English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (43 milliseconds)
English Persian
produce اقامه کردن ارائه دادن سند
produced اقامه کردن ارائه دادن سند
produces اقامه کردن ارائه دادن سند
Other Matches
producing اقامه ارائه کردن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
to put in منصوب کردن ارائه دادن
renders ارائه دادن ترجمه کردن
render ارائه دادن ترجمه کردن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibited ارائه دادن ابراز کردن
porrect منبسط کردن ارائه دادن
exhibits ارائه دادن ابراز کردن
exhibiting ارائه دادن ابراز کردن
exhibit ارائه دادن ابراز کردن
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
rendered ارائه دادن ترجمه کردن
submit واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitted واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submits واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
To submit something to someone. چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
demonstratively با اقامه دلیل ازراه نشان دادن
interplead پیش از اقامه دعوا بر کسی باهم دعوای حقوقی را خاتمه دادن
tender ارائه دادن
knuckle under <idiom> ارائه دادن
tendered ارائه دادن
hold forth ارائه دادن
tendering ارائه دادن
presented ارائه دادن
presenting ارائه دادن
presents ارائه دادن
bring forward ارائه دادن
present ارائه دادن
put in ارائه دادن
produce ارائه دادن
giving ارائه دادن
produced ارائه دادن
produces ارائه دادن
give ارائه دادن
misrepresentation بد ارائه دادن
gives ارائه دادن
tenderest ارائه دادن
putting ارائه یا توضیح دادن
forthcoming اماده ارائه دادن
submit ارائه دادن پیشنهادکردن
submitting ارائه دادن پیشنهادکردن
puts ارائه یا توضیح دادن
submits ارائه دادن پیشنهادکردن
submitted ارائه دادن پیشنهادکردن
put ارائه یا توضیح دادن
to produce testimony مدرک ارائه دادن
alleging دلیل اوردن ارائه دادن
alleges دلیل اوردن ارائه دادن
allege دلیل اوردن ارائه دادن
putting ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
puts ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
put ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
project ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projects ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
bring اقامه کردن
alleging اقامه کردن
alleges اقامه کردن
posing اقامه کردن
advance اقامه کردن
allege اقامه کردن
poses اقامه کردن
posed اقامه کردن
pose اقامه کردن
raise اقامه کردن
adduee اقامه کردن
prefer اقامه کردن
prefers اقامه کردن
put in اقامه کردن
advancing اقامه کردن
advances اقامه کردن
preferring اقامه کردن
brings اقامه کردن
bringing اقامه کردن
raises اقامه کردن
pretend دروغی اقامه کردن
lodge a complaint اقامه دعوی کردن
pretends دروغی اقامه کردن
pretending دروغی اقامه کردن
go to law اقامه دعوی کردن دادخواهی کردن عارض شدن
account دلیل موجه اقامه کردن
pleaded در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
plead در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
bring a suit against a person اقامه دعوی علیه کسی کردن
bring an action against someone علیه کسی اقامه دعوی کردن
lodge a complaint against someone علیه کسی اقامه دعوی کردن
set up اقامه یا طرح کردن تولید کردن
authentication به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
adduced اقامه کردن تقدیم کردن
adduce اقامه کردن تقدیم کردن
adduces اقامه کردن تقدیم کردن
adducing اقامه کردن تقدیم کردن
represent ارائه کردن
represented ارائه کردن
represents ارائه کردن
lead proof ارائه دلیل کردن
forthcomming اماده برای ارائه کردن
subsequent filing [application, documents] ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
pretending دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretends دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretend دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
use and occupation عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
inductions اقامه
adduction اقامه
adductor اقامه
production اقامه
productions اقامه
induction اقامه
erections اقامه
erection اقامه
initiating proceedings اقامه دعوی
right of action حق اقامه دعوی
bringing an action اقامه دعوی
cross action علیه وی اقامه کند
call to prayer اقامه قبل از نماز
judge advocate اقامه کننده دعوی
forclosure سلب حق اقامه دعوی ممانعت
non claim فروگذاری از اقامه دعوادرمدت قانونی
inductility عدم امادگی برای لوله شدن اقامه
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
to depict somebody or something [as something] کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
c scan ارائه سی
l scan ارائه ال
p scan ارائه پی
p display ارائه پی
range bearing display ارائه بی
displays ارائه
shew ارائه
d display ارائه دی
c display ارائه سی
h scan ارائه اچ
presentment ارائه
ppi scan ارائه پی پی ای
k display ارائه کی
adductor ارائه
k scan ارائه کی
exposures ارائه
d scan ارائه دی
exposure ارائه
g scan ارائه جی
g display ارائه جی
displayed ارائه
b scan ارائه ب
presentations ارائه
displaying ارائه
b display ارائه ب
presentation ارائه
offering ارائه
representation ارائه
exhibition ارائه
l display ارائه ال
display ارائه
h display ارائه اچ
j scan ارائه جی
j display ارائه جی
productions ارائه
m display ارائه ام
exposal ارائه
production ارائه
n scan ارائه ان
exhibitions ارائه
representations ارائه
f scan ارائه اف
f display ارائه اف
n display ارائه ان
m scan ارائه ام
conducts هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
renderable قابل ارائه
renderer ارائه دهنده
shows ارائه نمایش
profert ارائه سند
presentation ارائه عرضه
misrepresentation بد ارائه نمودن
productions ارائه ساخت
presentability قابلیت ارائه
production ارائه ساخت
showings ارائه اشکارسازی
showed ارائه نمایش
presentations ارائه عرضه
show ارائه نمایش
offers پیشکش ارائه
offered پیشکش ارائه
offer پیشکش ارائه
showing ارائه اشکارسازی
to picture شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
presenting bank بانک ارائه کننده
probational ارائه مدرک ودلیل
probation ارائه مدرک ودلیل
devil's advocate <idiom> [ارائه استدلال مخالف]
documentation ارائه اسناد یا مدارک
demurrer ایراد میکند که ادله ابرازی برای اقامه دعوی کافی نیست و بالنتیجه خود را به پاسخگویی دادخواست ملزم نمیداند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com