English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
Other Matches
prestress باسیم ومیله اهن تقویت کردن
entangle باسیم خاردارمحصور کردن محصور کردن
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
wires ارتباط باسیم
wire ارتباط باسیم
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
cable weft پود ضخیم [بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
statecraft کشور داری ملک داری
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
attenuated نازک کردن
thins نازک کردن
thinnest نازک کردن
attenuating نازک کردن
thinners نازک کردن
thinned نازک کردن
attenuates نازک کردن
extenuate نازک کردن
fine draw نازک کردن
thin نازک کردن
attenuate نازک کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
attorn اجاره داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
housekeep خانه داری کردن
run the show اختیار داری کردن
wake شب زنده داری کردن
refrain خود داری کردن
refrained خود داری کردن
refraining خود داری کردن
refrains خود داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
waked شب زنده داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
baby-sat بچه داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
get by نگه داری کردن
to keep house خانه داری کردن
keep house خانه داری کردن
baby sit بچه داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
three phase four wire system سیستم سه فازه باسیم نقطه ستاره سیستم چهارسیمه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
dimpling پخدار کردن مخروطی ورقات نازک فلزی
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
blowout disc دیسک نازک فلزی برای اب بندی کردن سیستمهای سیالات
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to set eyes on نگاه کردن
eying نگاه کردن
eyes نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
eye نگاه کردن
regards نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
squinny کج کج نگاه کردن
regard نگاه کردن
sees نگاه کردن
regarded نگاه کردن
see نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
leer نگاه کج کردن
squints چپ نگاه کردن
squinted چپ نگاه کردن
to watch نگاه کردن
squint چپ نگاه کردن
leered نگاه کج کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
leering نگاه کج کردن
to look on with نگاه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
glowed نگاه سوزان کردن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
skews منحرف کج نگاه کردن
glow نگاه سوزان کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
look about بهر سو نگاه کردن
gloat خیره نگاه کردن
peek زیرچشمی نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
stares خیره نگاه کردن
glows نگاه سوزان کردن
gaped باشگفتی نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
gapes خیره نگاه کردن
gaping باشگفتی نگاه کردن
gaping خیره نگاه کردن
gloated خیره نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
gloats خیره نگاه کردن
looks نگاه کردن نگریستن
looked نگاه کردن نگریستن
look نگاه کردن نگریستن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
gape خیره نگاه کردن
gape باشگفتی نگاه کردن
gawked احمقانه نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
skew منحرف کج نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
gawks احمقانه نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
glim نگاه اجمالی کردن
pried فضولانه نگاه کردن
to look down با نگاه مطیع کردن
peer با دقت نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
glare خیره نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
gazing خیره نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
to run through نگاه اجمالی کردن در
peering با دقت نگاه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
glower خیره نگاه کردن
glowered خیره نگاه کردن
glowers خیره نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
glowering خیره نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
pry بادقت نگاه کردن
peered با دقت نگاه کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
glowering اخم کردن نگاه خیره
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
glowered اخم کردن نگاه خیره
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
glower اخم کردن نگاه خیره
leers از گوشه چشم نگاه کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com