Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
oxygenate
اکسیژن امیختن
oxygenated
اکسیژن امیختن
oxygenates
اکسیژن امیختن
oxygenating
اکسیژن امیختن
Search result with all words
oxygenize
با اکسیژن امیختن
Other Matches
oxygen convertor
مبدل اکسیژن مایع به اکسیژن گازی در سیستمهای تنفسی
oxygenize
با اکسیژن ترکیب کردن اکسیژن زدن
maximal oxygen consumption per minute
حداکثر اکسیژن مصرفی دردقیقه بیشینه اکسیژن مصرفی در دقیقه
deoxygenate
اکسیژن گیری کردن از فاقد اکسیژن کردن
maximal oxygen uptake
حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal aerobic power
بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
maximal oxygen consumption
حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
oxybiont
اکسیژن زی
empyreal air
اکسیژن
oxygen carrier
اکسیژن بر
oxygen
اکسیژن
oxygenation
امیزش با اکسیژن
oxygen
گاز اکسیژن
oxygenated
اکسیژن زدن
oxygen
اکسیژن دار
oxygenate
اکسیژن زدن
atmospheric oxygen
اکسیژن هوا
acidity coefficient
نسبت اکسیژن
oxygenating
اکسیژن زدن
deoxidate
بی اکسیژن کردن
anoxia
کمبود اکسیژن
oxygenization
اکسیژن دهی
steno oxibiant
اکسیژن کم تاب
acidic oxide
اکسیژن اسیدی
oxygen ration
نسبت اکسیژن
oxygenation
اکسیژن زنی
oxygenation
ترکیب با اکسیژن
oxygen debt
وام اکسیژن
oxygenates
اکسیژن زدن
lox
اکسیژن مایع
liquid oxygen
اکسیژن مایع
liquid exygen
اکسیژن مایع
oxidation
ترکیب با اکسیژن
oxidization
ترکیب با اکسیژن
oxyacetylene welding
جوش اکسیژن
deoxygenation
اکسیژن زدایی
oxygen cylinder
مخزن اکسیژن
oxygen extraction
جذب اکسیژن
oxygen deficit
کسر اکسیژن
oxygen deficit
کمبود اکسیژن
oxygen debt
بدهی اکسیژن
oxygen cylinder
سیلندر اکسیژن
deoxidation
اکسیژن گیری
deoxidize
بی اکسیژن کردن
mell
امیختن
intermixing
در هم امیختن
synthesizing
امیختن
interlard
امیختن
amalgamate
امیختن
amalgamated
امیختن
amalgamates
امیختن
admix
امیختن
immix
در هم امیختن
inosculate
امیختن
interblend
در هم امیختن
interblend
امیختن
incorporates
امیختن
incorporate
امیختن
mixes
امیختن
mix
امیختن
amalgamating
امیختن
incorporating
امیختن
intermingled
با هم امیختن
synthesize
امیختن
synthesized
امیختن
synthesizes
امیختن
fuse
امیختن
brew
امیختن
synthetize
امیختن
brews
امیختن
intermingle
با هم امیختن
blend
امیختن
blends
امیختن
to alloy gold with copper
امیختن
brewed
امیختن
intermingling
با هم امیختن
intermingles
با هم امیختن
synthesising
امیختن
synthesises
امیختن
fused
امیختن
meddle
امیختن
meddled
امیختن
mingles
امیختن
meddles
امیختن
mingled
امیختن
combining
امیختن
combines
امیختن
combine
امیختن
to stir up
امیختن
mingle
امیختن
synthesised
امیختن
mingling
امیختن
volcanize
جوش اکسیژن زدن
maxvo
حداکثر اکسیژن مصرفی
maxvo
بیشینه اکسیژن مصرفی
c.o.d
نیاز شیمیایی به اکسیژن
hypoxia
کاهش اکسیژن بافت
hypoxemia
کاهش اکسیژن بافت
eudiometry
سنجش اکسیژن هوا
oxide
ماده شیمیایی از اکسیژن
oxyacid
اسید اکسیژن دار
oxygen acid
اسید اکسیژن دار
oxidize
با اکسیژن ترکیب کردن
chemical oxygen demand
نیاز شیمیایی اکسیژن
oxidises
با اکسیژن ترکیب کردن
oxidised
با اکسیژن ترکیب کردن
rebreather
سیستم اکسیژن مداربسته
oxyhydrogen
اکسیژن امیخته به ایدروژن
oxidizing
با اکسیژن ترکیب کردن
oxidizes
با اکسیژن ترکیب کردن
oxides
ماده شیمیایی از اکسیژن
oxidising
با اکسیژن ترکیب کردن
aqualungs
دستگاه تنفس اکسیژن
aqualung
دستگاه تنفس اکسیژن
acetylene oxygen flame
شعله استیلن اکسیژن
fold
