .
آنرا به من تکلیف کردند
Get it to me before Friday .
قبل از جمعه آنرا به من برسان
airbed
تشکی که آنرا با باد پر میکنند
you shoud rinse it in lukewarm water.
در آب ولرم باید آنرا آب بکشید
Wrap it up in gift paper.
آنرا در کاغذ هدیه بپیچید
Leave it tI'll tomorrow morning .
آنرا بگذارتا فردا صبح
I bought it on your recommendation.
بسفارش وتوصیه شما آنرا خریدم
I bought it on the recommendation of a friend.
طبق توصیه دوستم آنرا خریدم
I wont buy it at this price .
با این قیمت آنرا نخواهم خرید
Can you prove it to me?
آیا می توانی آنرا به من ثابت کنی ؟
It is yours the asking.
اگر بخواهید آنرا به شما می دهم
I wI'll do that all by myself.
من خودم بتنهایی آنرا انجام خواهم داد
Two dogs fight for a bone, and a third runs away w.
<proverb>
دو سگ بر سر استخوانى مى جنگند سومى آنرا بر مى دارد و مى برد .
You cannot have it both ways .
<proverb>
نمى توانى هم این را داشته باشى هم آنرا .
flocked rug
[فرشی که پشت آنرا پارچه چسبانده اند.]
retrofit
وسیله یا امکانی که به سیستم اضافه میشود.تا آنرا بروزکند
We ought to (should)examineit in all itsaspects.
باید کلیه جهات وجوانب آنرا بررسی کنیم
user
بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
users
بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
hardware
دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
It is too expensive for me to buy ( purchase ).
برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
initialization
مجموعه دستورات AT ارسالی به مودم تا پیش از استفاده آنرا تشخیص دهد
arrow pointer
پیکان کوچکی است که می توانید آنرا با استفاده از mouse حرکت دهید
speeches
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
speech
وسیلهای که داده را از کامپیوتر می گیرد و آنرا به صورت کلمه صوتی خارج میکند
alpha channel
هشت بیت اول که خصوصیات پیکسل را بیان می کنند و بیتهای آخر رنگ آنرا
prints
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
printed
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
print
حروف خاص ارسالی به چاپگر که آنرا هدایت میکند برای انجام یک تابع یاعمل
vga
آداپتور نمایش VGA که به وسیله دیگری امکان دستیابی به اطلاعات و سیگنالهای زمانی آنرا میدهد
mouse
خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
add-on
سخت افزار یا نرم افزاری که به سیستم کامپیوتری اضافه شده است تا آنرا بهبود بخشد
add-ons
سخت افزار یا نرم افزاری که به سیستم کامپیوتری اضافه شده است تا آنرا بهبود بخشد
ground adjustable propeller
ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
mouses
خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
roundest
روش سازماندهی استفاده از کامپیوتر توسط چندین کاربر که هر یک آنرا در یک زمان اجرا می کنند و به بعدی می فرستند
round
روش سازماندهی استفاده از کامپیوتر توسط چندین کاربر که هر یک آنرا در یک زمان اجرا می کنند و به بعدی می فرستند
reader
یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
readers
یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
stamped addressed envelope
پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
head-shrinkers
کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد روانپزشک
head-shrinker
کسی که سر دشمن را بریده و به روش خاصی آنرا کوچک کرده و برای یاد بود و افتخار نگهداری میکرد روانپزشک
Mandlebrot set
تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
isolating
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolate
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
anti-
برنامه نرم افزاری که در کامپیوتر به دنبال ویروس می گردد و پیش از اینکه به داده یا فایل آسیب برساند آنرا نابود میکند
isolates
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
ease off
شل کنید
say no more
بس کنید
terminate and stay resident program
برنامهای که در حافظه اصلی خود را بار میکند و در صورت دریافت آنرا اجرا میکند
optimize
کامپایلری که کد ماشین را که تولید میکند آنالیز میکند و سرعت و کارایی آنرا افزایش میدهد
uart
از ترمینال به حالت موازی استفاده میکند و سپس آنرا روی شبکه ارسال میکند
vide infara
را نگاه کنید
move out
حرکت کنید
accelerando
کم کم تند کنید
into a ball
نخ راگلوله کنید
supposes
فرض کنید
supposing
فرض کنید
deleting
حذف کنید
oyez
گوش کنید
dele
پاک کنید
delete
حذف کنید
deleted
حذف کنید
oyez
توجه کنید
suppose
فرض کنید
deletes
حذف کنید
give it a wipe
انراخشک کنید
caution
توجه کنید
hold hard
صبر کنید
cautioned
توجه کنید
cautioning
توجه کنید
have patience with me
با من حوصله کنید
cautions
توجه کنید
keep at it
مداومت کنید
Turn (let) the dog loose.
