English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
English Persian
parallel اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleled اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleling اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelled اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelling اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallels اگر به توجه نیاز داشته باشند
Other Matches
alternates که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
alternated که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
Shoppers were scrambling to get the best bargains. خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
alternate که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
So much for our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
That's the end of our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
fewest تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
fewer تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
few تعداد 7 هواپیما یا کمتر از ان که در درگیری هوایی شرکت داشته باشند
identities تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
cartel اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
cartels اتحادیه شرکتهایی که سعی دارند بازار کالایی را دراختیار خود داشته باشند
identity تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
oddest سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
odd سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
odder سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
nonaligned که به درستی در ارتباط با یکیدرگ قرار نگرفته اند تا کار این بهینه داشته باشند
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
Internet می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
legal reserves مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
parity سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
parity سیسم برسی خطا که هر سری بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی فرد داشته باشند
pert تعریف کارها و زمانی که هر یک نیاز دارند که برای رسیدن به هدف مرتب شده باشند
attentions سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attention سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
musub duchi موسوب داچی ایستادن بگونه ایکه پاشنه پاها به هم چسبیده و پنجه ها به اندازه 54 درجه زاویه داشته باشند
asynchronous اتصال یک ترمینال که به یک وسیله دیگر متصل است به طوری که این دو نیاز نیست هم سان باشند
demanded تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demands تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
DPA روش بار کردن پشتههای پروتکل در حافظه فقط وقتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
interrupt سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
interrupts سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
interrupting سیگنال از وسیلهای که به CPU اعلام میکند که نیاز به توجه دارد
collagteral trust bonds قرضه هائیکه قرضه یا سهام دیگری به عنوان پشتوانه داشته باشند
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
tenancy in common حالتی که جمعی با عناوین مختلف در اداره ملکی شرکت داشته باشند بدون ان که به وحدت مالکیت ان خللی وارد اید مدت اجاره
shell sort الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
estate in common درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
deadlock موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
to never let yourself get to thinking like them <idiom> نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند [اصطلاح روزمره]
ISP شرکتی که حاوی یکی از اتصالات داغی است که اتصالات اینترنت و فروش را ممکن می سازد تا کاربران خصوصی از طریق آن به اینترنت دستیابی داشته باشند
Gabbeh گبه [با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
nep پرز [تل] [گلوله ای کوچک از الیاف که در سطح پارچه یا فرش بوجود می آید. این عارضه هنگامی که الیاف طول بلندتری داشته باشند به علت پیچ خوردن آنها به یکدیگر بوجود می آید.]
proxy server کامپیوتری که کپی داده ها و فایلهای ذخیره شده روی سرور را ذخیره میکند تا به کاربران امکان دهد به سرعت به فایلها و داده دستیابی داشته باشند, اغلب حد وسط ی بین اینترنت یک شرکت و اینترنت عمومی است
delta clock که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
One day I want to have a horse of my very own. روزی من می خواهم یک اسب داشته باشم که شخصا به من تعلق داشته باشد.
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
ODI واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
colony گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
LUT مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
screamer اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
cleans کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
clean کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
draw attention توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
favorites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourites طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
the like of you باشند
arrays می باشند
array می باشند
shearling چیده باشند
implication B درست باشند
inclusion B درست باشند
implications B درست باشند
to be of the opinion that ... به این عقیده باشند که ...
to be tuned in to a channel کانالی را گرفته باشند
silver inwrought with gold سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
corporations که دارای شخصیت حقوقی باشند
draught beer ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
beer on draught ابجوی که درچلیک شیردارریخته باشند
corporation که دارای شخصیت حقوقی باشند
they are t of their doctrines موافب اصول خودمی باشند
cradle scythe داسی که درچهارچوب کارگذاشته باشند
kept نگاه داشته
in prospective انتظار داشته
keep your peck up دل داشته باشد
worksheet ی داشته باشد
in prospect انتظار داشته
hydroxide داشته باشد
dish water ابی که دران فرف شسته باشند
hippocras شرابی که بان ادویه زده باشند
dish wash ابی که دران فرف شسته باشند
picked quarrel نزاعی که با بهانه یا عمداراه انداخته باشند
covenantee کسیکه باوپیمانی کرده باشند متعهدله
asylee پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
special troops یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
pinole ارد ذرت بو داده که با شکرامیخته باشند
person entitled to asylum پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
recognized asylum seeker پناهنده سیاسی [که درخواستش را پذیرفته باشند]
velvet powdered with pearls مخملی که روی انرابادانههای مرواریداراسته باشند
lashkar گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
floating harbour لنگرگاهی که ازموج شکنهای شناورساخته باشند
as like as two peas مانند سیبی که دو نیم کرده باشند
if any اگر داشته باشد
be a man مردانگی داشته باشید
tripods چیزی که سه پایه داشته
tripod چیزی که سه پایه داشته
you bet یقین داشته باش
he has passed the chair ریاست داشته است
keep your peck up جرات داشته باشید
theocracy حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
lipoprotein مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
theocracies حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
lateral route جاده هایی که به موازات خط لجمن قرارداشته باشند
mixed marriage پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
octet گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
corporative state حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
duett قطعهای که برای دوخواننده یادونوازنده ساخته باشند
sexto کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
whitleather پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
varicosity جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
perfunctoriness چگونگی کاری که سرسری انجام داده باشند
i p that they are both gone احتمال کلی می دهم که هردو رفته باشند
like two peas in a pod <idiom> مثل سیبی که از وسط دو نیم کرده باشند.
