Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English
Persian
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
Other Matches
inchoate
نیمه تمام
half-timbering
ساختمان نیمه چوبی
intermediate stock
کالاهای نیمه تمام
overlapped
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlap
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
overlaps
نیمه نیمه رویهم افتادن نیمه نیمه پوشاندن
cabled
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
cable
تمام کابلها اتصالات و تابلو ها در یک اداره یا ساختمان
adjudicated
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
microchip
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchips
مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
seahorse
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
interlap
چگونگی چند چیز که نیمه نیمه روی هم قرار میگیرند
seahorses
رجوع شود بهwalrus جانور نیمه اسب و نیمه ماهی
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
pmos
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
semipublic
نیمه عمومی نیمه دولتی
spliced
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
splicing
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
semilustrous
نیمه درخشان نیمه مجلل
splices
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
imbricate
نیمه نیمه روی هم گذاشتن
splice
نیمه نیمه رویهم گذاشتن
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
cul-de-four
[نیمه گنبدی که بالای محراب یا طاقچه استفاده می شود.]
jumbo chip
مدار مجتمع که از مهر نیمه هادی استفاده میکند
The singer and his staff commandeered the entire backstage area.
خواننده و کارکنانش تمام پشت صحنه را برای خود اشغال کرده بودند.
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
done with
<idiom>
تمام کردن استفاده از چیزی
burn down
<idiom>
کاملا سوختن (معمولابرای ساختمان استفاده میشود)
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
half life
نیمه عمر تشعشعی موادرادیواکتیو نیمه عمر
oxides
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
alabaster
[کربنات کلسیم نیمه شفاف در رنگ های زرد و سفید که اغلب در نورگیر پنجره استفاده می شود.]
oxide
روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
muscle
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
muscles
استفاده کامل ازعضله ها بکاربردن تمام نیرو
beta software
نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminates
تمام شدن تمام کردن
terminated
تمام شدن تمام کردن
terminate
تمام شدن تمام کردن
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
metal oxide semiconductor
روش تولید و طراحی برای خانوادههای خاصی از مدارهای مجتمع با استفاده از الگویی از هادیهای آهنی و اکسیر که روی نیمه هادی قرار دارند
mos
روش تولید و طراحی برای مدارهای مجتمع خاص با استفاده از هادیهای آهنی و اکسی روی نیمه هادی . و نیز مراجعه شود به MOSFET
packaged
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
package
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
packages
مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
TCP/IP
پروتکل ارسال داده در شبکه ها وسیستمهای ارتباطی . اغلب در شبکههای مبتنی برUnix استفاده میشود این پروتکل برای تمام ارتباط تحت کنترل مرکز استفاده میشود
typeball
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
isochronous network
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
from mid may to mid june
از نیمه ماه تا نیمه ماه جون
multiplex
سیستم تنظیم تقسیم که تمام کانال ها حاوی داده با استفاده از پروتکل یکسان و نرخ ارسال هستند
ebam
Addressed ElectricBeam دستگاه ذخیره الکترونیکی که از مدارهای الکترونیکی برای کنترل اشعهای از یک سطح نیمه هادی اکسید فلز خوانده یا در ان می نویسد استفاده میکندemory
rat's nest
یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
suspends
دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspending
دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
suspend
دستوری که هنگگام اجرای ویندوز استفاده میشود در کامپیوتر laptop باتری برای نشان دادن تمام قط عات الکترونیکی آن
wild card character
نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد
production
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
productions
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
mirror
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrors
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
mirrored
کپی کردن تمام عملیات دیسک روی دیسک دوم که در صورت خرابی اولی قابل استفاده است
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
Alhambra
تزئینات الحمرا
[در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
anglo-saxon architecture
[معماری انگلیسی در پایان قرن ششم میلادی. از مشخصه های ساختمان های آن استفاده از تیرک های چوبی بود.]
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
panorama
تمام نما اینه تمام نما
panoramas
تمام نما اینه تمام نما
in noon of night
در نیمه شب
part way
نیمه
semis
نیمه
division line
خط نیمه
semi
نیمه
half deck
نیمه پل
mid-
نیمه
stiffish
نیمه شق
mid
نیمه
moiety
نیمه
midnight
نیمه شب
semicolonial
نیمه ازاد
semi trailer
نیمه یدک
semidetached
نیمه مجزا
semiprivate
نیمه خصوصی
semipro
نیمه حرفهای
semi-precious
نیمه گرانبها
semidivine
نیمه الهی
semidivine
نیمه خدا
semierect
نیمه ایستاده
semiskilled
نیمه ماهر
partially hearing
نیمه شنوا
semidomesticated
نیمه اهلی
semi literate
نیمه نویسا
semisolid
نیمه جامد
semiparasitic
نیمه انگلی
semi mechanization
نیمه مکانیزه
semiactive
نیمه فعال
semidome
نیمه گنبد
semipublic
نیمه همگانی
semicrystalline
نیمه بلورین
semiterrestrial
نیمه خاکی
semicolonial
نیمه مستعمره
semicolonialism
نیمه مستعمراتی
semiconscious
نیمه اگاه
semiconscious
نیمه هوشیار
partially sighted
نیمه بینا
semi finals
نیمه نهایی
semisynthetic
نیمه مصنوعی
semiconscious
نیمه بیهوش
underemployed
نیمه کار
semicrystalline
نیمه متبلور
preconscious
نیمه هشیار
semireligious
نیمه مذهبی
sub-tropical
نیمه حاره
semirigid
نیمه سخت
semihard
نیمه محکم
semi-finals
نیمه نهایی
partial fixing
نیمه گیرداری
semi-final
نیمه نهایی
semi-conscious
در حال نیمه غش
semisynthetic
نیمه ترکیبی
semi-precious
نیمه بهادار
half faced
نیمه کاره
semilustrous
نیمه درخشنده
semifluid
نیمه ابکی
semimobile
نیمه متحرک
semifixed
نیمه ثابت
half-bat
آجر نیمه
drafted
نیمه نهایی
half-column
نیمه ستون
semicivilized
نیمه متمدن
semi conductor
نیمه هادی
semilogarithmic
نیمه لگاریتمی
semiformal
نیمه رسمی
draft
نیمه نهایی
semihard
نیمه سخت
semigloss
نیمه شفاف
half loaded
سلاح نیمه پر
semicinductor
نیمه رسانا
semigloss
نیمه درخشان
semilate
نیمه دیررس
semicinductor
نیمه هادی
semiofficial
نیمه رسمی
semilog
نیمه لگاریتمی
parboil
نیمه پختن
drafts
نیمه نهایی
parboiling
نیمه پختن
semi independent
نیمه مستقل
semipermanent
نیمه جاودان
semipermeable
نیمه تراوا
half time
نیمه بازی
semifinal
نیمه نهایی
semiliquid
نیمه مایع
half tracked
نیمه شنی
nocturn
عبادت نیمه شب
half way
نیمه راه
semierect
نیمه قائم
midsummer
نیمه تابستان
half-mast
نیمه افراشتن
parboiled
نیمه پختن
parboils
نیمه پختن
semiopaque
نیمه شفاف
half-mast
نیمه افراشتگی
semiautomatic
نیمه خودکار
semiopaque
نیمه کدر
semiarid
نیمه خشک
semiarboreal
نیمه درختی
semiaquatic
نیمه ابزی
half mast high
نیمه افراشته
halvers
نیمه مشترک
subliminally
نیمه خوداگاه
translucent
نیمه شفاف
partial
نیمه کامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com