English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
floating battery باتری ذخیره
Other Matches
NiCad نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start an engine موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
booster cable [jumper cable] کابل باتری به باتری [اتومبیل رانی ]
NiMH نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
volumes کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
interior label برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
volume کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
storage حافظه یا رسانه ذخیره سازی که با قط ع برق داده ذخیره شده را از دست میدهد
mass storage وسیله ذخیره پشتیبان که قادر به ذخیره سایز حجم زیاد داده است
mail box فضای ذخیره سازی الکترونیکی با آدرس که پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
permanent فایل داده که در وسیله ذخیره سازی پشتیبان ذخیره شده مثل دیسک درایو
highs تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
highest تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
volatile memory حافظه یا رسانه ذخیره سازی که داده ذخیره شده در آن را در صورت قط ع منبع تغذیه از دست میدهد.
mailboxes فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
mailbox فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
reservoir سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
reservoirs سرباز احتیاط یا ذخیره روغن ذخیره توپ
soft نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softest نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
reads گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
softer نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
read گیرندهای که سیگنالهای ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی مغناطیسی را می خواند و به حالت الکتریکی اصلی تبدیل میکند
bubble memory روش ذخیره سازی داده دودویی با استفاده از خصوصیات مغناطیسی رسانه ها تا دادههای با حجم بالا در حافظه اصلی ذخیره شوند
macbinary سیستم ذخیره و ارسال فایلی که به فایلهای Macintosh به همراه نشانه ها و نام فایل طولانی اجازه می دهند روی سیستمهای دیگر ذخیره شوند
RLL encoding روش سریع وکارای ذخیره داده روی دیسک که تغییرات در اجرای بیتهای داده ذخیره می شوند
fifo روش ذخیره سازی خواندن و نوشتن به طوری که اولین عنصر در اولین فراخوانی ذخیره میشود
prodos سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
databank 1-حجم بزرگی از داده که به صورت ساخت یافته ذخیره شده است . 2-رکوردهای شخصی که در کامپیوتر ذخیره شده اند
downloadable نوشتاری که در دیسک ذخیره شده است و قابل ارسال به چاپگر است و نیز ذخیره شدنی در RAM یا حافظه موقت
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
registering ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
c battey باتری سی
charger باتری پر کن
battery water اب باتری
storage cell باتری
b battery باتری ب
h.t. battery باتری ب
battery charger باتری پر کن
chargers باتری پر کن
heater battery باتری ا
battery copper مس باتری
batteries باتری
battery باتری
battery charging rectifier باتری پر کن
h.b. battery باتری ا
filament battery باتری ا
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
swopped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
standby battery باتری اضطراری
secondary battery پیل باتری
battery insulator میانگیر باتری
secondary battery باتری بارشدنی
battery jar فرف باتری
battery isolator لایی باتری
isolator for battery plate لایی باتری
battery insulator عایق باتری
solution of battery الکترولیت باتری
battery electrode الکترود باتری
discharger for battery باتری خالی کن
battery filler سرنگ باتری
battery syringe سرنگ باتری
battery cradle کلاف باتری
battery hold down میانگیردار باتری
hold down for batteryseparator میانگیردار باتری
stand by battery باتری یدکی
battery current برق باتری
battery electrolyte الکترولیت باتری
battery liquid مایع باتری
dry storage battery باتری ژلاتینی
edison باتری ادیسن
pillar post of battery ستون باتری
gelatine battery باتری ژلاتینی
gelatine battery باتری خشک
gravity battery باتری وزنی
grid of a battery شبکه باتری
battery discharger باتری خالی کن
ignition battery باتری استارت
impurities in battery ناخالصیهای باتری