The applicants must be above [over] the age of 18. متقاضیان بایستی از هجده سال به بالا باشند
sparse array ارایهای که در ان اکثرورودی ها دارای مقدار صفرمی باشند
funded debt وامی که دربرابران وجوهی رااختصاص داده باشند
As much as you wish to have . هر قدر که میل داشته با شید
pent up دریک جا نگاه داشته شده
Be patient . صبر داشته باش ( حوصله کن )
he had need remember بایستی بخاطر داشته باشید
irrelatively بی انکه وابستگی داشته باشد
ineffectively بی انکه اثری داشته باشد
the u states کشوری که پادشاه داشته باشد
frothily بی انکه مغزیامعنی داشته باشد
Be of good courage . قوت قلب داشته باشید
He has become too big for his boots. He is getting above himself . هوا( یابو ) ورش داشته
Keep an eye on things. هوای کاررا داشته باش
par for the course <idiom> تنها چیزیکه انتظار داشته
the u kingdom کشوری که پادشاه داشته باشد
jump instruction پرسش شرطی در صورتی که پرچم یا ثبات صفر باشند
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
peer هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
peered هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peering هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
scrap book مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند
to greenwash نشان دادن که انگاری نگران محیط زیست باشند
display tolerance میزان دقتی که با ان اطلاعات گرافیکی می توانند خروجی باشند
off the point بدون اینکه وابستگی داشته باشد
ukase فرمان امیراتور که قوت قانونی داشته
numbly بی انکه حس داشته باشد یا تکان خورد
incomparably بدون اینکه نظر داشته باشد
irrelevantly بدون اینکه وابستگی داشته باشد
it is in good keep خوب نگاه داشته یاحفافت شونده
Moderation in all things. <proverb> در همه چیز اعتدال داشته باش.
unauthorized آنچه باید مجوز داشته باشد
walk (all) over <idiom> انجام هرکاری که دوست داشته باشه
Make sure the statuette doesnt topple over . هوای مجسمه را داشته باش که نیافتد
eye cup فرفی که چشم رادران نگاه داشته
It is immaterial how rich he may be . مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
I'd like to have a place of my own [to call my own] . من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
carbuncles لعلی که تراش محدب داشته باشد
for no p reason بی انکه دلیل خاصی داشته باشد
roundelay تصنیف یاسرودی که برگردان داشته باشد
carbuncle لعلی که تراش محدب داشته باشد
demands نیاز
demand نیاز
needed نیاز
needing نیاز
demanded نیاز
need نیاز
want نیاز
demand نیاز
need نیاز
requirement نیاز
needless بی نیاز
requirement نیاز
self-sufficient بی نیاز
self sufficing بی نیاز
radialengine موتوری که استوانههای ان بشکل پرههای چرخ قرارگرفته باشند موتورچرخی
balance برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
wraparound کمر بند یا چیزی که دور بدن شخصی بسته باشند
package توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packaged توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
packages توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
balances برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
intercalated strata چینه هایی که ازروی بی ترتیبی در میان چینههای دیگرقرارگرفته باشند
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
packs توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
pack توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
driven well چاهی که بوسیله فروبردن لوله کنده وبا اب رسانده باشند
corporator گروه یا شرکتی که شخصیت حقوقی داشته باشد
corporate town شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد
gazebo عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
Whay keep a dog and bark yourself?. <proverb> چرا سگ نگه داشته اى و خود پارس مى کنى؟.
You cannot have it both ways . <proverb> نمى توانى هم این را داشته باشى هم آنرا .
nutritiously چنانکه قوت دهد یا غذائیت داشته باشد
nutritively چنانکه قوت دهدیا غذائیت داشته باشد
four by four خودرو چهارچرخی که هرچهارچرخ ان نیرو داشته باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com