English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 194 (9 milliseconds)
English Persian
contrabanded goods اموال و اشیا قاچاق
Other Matches
replaceable thing اموال یا اشیا مثلی
priceable things اموال یا اشیا قیمتی
contraband کالای قاچاق محموله قاچاق
community property اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
things اشیا
illicit قاچاق
free trade قاچاق
contraband قاچاق
smuggled merchandise قاچاق
swindlingly به قاچاق
smuggling قاچاق
roguishness قاچاق
varia اشیا گوناگون
resistivity مقاومت اشیا
omnium gatherum مجموعه اشیا
smuggle قاچاق کردن
smuggles قاچاق کردن
swindler قاچاق متقلب
contraband کالای قاچاق
stowaway مسافر قاچاق
stow away مسافر قاچاق
smuggling قاچاق کردن
owler قاچاق فرست
hovering acts قوانین ضد قاچاق
poteen ویسکی قاچاق
bootlegged <adj.> <past-p.> قاچاق شده
stowaways مسافر قاچاق
contraband of war قاچاق جنگی
swindlers قاچاق متقلب
smuggled merchandise کالای قاچاق
smuggled goods کالای قاچاق
smuggled <adj.> <past-p.> قاچاق شده
bootleg مشروب قاچاق
overstuff با اشیا زیاد انباشتن
aggregate مجموعهای از اشیا داده
aggregates مجموعهای از اشیا داده
UFO اشیا پرنده ناشناس
UFOs اشیا پرنده ناشناس
blackleg ادم قاچاق و قمارباز
smuggling مرتکب قاچاق شدن
bottlegger فروشنده مشروب قاچاق
blacklegs ادم قاچاق و قمارباز
rum running حمل مشروب قاچاق
drug trafficking قاچاق مواد مخدر
contraband تجارت قاچاق یاممنوع
bric-a-brac [اشیا عتیقه و هنری کوچک]
still hunt ماهیگیری بطور قاچاق وغیرمجاز
round up جمع اوری اشیا یا اشخاص پراکنده
to be congenial to somebody [things] برای کسی سازگار بودن [اشیا]
to be congenial to somebody [things] برای کسی دلپذیر بودن [اشیا]
to be congenial to somebody [things] برای کسی مطبوع بودن [اشیا]
rougher دستگاه مخصوص ناصاف کردن اشیا
speakeasy محل فروش مشروبات الکلی قاچاق
damage صدمهای که به اشیا ونه اشخاص وارد شود
planar اشیا یا تصاویر گرافیکی که در یک نقشه قرار دارند
racketeers از راه قاچاق یاشیادی پول بدست اوردن
To smuggle in to ( out of ) a country . جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
rumrunner ادم یا قایق مخصوص حمل مشروبات قاچاق
racketeer از راه قاچاق یاشیادی پول بدست اوردن
electrostatic مراجعه به وسایلی با استفاده از خصوصیات بار الکتریکی اشیا
positive که اشیا را همان گونه که دیده می شوند نشان میدهد
vehicle used for migrant-smuggling operations خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
direct objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
indirect objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objecting نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objects نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
object نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
objected نرم افزاری که با استاندارد COBRA اشیا را بهم متصل میکند
contraband of war قاچاق اسلحه ومهمات جنگی و متفرعات ان از قبیل بنزین و لاستیک
chattels اموال
cattles اموال
things اموال
perspective روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
perspectives روش تغییر اندازه و شکل اشیا برای تاثیرگذاری عمق و فاصله
installation property اموال قسمت
personalty اموال شخصی
post property اموال پادگانی
post property اموال پادگان
personal property اموال شخصی
property book دفتر اموال
financial property اموال پولی
real property اموال غیرمنقول
class ii property اموال طبقه 2
property voucher سند اموال
property officer افسر اموال
fungible اموال مثلی
distraint توقیف اموال
things in action اموال دینی
things in possession اموال عینی
inventory صورت اموال
user انتفاع از اموال
stolen goods اموال مسروقه
chattel اموال منقول
state property اموال عمومی
users انتفاع از اموال
distrain ضبط اموال
capital assets اموال سرمایهای
separate estate اموال شخصی زن
tangible property اموال ملموس
paraphernalia اموال شخصی زن
class i property اموال طبقه 1
tangible property اموال عینی
assets مال و اموال
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
tan alt ضریب انحراف سایه برای تعیین ارتفاع اشیا در روی عکس هوایی
record هر نوع صفحه یانوار یا اشیا مشابهای که برای ضبط و پخش صدا بکاررود
open مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opens مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
opened مجموعه استانداردها که به کاربران شبکهای Macintosh امکان اشتراک اشیا و فایل ها را میدهد
fisc اموال ضبط شده
inventory فهرست اموال سیاهه
sequestration حکم توقیف اموال
property of unknown ownership اموال مجهول المالک
real estate broker دلال اموال غیرمنقول
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