سگ راباز کنید
attention to orders
توجه کنید
recive
مصرف کنید
hurry up
عجله کنید
wait a second
تامل کنید
push the door to
در راپیش کنید
repeat
تکرار کنید
leontief table
نگاه کنید به :
i say
نگاه کنید
repeats
تکرار کنید
make a hurry
عجله کنید
point
نقط های که تقسیم بین بیتهای عدد کامل و بخش کسری آنرا از عدد دودویی نشان میدهد
she your profit with him
سودخودرابا اوتقسیم کنید
cease engagement
درگیری را قطع کنید
check firing
عناصرتیر را بررسی کنید
record as target
اماج را ثبت کنید
KEEP LEFT
از سمت چپ حرکت کنید.
continue your studies
تحصیلات خودرادنبال کنید
trail
هدف را تعقیب کنید
open
مروحه را باز کنید
trailed
هدف را تعقیب کنید
trailing
هدف را تعقیب کنید
trails
هدف را تعقیب کنید
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
observe silence
سکوت را رعایت کنید
infile
به ستون دو حرکت کنید
maydays
خطر کمک کنید
mayday
خطر کمک کنید
out with him
اورا بیرون کنید
off with his head
سرش را از تن جدا کنید
drop track
تعقیب را قطع کنید
Full tank, please.
لطفا باک را پر کنید.
When will you depart?
کی شما حرکت می کنید؟
opens
مروحه را باز کنید
opened
مروحه را باز کنید
do good to others
بدیگران نیکی کنید
try and came
کوشش کنید که بیائید
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
wait a little
کمی صبر کنید
wait a minute
یک دقیقه صبر کنید
Do you agree that …
آیا تصدیق می کنید که …
Turn the water tap on .
شیر آب را باز کنید
Please behave yourself . Please be courteous.
ادب را رعایت کنید
NB
خوب دقت کنید
wait a minute
اندکی صبر کنید
wait a second
اندکی صبر کنید
wait a second
یک خرده صبر کنید
you do me injustice
در باره من بی عدالتی می کنید
Notice the details!
توجه کنید به جزییات !
I won't be talked into it!
من را نمیتوانید متقاعد کنید!
chain
مراجعه کنید به CATENA
Cash is in short supply these days .
از حقوق ماهانه ام کم کنید
stack arms
تفنگها راچاتمه کنید
avast
ایست توقف کنید
supra
ببالا نگاه کنید
sus.per coll
حلق اویزش کنید
single file
به ستون یک حرکت کنید
shift colors
پرچم را تعویض کنید
chains
مراجعه کنید به CATENA
Refer (turn over) to page 110.
به صفحه 110مراجعه کنید
reel to reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
hottest
کلمهای در متن نمایش داده شده که در صورتی که نمایشگر به آن اشاره کند یا آنرا انتخاب کند کاری انجام میدهد
reel-to-reel
ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
hotter
کلمهای در متن نمایش داده شده که در صورتی که نمایشگر به آن اشاره کند یا آنرا انتخاب کند کاری انجام میدهد
hot
کلمهای در متن نمایش داده شده که در صورتی که نمایشگر به آن اشاره کند یا آنرا انتخاب کند کاری انجام میدهد
viewers
امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود
viewer
امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود
Every day that you go unheeded, you need to count on that day
هر روز که بیفتید، باید در آن روز حساب کنید
large spread
فاصله گلوله ها راکم کنید
Please check the oil.
لطفا روغن را کنترل کنید.
Wont you have sweets (candies)
شیرینی میل نمی کنید ؟
Can you help me?
ممکن است کمکم کنید؟
Drop me just before you get to the turning.
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Please heat up my food.
لطفا" غذایم را داغ کنید
adjusting
میزان کردن تنظیم کنید
Can you find your way out?
راهتان را به خارج می توانیدپیدا کنید ؟
Please consider my suggestion.
لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
adjusts
میزان کردن تنظیم کنید
Offer him some chocolates.
به ایشان شکلات تعارف کنید
Line up the children in order of height.
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
Act according to the previous procedure.
بترتیب گذشته عمل کنید
Erase ( clean ) the blackboard.
تخته سیاه راپاک کنید
He helped me for my fathers sake.
بخاطر پدرم به من کمک کنید
Which bank do you bank with?
با کدام بانک کار می کنید؟
drops
قطره سقوط کردن کم کنید
plead for the widow
در حق بیوه زنان دادخواهی کنید
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
Please don't wake me until 9 o'clock!
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
up with it!
بلندش کنید بگذاریدش بالا
Call a doctor quickly.
فورا پزشک خبر کنید.
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
dropping
قطره سقوط کردن کم کنید
dropped
قطره سقوط کردن کم کنید
repeat range
با همین مسافت تیراندازی کنید
clear and hold
منطقه را پاک و حفظ کنید
Please sign here.
لطفا اینجا را امضا کنید.
record firing
عناصر تیر را ثبت کنید
associated file
وقتی فایل را انتخاب می کنید
associated document
وقتی فایل را انتخاب می کنید
o bey your parents
والدین خودرا اطاعت کنید
Do you feel hungry?
شما احساس گرسنگی می کنید؟
Please get it off !
[Please clean it up !]
لطفا این را پاک کنید !
strangle
یاد شده را خاموش کنید
Please call the police.
لطفا پلیس را خبر کنید.
negative altitude
ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
Call an ambulance quickly.
فورا یک آمبولانس خبر کنید.
KEEP RIGHT
از سمت راست حرکت کنید.
identify
مشاهده کردن شناسایی کنید
identifies
مشاهده کردن شناسایی کنید
identifying
مشاهده کردن شناسایی کنید
identified
مشاهده کردن شناسایی کنید
unmoderated list
لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
neural network
سیستمی که برنامه هوش مصنوعی را اجرا میکند و نحوه کار مغز و یادگیری و به خاطر سپردن آنرا شبیه سازی میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com