English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
orthopaedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
Search result with all words
orthopedics اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
Other Matches
twits عیوب یااشتباهات کسی را یاداورشدن
twit عیوب یااشتباهات کسی را یاداورشدن
teleost ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
revise اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises اصلاح کردن اصلاح نمودن
revising اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
tubercular osteomyelitis سل استخوانی
boney استخوانی
bony استخوانی
bonier استخوانی تر
skeletal age سن استخوانی
carpal age سن استخوانی
chitinous استخوانی
osseous استخوانی
ossifies استخوانی شدن
odontolite فیروزه استخوانی
scutum پوسته استخوانی
ossified استخوانی کردن
ossified استخوانی شدن
bone glue سریشم استخوانی
bone conduction رسانش استخوانی
ossifying استخوانی کردن
osteomyelitis کورک استخوانی
osteoplasty پیوند استخوانی
rickets نرم استخوانی
ossifies استخوانی کردن
osteophyte بر امدگی استخوانی
bone oil روغن استخوانی
ossify استخوانی کردن
ossification استخوانی شدن
ossify استخوانی شدن
ossifying استخوانی شدن
callus پینه استخوانی گیاه
obtected دارای پوشش استخوانی
osteocranium قسمت استخوانی جمجمه
osteoid استخوان مانند استخوانی
osteopathy انواع امراض استخوانی
calluses پینه استخوانی گیاه
hunger osteopathy بیماری استخوانی ناشی از گرسنگی
tympanic bone استخوانی که پرده صماخ رانگه میدارد
chitin جسم استخوانی درپوشش بعضی جانوران
democratic comiteism سیستم کمیتهای دمکراتیک اصطلاحی است که لنین وتروتسکی و سایر نویسندگان کمونیست برای کمیسیون بازیهای سیستم دممراتیک وضع کرده اند و این نحوه عمل را از نقاط ضعف و عیوب دمکراسی می دانند
regeneration ترمیم
amendment ترمیم
reconstructions ترمیم
restoration ترمیم
reconstruction ترمیم
recovery ترمیم
recoveries ترمیم
betterment ترمیم
amendments ترمیم
reshuffle ترمیم کردن
rehabilitating ترمیم کردن
reshuffled ترمیم کردن
reshuffles ترمیم کردن
recover ترمیم شدن
reform ترمیم کردن
amending ترمیم کردن
amended ترمیم کردن
reshuffling ترمیم کردن
rehabilitates ترمیم کردن
restoring ترمیم کردن
restores ترمیم کردن
restored ترمیم کردن
reforms ترمیم کردن
restore ترمیم کردن
amend ترمیم کردن
recovers ترمیم شدن
rehabilitate ترمیم کردن
rehabilitated ترمیم کردن
cabinet reshuffle ترمیم کابینه
file recovery ترمیم فایل
restoration اعاده ترمیم
error recovery ترمیم خطا
recovering ترمیم شدن
hot تشخیص و ترمیم خطا
hotter تشخیص و ترمیم خطا
recoverable error خطای قابل ترمیم
cost of reproduction هزینه نوسازی و ترمیم
recoverable error خطای ترمیم پذیر
read restore cycle چرخه خواندن و ترمیم
error recovery procedures رویههای ترمیم خطا
relief ترمیم اسایش خاطر
e r p برنامه ترمیم اروپا
hottest تشخیص و ترمیم خطا
to recover from something ترمیم شدن [مثال از بحرانی]
irrecoverable error خطای غیر قابل ترمیم
patching ترمیم سنگفرش لکه گیری
cost of maintenance هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
logic ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
maintainability توانایی ترمیم سریع و کارا در صورت بروز خرابی
acoustic حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
hard که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
hardest که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
harder که پیش از کار کردن درست وسیله باید ترمیم شود
remedial maintenance باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
lock up وضعیت عملیات خطا که بدون قط ع برق قابل ترمیم نیست
logic ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels. صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
halted دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halt دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halts دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
self- سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
troubleshoot 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
maintenance 1-قرار دادن ماشین در وضعیت کارایی خوب . 2-کارهایی که برای اجرای سیستم انجام می شوند مثل ترمیم خرابی ها
self- سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
reparation اصلاح
regeneration اصلاح
emendation اصلاح
reform اصلاح
reforms اصلاح
atonement اصلاح
betterment اصلاح
improvements اصلاح
improvement اصلاح
melioration اصلاح
reconciliation اصلاح
shading اصلاح
modifiation اصلاح
modification اصلاح
reclamation اصلاح
rectification اصلاح
reformation اصلاح
shavind اصلاح
reconcilement اصلاح اصلاح
arrangements اصلاح
revision اصلاح
revisions اصلاح
rehabilitation اصلاح
repair اصلاح
adjustments اصلاح
adjustment اصلاح
repaired اصلاح
amendments اصلاح
reforming اصلاح
correction اصلاح
alternation اصلاح
arrangement اصلاح
amendment اصلاح
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
reformable اصلاح پذیر
mendable اصلاح پذیر
corrigible اصلاح پذیر
improvability اصلاح شدنی
data modification اصلاح داده ها
accorded اصلاح کردن
emendator اصلاح کننده
refornable اصلاح پذیر
revising حک و اصلاح کردن
revise حک و اصلاح کردن
revises حک و اصلاح کردن
corrigibility اصلاح پذیری
corrector اصلاح کننده
accomodate اصلاح کردن
improvised اصلاح شده
modified اصلاح شده
reclaim اصلاح شدن
reclaimed اصلاح شدن
reclaiming اصلاح شدن
modification پیرایش اصلاح
address modification اصلاح نشانی
repent اصلاح شدن
repented اصلاح شدن
amendable قابل اصلاح
repenting اصلاح شدن
repents اصلاح شدن
amender اصلاح کننده
ameliorable قابل اصلاح
address modification اصلاح آدرس
modification اصلاح مدل
improvably اصلاح پذیر
right itself اصلاح شدن
self correcting code کد خود اصلاح
self improvement اصلاح خود
to sct aright اصلاح کردن
yates correction اصلاح یتیس
eugenics اصلاح نژاد
arrangements ترتیب اصلاح
arrangement ترتیب اصلاح
filed اصلاح کردن
regenarate اصلاح شده
improver اصلاح کننده
incorrigibility اصلاح ناپذیری
irreconcilability اصلاح ناپذیری
irreconcilableness اصلاح ناپذیری
renovation اصلاح نوسازی
meliorate اصلاح کردن
mender اصلاح کننده
reformatory کانون اصلاح
reformatories کانون اصلاح
reconcilability اصلاح پذیری
accords اصلاح کردن
rectifier اصلاح کننده
rectifier وسیله اصلاح
accord اصلاح کردن
reformation اصلاح اساسی
reformism اصلاح طلبی
file اصلاح کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com