plante cell باتری پلانته
nickel iron battery باتری ادیسن
dry battery باتری خشک
cell cover درپوش باتری
battery liquid الکترولیت باتری
battery mounting پایه باتری
battery oven کوره باتری
battery paint رنگ باتری
battery plate صفحه باتری
battery polarization قطبش باتری
battery receiver رادیو باتری
battery solution محلول باتری
battery terminal قطب باتری
battery turntable میز باتری
battery vise گیره باتری
battery voltage ولتاژ باتری
burning rack قاب باتری
lighting battery باتری روشنایی
starting battery باتری استارت
polarization پلاریزاسیون باتری
storage cell پیل باتری
battery carrier شاسی باتری
battery carbon زغال باتری
alkaline battery باتری قلیایی
sediments درد باتری
sediment درد باتری
battery capacity فرفیت باتری
battery box جعبه باتری
battery ammeter امپرسنج باتری
battery acid اسید باتری
automobile battery باتری اتومبیل
battery case جعبه باتری
air cell a battery باتری رادیو
rechargeable battery باتری بارشدنی
batterty cover سرپوش باتری
battery charging rheostat رئوستای باتری پر کن
voltaic battery باتری ولتایی
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
battery charging cable کابل باتری پر کن
acummulator battery باتری بارشدنی
secondary cell پیل باتری
battery cell پیل باتری
storage battery باتری انبارهای
storage battery باتری بارشدنی
b. eliminator جانشین باتری ب
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
plate puller انبر صفحه باتری
cutout relay رله باتری پرکن
nickel iron battery باتری نیکل-اهن
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
plate press پرس صفحه باتری
lead acid battery باتری سرب- اسید
local action تخلیه موضعی باتری
cementation سیمانی شدن باتری
battery connector رابط پیل باتری
cell tester ولت سنج باتری
discharge خالی کردن باتری
dry storage battery باتری انبارهای خشک
pasted plate صفحه باتری خمیری
overdischarge of battery تخلیه فرساینده باتری
plunge battery باتری با الکترد شناور
porosity of battery plate تخلخل صفحه باتری
battery که یک باتری پشتیبان دارد
idle voltage of battery ولتاژ هرز باتری
heater battery باتری گرم کننده
plante battery plate صفحه باتری پلانته
hardened battery plate صفحه باتری سخت
group of battery plates دسته صفحات باتری
to charge the battery باتری را بار کردن
overfilling of battery سرشار کردن باتری
closed circuit battery باتری با مدار بسته
carbon battery plate صفحه باتری کربنی
battery still دیگ تقطیر باتری
thin plate battery باتری صفحه نازک
battery resistance مقدار مقاومت باتری
area of battery plate سطح صفحه باتری
train lighting battery باتری روشنایی ترن
ampere hour efficiency of storage batter بازده باتری انبارهای
universal receiver رادیو برق و باتری
battery steamer کوره باتری بخاری
twenty four hour charge rate امپر مجاز باتری
battery jar spacer لایی فرف باتری
battery hydrometer چگالی سنج باتری
cell connector رابط پیل باتری
back که یک باتری پشتیبان دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
faure plate صفحه باتری خمیری
shedding of battery plate ریزش صفحه باتری
separator میان گیر باتری
reversed battery plate صفحه باتری معکوس
circulating چرخش ذخیره سازی که دادههای ذخیره شده رابه صورت مجموعهای از باس ها که در طول رسانه حرکت می کنند نگهداری میکند و وقتی به انتها می رسند دوباره تولید میکند
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
documented نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
documenting نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
document نرم افزاری که به کاربر امکان بدست آوردن و ذخیره متن چاپ شده به صورت دیجیتالی میدهد و معمولاگ همراه با اسکنر و رسانه با فرفیت ذخیره سازی بالا مثل ROM-CD قابل ضبط می آید
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
forming of battery plates اماده سازی صفحات باتری
The battery is discharged (emptied). باتری خالی شده است.
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
glass separator میان گیر شیشهای باتری
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
low tension battery باتری فشار ضعیف رادیو
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
The battery is dead. باتری تمام شده است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com