بهم امیختن
intermix
بهم امیختن
folded
بهم امیختن
folds
بهم امیختن
interwove
باهم امیختن
inviscade
با چسب امیختن
inviscate
باچیزچسبناک امیختن
womanize
بازنان امیختن
sulfurate
با گوگرد امیختن
knead
سرشتن امیختن
kneaded
سرشتن امیختن
scramble
درهم امیختن
scrambled
درهم امیختن
scrambles
درهم امیختن
scrambling
درهم امیختن
kneading
سرشتن امیختن
kneads
سرشتن امیختن
mixing in place
امیختن در جا مخلوط در جا
interlace
در هم امیختن در هم بافتن
interfusion
بهم امیختن
interweaving
باهم امیختن
coalesce
بهم امیختن
commingle
بهم امیختن
shuffle
بهم امیختن
carburet
باذغال امیختن
carbonation
عمل امیختن با
shuffled
بهم امیختن
coalesces
بهم امیختن
shuffles
بهم امیختن
coalesced
بهم امیختن
coalescing
بهم امیختن
interweaves
باهم امیختن
sentimentalize
با احساسات امیختن
interweave
باهم امیختن
immingle
درهم امیختن
sulfuret
با گوگرد امیختن
fuse
فیوزدارکردن امیختن
plant mixing
امیختن در کارخانه
fused
فیوزدارکردن امیختن
shuffling
بهم امیختن
deoxidize
از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
hypoxia
کمبود اکسیژن در بافتهای بدن
b.o.d
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biological oxygen demand
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand
نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
sulphate
با اسید سولفوریک امیختن
loading
امیختن موادخارجی به شراب
conjugate
درهم امیختن توام
compound
: ترکیب کردن امیختن
attemper
نرم کردن امیختن
mix
امیختن مخلوط کردن
mixing
بهم زدن امیختن
interfuse
بهم امیختن افشاندن
grades
جورکردن باهم امیختن
grade
جورکردن باهم امیختن
compounds
: ترکیب کردن امیختن
mixes
امیختن مخلوط کردن
pepsinate
با جوهر گوارنده امیختن
intermix
در هم امیختن با هم مخلوط کردن
sulfate
با اسید سولفوریک امیختن
compounded
: ترکیب کردن امیختن
monoxide
اکسیدی که اکسیژن وفلز ان برابر باشد
tetroxide
ترکیب دارای چهار اتم اکسیژن
nitrous acid
اسیدی که کمتراز تیزاب اکسیژن دارد
oxidation
عمل ترکیب اکسیژن با جسم دیگری
acyl oxygen fission
گسسته شدن پیوند اسیل-اکسیژن
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
sectarianize
با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
immingle
بهم امیختن مخلوط کردن
insalivate
با خدو اغشتن با بزاق امیختن
protoxide
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
The room is stuffy.
هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
vulcanization
حرارت زیاد جوش اکسیژن لاستیک وفلزات
to mull a mull of
داغ کردن و امیختن باادویه و قند
barbarize
با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
ozone
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
continuous flow oxygen system
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت پیوسته میباشد
isatin
رنگ قرمزی که از ترکیب نیل با اکسیژن بدست می اید
oxyhydrogen blowpipe
بوری زرگری که دران اکسیژن و ایدروژن با هم امیخته میشوند
premix
قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
oxygen bottle
محفظهای برای نگهداری اکسیژن گازی تحت فشار زیاد
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
demand oxygen system
سیستم اکسیژنی که در ان جریان اکسیژن به صورت تناوبی و همزمان با تنفس شخص باشد
ageing
ثابت شدن رنگ در اثر گذشت زمان و تحت تاثیر اکسیژن موجود در هوا
anoxia
فقدان اکسیژن در سلولهای خونی و بافتی که اغلب منجربه زیانهای جبران ناپذیری میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com