English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
Other Matches
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
on board spares قطعات تعمیراتی موجود درروی یک ناو قطعات موجوددر انبار
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
reassemble بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembled بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembles بستن قطعات سوار کردن قطعات
reassembling بستن قطعات سوار کردن قطعات
running spare قطعات یدکی مورد نیاز واضافی قطعات اضافی همراه وسیله
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
new work عملیات نوسازی قطعات عملیاتت تجدید قطعات یا تجدیدبنا
nonwarehouse انبار خشک روباز
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
investment castings قطعات ریخته گی بسته
bottom casting قطعات ریخته گی بسته
stockpiled ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiling ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpile ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
stockpiles ذخیره کردن در انبار جمع اوری در انبار
open storage انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
stockpile پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiles پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiled پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
stockpiling پر کردن انبار اجناس موجود در انبار
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
phrasing ترتیب بندی قطعات موسیقی
interim overhaul پیاده کردن قطعات به طورموقتی پیاده کردن قطعات جزئی
y site نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
dump انبار موقتی زاغه مهمات انبار
bulk cargo کالای بسته بندی نشده
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
renovation تجدید قطعات کردن
assembled سوار کردن قطعات
assemble سوار کردن قطعات
rebuilds نوسازی کردن قطعات
rebuild نوسازی کردن قطعات
assembles سوار کردن قطعات
dismounts پیاده کردن قطعات و وسایل
quadrat به قطعات مستطیل تقسیم کردن
match mark جفتن و جور کردن قطعات
dismounting پیاده کردن قطعات و وسایل
dismount پیاده کردن قطعات و وسایل
dismantled پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantling پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantle پیاده کردن قطعات مونتاژ
dismantles پیاده کردن قطعات مونتاژ
salvaged پیاده کردن کامل قطعات
salvage پیاده کردن کامل قطعات
salvages پیاده کردن کامل قطعات
salvaging پیاده کردن کامل قطعات
connection of loom pieces متصل کردن قطعات دار [قالی]
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
reconditioned نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
recondition نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
reconditions نوسازی کردن دستگاه تعویض قطعات فرسوده
overhauls پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauling پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauled پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
fishplate قطعات ریل را با وصله وصل کردن پشت بند
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
replace عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaced عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replaces عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
replacing عوض کردن جانشین شدن یا کردن تعویض قطعات یا یکانها
disassembly order دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
parcel به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
parcels به قطعات تقسیم کردن توزیع کردن
c clamp گیره فلزی به شکل سی برای وارد کردن فشار و نگاه داشتن قطعات کنار یکدیگر
yard انبار کردن
build-up پر کردن انبار
imburse انبار کردن
yards انبار کردن
stashes انبار کردن
stash انبار کردن
build-ups پر کردن انبار
stashing انبار کردن
storage انبار کردن
build up پر کردن انبار
ensile انبار کردن
stashed انبار کردن
warehouse انبار کردن
deep freeze انبار کردن
reservedness انبار کردن
stock piling انبار کردن
deep freezes انبار کردن
warehouses انبار کردن
store-room جای انبار کردن
store room جای انبار کردن
store-rooms جای انبار کردن
garners انبار کردن انباشتن
tender لطیف کردن انبار
tendered لطیف کردن انبار
tenderest لطیف کردن انبار
dump مخزن انبار کردن
ware room انبار کردن مخزن
warehouses انبار کردن مخزن
tendering لطیف کردن انبار
stock piling ذخیره کردن در انبار
store اندوختن انبار کردن
garnered انبار کردن انباشتن
storing اندوختن انبار کردن
hoardings انبار کردن پول
hoarding انبار کردن پول
garnering انبار کردن انباشتن
warehouse انبار کردن مخزن
garner انبار کردن انباشتن
smithereens قطعات
custodial record پروندههای سوابق انبار سوابق انبار
stock number شماره فنی انبار شماره انبار
administrative storage انبار کردن به طریق اداری
block storing انبار کردن بارهای قوال
caged storage انبار کردن به طریقه محصور
to lay down wine شراب را انبار کردن یا جادادن
shatters قطعات شکسته
trilcgy یا قطعات سه گانه
main members قطعات اصلی
table of replaceable partes فهرست قطعات
shatter قطعات شکسته
shell fragments قطعات گلوله
common hardware قطعات عمومی
bill of material صورت قطعات
common items قطعات عمومی
spare parts قطعات یدکی
flinders قطعات شکسته
parts list فهرست قطعات
chrestomathy قطعات منتخب
chosen fragments قطعات منتخبه
chosen fragments قطعات گزیده
cable accessory قطعات کابل
end product مجموعه قطعات
analecta قطعات ادبی
staff section قطعات سمبه
parts peculiar قطعات مخصوص
common parts قطعات عمومی
parts قطعات یدکی
repair parts قطعات یدکی
web stiffeners قطعات تقویتی
component drawing رسم قطعات
chrestomathy قطعات برگزیده
parts list لیست قطعات
parts peculiar قطعات اختصاصی
snake out خارج کردن کالا از انبار ناو
assignment of space تخصیص جا برای انبار کردن اماد
stowage حق انبارداری انبار کردن کالا در کشتی
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
nomenclature نام گذاری قطعات
common parts قطعات یدکی عمومی
fragments قطعات متلاشی خردکردن
fragmenting قطعات متلاشی خردکردن
fragment قطعات متلاشی خردکردن
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
object assembly test ازمون الحاق قطعات
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
authorized parts list لیست قطعات مجاز
bitty متشکل از قطعات ریز
analects قطعات ادبی منتخبات
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
rig in باز کردن قطعات و باربندیها باز کردن وسایل و باربندی ناو
x site سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
weldment قطعات بهم جوش خورده
end product قطعات حاصله دستگاه نهایی
wiggly block test ازمون قطعات موج دار
shard شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
shards شکستن وبصورت قطعات ریزدراوردن
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
blocky پرشده یا مشخص با قطعات مختلف
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
externals مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
external مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
sketchbook کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
disassembly عکس عمل مونتاژ تجریه قطعات
collapsible form work قالب قطعات پیش ساخته بتونی
anthologist متخصص و متبحردر گلچین قطعات ادبی
bosses ناف روی قطعات ریختگی قوز
sketchbooks کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
bossing ناف روی قطعات ریختگی قوز
clapboard قطعات چوب که به مصرف روکوبی میرسد
beef cuts قطعات مختلف گوشت لاشهء گاو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com