Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
mason up
بالا اوردن دیوار
Other Matches
cat burglar
<idiom>
دزدی که از دیوار بالا میرود
opens
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
opened
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
open
وضع راکت نسبت به دیوار مقابل با سطح ان به طرف بالا
raising
بالا اوردن
to cast the g.
بالا اوردن
to bring up
بالا اوردن
to fetch up
بالا اوردن
puking
بالا اوردن
pukes
بالا اوردن
puked
بالا اوردن
puke
بالا اوردن
regorge
بالا اوردن
cicatrize
گوشت نو بالا اوردن
ramp
بالا بردن یاپایین اوردن
ramps
بالا بردن یاپایین اوردن
partition wall
دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
overarm
بالا اوردن بازو تا بالای شانه
elevations
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevation
تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
windlasses
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlass
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
counter fert
دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall
دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
retaining wall
دیوار نگهبان دیوار محافظ
adjacent
نزدیک دیوار به دیوار
governmentalize
تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
to press against any thing
بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
jargonize
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
grasped
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasps
بچنگ اوردن گیر اوردن
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
wall
دیوار
wall-to-wall
از دیوار به دیوار
walls
دیوار
cope
سر دیوار
alignment frontage
بر دیوار
bulkhead
دیوار
walls have ears
دیوار
bulkheads
دیوار
enclosure wall
دیوار بر
counter-scrap
دیوار
partition
دیوار
f. with the woll
دیوار
bulwark
دیوار
face wall
دیوار بر
bulwarks
دیوار
fence
دیوار
partitions
دیوار
coping
سر دیوار
fences
دیوار
curtains
دیوار
wellhead
سر دیوار
tow brick wall
دیوار دواجره
quay wall
دیوار بارانداز
partitions
دیوار تیغه
load bearing wall
دیوار حمال
load bearing wall
دیوار باربر
mason up
ساختن دیوار
partition wall
دیوار تیغه
panel wall
اگین دیوار
outwall
دیوار بیرونی
outer wall
دیوار خارجی
tow brick wall
دیوار دو اجری
clay wall
دیوار چینه
non load bearing wall
دیوار تیغه
non bearing wall
دیوار تیغه
interior wall
دیوار داخلی
one brick wall
دیوار یک اجره
coping
قرنیس دیوار
niche
تو رفتگی در دیوار
niches
تو رفتگی در دیوار
cobwall
دیوار کاهگلی
dike
دیوار مانع
front wall
دیوار جلو
gable wall
دیوار سنتوری
gable wall
دیوار لچکی
cavity wall
دیوار صندوقهای
decorated wall
دیوار تزیینی
load-bearing
دیوار باربر
cavity wall
دیوار دو جداره
cavity walls
دیوار صندوقهای
gravity wall
دیوار وزنی
guide bank
دیوار هادی سد
cordon
سرپوش دیوار
cordons
سرپوش دیوار
bay
فرورفتگی دیوار
batter of wall
میل دیوار
weephole
ابرو دیوار
weephole
راه اب در دیوار
bailey
دیوار بیرونی
wall paint
رنگ دیوار
wall opening
روزنه دیوار
wall lining
اندود دیوار
wall lining
پوشش دیوار
wall insulator
عایق دیوار
cavity walls
دیوار دو جداره
hollow walls
دیوار دو جداره
petard
بمب دیوار کن
dwarf wall
دیوار نیمه
counterfort
دیوار تقویتی
counterfort
دیوار تکیه
murals
دیوار نما
inwall
دیوار گرفتن
mural
دیوار نما
key wall
دیوار اب بند
common wall
دیوار مشترک
embankments
دیوار خاکی
cranny
شکاف دیوار
cross wall
دیوار همبر
allering
کنگره دیوار
cut off wall
دیوار جداکننده
cut off
دیوار اببند
curtain wall
دیوار پردهای
load-bearing wall
دیوار حمال
vallation
دیوار خاکی
lie-by
تو رفتگی دیوار
enclosures
دیوار حصارکشی
enclosure
دیوار حصارکشی
quays
دیوار ساحلی
quay
دیوار ساحلی
embankment
دیوار خاکی
thickness of a wall
ضخامت دیوار
conservative wall
دیوار باغچه
party walls
دیوار مشترک
side wall
دیوار پهلویی
sonic boom
دیوار صوتی
sidewall
دیوار پهلویی
sonic booms
دیوار صوتی
party wall
دیوار مشترک
bearing wall
دیوار بارگیر
bearing wall
دیوار باربر
septate
دیوار دار
seawall
دیوار یا سد دریایی
the pictures on the wall
ی روی دیوار
sea dike
دیوار ساحلی
shear wall
دیوار برشی
batter of a wall
میل دیوار
batter of a wall
شیب دیوار
thickness of a wall
کلفتی دیوار
retaining wall
دیوار ضامن
partition
دیوار تیغه
an interstice in a wall
ترک در دیوار
rear wall
دیوار پشت
spine wall
دیوار اساسی
render a wall
استرکشی دیوار
posters
دیوار کوب
poster
دیوار کوب
sleeper wall
دیوار کرسی
retaining wall
دیوار حائل
abutment
دیوار پشتیبان
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
wailing wall
دیوار قدیمی اورشلیم
half brick wall
دیوار نیم اجره
My head hit the wall.
سرم خورد به دیوار
as white as a sheet
<idiom>
سفید مثل گچ دیوار
mural
واقع برروی دیوار
coping of a wall
در پوش روی دیوار
dragon-bracket
طاقچه دیوار کوب
socket
[wall socket]
پریز روی دیوار
counter-fort
[شمع پشتیبان دیوار]
immurement
در دیوار قرار دادن
power outlet
پریز روی دیوار
cross wall
دیوار پلهای عرضی
coping of a wall
قرنیس روی دیوار
baffling
دیوار ارام کننده
baffles
دیوار ارام کننده
adjoining
همجوار دیوار بدیوار
ha-ha
دیوار فرو رفته
baffled
دیوار ارام کننده
baffle
دیوار ارام کننده
murals
واقع برروی دیوار
abamurus
[مستحک کننده دیوار]
aumbry
[تورفتگی در دیوار کلیسا]
wall entrance
عبور از داخل دیوار
buttress
شمع پشتیبان دیوار
buttress
دیوار پشت بند
buttressed
شمع پشتیبان دیوار
buttressed
دیوار پشت بند
buttresses
شمع پشتیبان دیوار
buttresses
دیوار پشت بند
buttressing
شمع پشتیبان دیوار
buttressing
دیوار پشت بند
to deafen a wall
عایق کردن دیوار
to encircle with a wall
دیوار یا چینه کشیدن
effective thickness of a wall
ضخامت موثر دیوار
screen
دیوار تخته حفاظ
earth retaining wall
دیوار نگهبان خاک
earth retaining wall
دیوار پشت بند
dutch stonewall
دیوار سنگی هلندی
to deaden a wall
عایق کردن دیوار
backboard
دیوار تمرین تنیس
cut-splay
[گوشه کج آجر در دیوار]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com