English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
threshold value ارزش استانهای
Other Matches
preliminaries استانهای
preliminary استانهای
liminal استانهای
threshold logic منطق استانهای
threshold element عنصر استانهای
threshold gate دریچه استانهای
supraliminal فوق استانهای
threshold function تابع استانهای
threshold استانه مانند استانهای
threshold voltage اختلاف سطح استانهای
the middlands استانهای مرکزی انگلستان
thresholds استانه مانند استانهای
threshholds استانه مانند استانهای
book value ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
tetrarchy یکی از استانهای چهارگانه حکومت چهار نفری
ad valorem به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
end با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ends با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
no par value بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carry با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
currency devaluation کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
naught بی ارزش
regardant با ارزش
shotten بی ارزش
market value ارزش
low level کم ارزش
no par بی ارزش
low grade کم ارزش
cost ارزش
picayune بی ارزش
valuing ارزش
worthless بی ارزش
value ارزش
values ارزش
picayubnish بی ارزش
big ticket با ارزش
punks بی ارزش
treasure با ارزش
small change کم ارزش
price ارزش
good for nothing بی ارزش
valueless بی ارزش
brummagem کم ارزش
rubbish بی ارزش
fustian بی ارزش
prices ارزش
worthiness ارزش
raffish بی ارزش
punk بی ارزش
trivalence سه ارزش
trivalency سه ارزش
unvalued بی ارزش
junky بی ارزش
brummagem بی ارزش
avail ارزش
rewarding پر ارزش
worth با ارزش
worth ارزش
worm eaten بی ارزش
expected value ارزش منتظره
face value ارزش اسمی
exchange value ارزش مبادله
exchange value ارزش مبادلهای
end value ارزش انتهایی
nominal value ارزش اسمی
cost finding ارزش یابی
coupling valve ارزش اتصال
numerical value ارزش عددی
critical value ارزش بحرانی
declared value ارزش افهارشده
decrease in value کاهش ارزش
differential cost ارزش نهایی
disvalue بی ارزش کردن
economic value ارزش اقتصادی
diagnostic value ارزش تشخیصی
monetary value ارزش پولی
maintenance cost ارزش نگهداری
heat of combustion ارزش گرمایی
heat value ارزش گرمایی
loss of value افت ارزش
heating value ارزش گرمایی
logical value ارزش منطقی
loan value ارزش استقراض
increase in value افزایش ارزش
influence value ارزش تاثیر
loan value ارزش وام
intrinsic value ارزش ذاتی
it is of little worth کم ارزش است
man friday کمک با ارزش
manufacture cost ارزش ساخت
face value ارزش صوری
equity capital ارزش ویژه
net worth ارزش خالص
net value ارزش خالص
net price ارزش خالص
net net worth ارزش خالص
final value ارزش نهایی
meed پاداش ارزش
market value ارزش بازاری
gross value ارزش ناخالص
limiting value ارزش نهایی
indexation ارزش ترازی
waff نظر بی ارزش
value of money ارزش پول
value of assets ارزش دارائی ها
value in use ارزش استعمال
value in use ارزش استفاده
value in exchange ارزش مبادله
value for money ارزش پول
value date تاریخ ارزش
value as security ارزش تضمین
value analysis تحلیل ارزش
value added ارزش افزوده
valuably بطور با ارزش
wear thin <idiom> بی ارزش شدن
kitsch هنر بی ارزش
heritage asset میراث با ارزش
present value ارزش فعلی
valorization تعیین ارزش
use value ارزش استعمال
quantitative value ارزش کمی
production cost ارزش ساخت
prime cost ارزش اولیه
present worth ارزش فعلی
present worth ارزش حال
present value ارزش فعلی
present value ارزش حال
place value ارزش مکانی
survival value ارزش بقا
penny worth ارزش یک پنی
paradox of value تناقض ارزش
par value ارزش اسمی
objective value ارزش واقعی
quantitative value ارزش مقداری
real value ارزش واقعی
rental value ارزش اجارهای
use value ارزش استفاده
use by value استفاده با ارزش
undervaluation کم ارزش گذاری
truth value ارزش درستی
tinker's damn چیزبی ارزش
value theory نظریه ارزش
theory of value نظریه ارزش
surrender value ارزش بازخرید
surplus value ارزش اضافی
subjective value ارزش ذهنی
store of value منبع ارزش
scale value ارزش مقیاسی
salvage value ارزش بازیافتنی
scrap value ارزش اسقاطی
salavage value ارزش اسقاطی
objective value ارزش عینی
cost account ذکر ارزش
premium اضافه ارزش
depreciation کم ارزش شمردن
downgrade کم ارزش کردن
belittlement کم ارزش سازی
base rates ارزش اولیه
base rate ارزش اولیه
junk کهنه و کم ارزش
valuation ارزش گذاری
cheapest کم ارزش پست
book value ارزش دفتری
esteem رعایت ارزش
cheaper کم ارزش پست
call by value فراخوانی با ارزش
cheap کم ارزش پست
caloric value ارزش گرمایی
calorific value ارزش گرمایی
downgraded کم ارزش کردن
downgrades کم ارزش کردن
downgrading کم ارزش کردن
absolute value ارزش مطلق
absolute volue ارزش مطلق
added value ارزش افزوده
rubbish چیزپست و بی ارزش
auxiliary value ارزش کومکی
average value ارزش میانگین
forfeiture تنزل ارزش
axiology علم ارزش ها
axiology ارزش شناسی
valence توان ارزش
premiums اضافه ارزش
valuations ارزش گذاری
call price ارزش اسمی
capital value ارزش فعلی
capital ارزش ویژه
debunks کم ارزش کردن
debunking کم ارزش کردن
debunked کم ارزش کردن
debunk کم ارزش کردن
belittling کم ارزش کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com