English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
time series data امار سریهای زمانی
Other Matches
time series سریهای زمانی
time series analysis تحلیل سریهای زمانی
vital statistics امار زاد و ولد و مرگ و میر امار حیاتی
arithmetic series سریهای حسابی
exponential series سریهای نمائی
logarithmic series سریهای لگاریتمی
geometric series سریهای هندسی
acetylene series سریهای استیلنی
catena سریهای متصل شده concatenate
slice مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
censuses امار
census امار
statistics امار
statistically از روی امار
descriptive statistics امار تشریحی
descriptive statistics امار توصیفی
demography امار نگاری
inferential statistics امار استنباطی
statisticians امار شناس
statistician امار شناس
statistics شاخص امار
records available امار دردست
quantum statistics امار کوانتومی
necrology امار متوفیات
mathematical statistics امار ریاضی
vital statistics امار حیاتی
census of production امار سرشماری
bureaus of census اداره امار
general information data اطلاعات و امار عمومی
einstein bose statistics امار بوز- اینشتین
vital statistics امار مربوط به زندگی
vital statistics امار ثبت احوال
multivariate statistics امار چند متغیری
plant records امار تجهیزات کارگاه
utilization statistics امار بهره وری
bose einstein statistics امار بوز- اینشتین
fermi dirac statictics امار فرمی- دیراک
natimortality امار مرده زاییده شدگان
demographer متخصص امار گیری مردم
census office اداره امار و ثبت احوال
register ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registering ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registers ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
randomize بصورت امار تصادفی نشان دادن
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
census of production امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
chart of attributes جدول امار تعیین درجه مرغوبیت کالا
econometrics کاربردریاضیات و امار در اندازه گیری تفسیر و بررسی پدیدههای اقتصادی
scientific socialism بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
map sheet شماره برگ نقشه از سریهای مختلف برگ نقشه
fosdic دستگاه ورودی که توسط اداره امار بکاربرده میشود تا اطلاعات پرسشنامههای اماری تکمیل شده را به درون کامپیوتربخواند
synchronization هم زمانی
time sense حس زمانی
timeline خط زمانی
temporal زمانی
simultaneeity هم زمانی
sometime یک زمانی
on <prep.> در [زمانی]
monomial یک زمانی
onetime یک زمانی
synchrony هم زمانی
time limit حد زمانی
time limits حد زمانی
eternities بی زمانی
contemporaneousness هم زمانی
eternity بی زمانی
whilom یک زمانی
interval فاصله زمانی
yore در زمانی بسیاردور
flashback وقفه زمانی
time limit محدوده زمانی
time limit محدودیت زمانی
throughput time اشتراک زمانی
spatiotemporal فضایی و زمانی
temporal sign علامت زمانی
temporal maze ماز زمانی
scheduled برنامه زمانی
schedules برنامه زمانی
temporal جسمانی زمانی
time scales مقیاس زمانی
clock paradox پارادکس زمانی
timetabling برنامه زمانی
timetables برنامه زمانی
time lags فاصله زمانی
time lag تاخیر زمانی
in a short time در اندک زمانی
lapse فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
lapsing فاصله زمانی
time lags تاخیر زمانی
mechanical time fuze ماسوره زمانی
time sharing اشتراک زمانی
timetabled برنامه زمانی
continuous time با پیوستگی زمانی
flashbacks وقفه زمانی
time limits محدوده زمانی
time limits محدودیت زمانی
discrete time با گسستگی زمانی
timetable برنامه زمانی
time scale مقیاس زمانی
time lag فاصله زمانی
vintage model الگوی زمانی
lags تاخیر زمانی
time slice برش زمانی
time score نمره زمانی
time frames چارچوب زمانی
time schedule برنامه زمانی
time pressure فشار زمانی
time quantum ذره زمانی
time priority تقدم زمانی
time priority اولویت زمانی
pressure of time فشار زمانی
time preference ارجحیت زمانی
time table جدول زمانی
time study بررسی زمانی
time frame چارچوب زمانی
timed زمانی موقعی
timetrend روند زمانی
time زمانی موقعی
timer switch کلید زمانی
time yield limit حد تسلیم زمانی
time yield تسلیم زمانی
times زمانی موقعی
unit of time واحد زمانی
When I came in زمانی که من تو آمدم
time preference رجحان زمانی
no longer نه دیگر [زمانی]
time preference ترجیح زمانی
time estimation براورد زمانی
schedule برنامه زمانی
time error خطای زمانی
time division multiplexing تسهیم زمانی
lag تاخیر زمانی
time division multiplex تسهیم زمانی
timeline تسلسل زمانی
time disorientation گم گشتگی زمانی
time dilation پارادوکس زمانی
time constant ثابت زمانی
time base مبدا زمانی
time bar محدودیت زمانی
time fuse ماسوره زمانی
time horizon افق زمانی
time interval فاصله زمانی
no longer نه بیشتر [زمانی]
time path مسیر زمانی
time jitter اختلال زمانی
time flutter اختلال زمانی
time fire تیر زمانی
lagged تاخیر زمانی
capacitive time constant ثابت زمانی فرفیت
serve time <idiom> زمانی رادرزندان بودن
chronological ترتیب زمانی وقوع
time lags فاصله زمانی مرده
age hardening سخت گردانی زمانی
vintage model الگوی مقطع زمانی
monsoon باد وباران زمانی
chronologic دارای ربط زمانی
monsoons باد وباران زمانی
asynchronous time division multiplexing تسهیم زمانی ناهمگام
time lag فاصله زمانی مرده
time fire تیراندازی با گلوله زمانی
high burst تیر زمانی بالا
timing برنامه ریزی زمانی
time sampling نمونه گیری زمانی
chronological دارای ربط زمانی
time slicing برش زمانی زدن
input time constant ثابت زمانی اولیه
time slicing تقسیم بندی زمانی
inductive time constant ثابت زمانی القا
synchronizes انطباق زمانی داشتن
synchronize انطباق زمانی داشتن
synchronises انطباق زمانی داشتن
time division multiplexing انتقال چندتایی زمانی
since he was in petticoats از زمانی که بچه بود
low time constant ثابت زمانی کوچک
tdm تسهیم زمانی ultiplexing
cotidal دارای هم زمانی در طغیان اب
time average symmetry تقارن میانگین زمانی
o technique تحلیل عوامل زمانی
cross sectional data داده ها در یک مقطع زمانی
rate of time preference نرخ برتری زمانی
aging سخت گردانی زمانی
magnetic time relay رله زمانی مغناطیسی
distributed lag توزیع فاصله زمانی
synchronising انطباق زمانی داشتن
synchronised انطباق زمانی داشتن
time out معتبر نبودن پس از یک دوره زمانی
final رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
age hardening susceptibility تقبل سخت گردانی زمانی
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
strain age hardening سخت گردانی کرنشی زمانی
strain age harden سخت کردن کرنشی زمانی
synchronous time division multiplexing تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
social rate of time preference نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
finals رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
airburst ranging تنظیم تیر زمانی بالا
time out of minds زمانی که کسی یاد ندارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com