goods of perishable nature اموال سریع الفساد
fixed property اموال غیر منقول
grand larceny سرقت اموال پرقیمت
offences against property جرائم بر علیه اموال
jus disponendi حق واگذار کردن اموال
appropriation bill صورت ضبط اموال
article of roup اموال مورد حراج
property officer افسر ذیحساب اموال
subsidy حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
accountable property officer's bond دفتر افسر ذیحساب اموال
foreign توقیف اموال مدیون خارجی
conclearer of stolen goods مخفی کننده اموال مسروقه
salvage اموال نجات یافته از خطر
salvaged اموال نجات یافته از خطر
salvages اموال نجات یافته از خطر
foreign توقیف اموال مدیون غایب
salvaging اموال نجات یافته از خطر
safeguarded مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguards مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguard مامور حفافت پرسنل و یا اموال
letters of marque حکم ضبط اموال بیگانگان
jus postliminii حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
notification message پیام نرم افزار نشر برای تشخیص اشیا دیگر که کار مشخص باید کامل شود
misappropriation of public property تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
occupancy تملک اموال بلا صاحب متصرف
wear and tear از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
waveson اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
proponents مقام مسئول اموال یا اجرای کار
real action دعوی راجع به اموال غیر منقول
proponent مقام مسئول اموال یا اجرای کار
angary حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
hotchpot سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
property disposition ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
conscription of wealth مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
praemunire حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
garnishment اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
receivers خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
ransoms وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransom وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
receiver خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
garnishment میشود دائر براینکه حق تحویل اشیا یا نقودوی را به نامبرده ندارد وباید در محضر دادگاه حاضرشود و به ادعای خواهان پاسخ دهد
eminent domain قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
elegit حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
pounded محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
outliner برای اینکه به کاربر کمک کند تا بخش ها و زیربخشهای لیست ای از اشیا را مرتب کند یا بخشهایی از پروژه را
jus postliminii هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
receiver ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
deed در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
deeds در CL به سندرسمی اطلاق میشود که نوعا" جهت انتقال اموال غیرمنقول به کار میرود عمل کردار
receivers ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
conveyancing در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
object oriented روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
real ارزش واقعی هر کالا یا خدمت در حالتی که با پول اندازه گیری شود حقوق راجعه به اموال غیرمنقول
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
ringing the changes ترویج پول تقلبی ازطریق اشاعه خرید اشیا و بعدپس دادن انها و گرفتن پول درست بجای پولهای تقلبی پرداخت شده
condemnations ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
condemnation ملی کردن یا مصادره کردن اموال خصوصی به منظوراستفادههای عام المنفعه محکومیت
recaption مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
sumptuary law قانونی که با منع استفاده از بعضی اموال مصرفی جلو مخارج مصرفی زیاد را می گیرد
equity accounts حساب قسمت ذیحساب حساب های اموال یکان
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
plene administravit بر این مبنا که اموال متوفی مستغرق دیونش شده است و دیگر چیزی باقی نمانده است
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
accretion افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
tails واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tailed واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
tail واگذاری غیر معوض اموال غیر منقول
estate by curtesy در CLقسمتی از اموال زوجه است که پس از فوتش به طریق عمری به زوج به زوج منتقل میشود لیکن به وارث وی نمیرسد
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
imprescriptible وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com