Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English
Persian
pressure hull
بدنه ضد فشار
Other Matches
mine casemate
بدنه ماسوره و چاشنی مین بدنه کلاهک مین
buoyant mine case
بدنه مین شناور بدنه مین غوطه ور
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
compartment
بدنه
trunk
بدنه
fuselages
بدنه
compartments
بدنه
frameworks
بدنه
casings
بدنه
casing
بدنه
framework
بدنه
housing
بدنه
hull
بدنه
hulls
بدنه
bridge deck
بدنه پل
fuselage
بدنه
shaft
بدنه
contour
بدنه
shafts
بدنه
trunks
بدنه
bodies
بدنه
body
بدنه
tige
بدنه ساقه
stocked
بدنه رنده
stock
بدنه رنده
turbin casing
بدنه توربین
shells
بدنه ساختمان
westwork
بدنه غربی
white body
بدنه سفید
automobile body sheet
بدنه اتومبیل
hulls
بدنه کشتی
shell
بدنه ساختمان
hull
بدنه قایق
hull column
پایه بدنه
shelling
بدنه ساختمان
hulk
بدنه کشتی
hull insurance
بیمه بدنه
the body of a carriage
بدنه یک کالسکه
trunk
بدنه ستون
head
شبکه یا بدنه
airframe
بدنه هواپیما
auto body sheet
بدنه اتومبیل
to connect to frame
اتصال به بدنه
side wall of a lock
بدنه سد دریچهای
revetment
پوشش بدنه
shafts
بدنه چوبه
trunks
بدنه ستون
shaft
بدنه چوبه
hulks
بدنه کشتی
hulls
بدنه قایق
monohull
قایق با یک بدنه
motor casing
بدنه موتور
cartridge shell
بدنه پوکه
fuselage
بدنه هواپیما
fuselages
بدنه هواپیما
die stock
بدنه رنده
loop body
بدنه حلقه
costa
تیغه در بدنه
elevator casing
بدنه بالابر
furnace body
بدنه کوره
fuselage refrence line
خط مبنای بدنه
ground
اتصال بدنه
hull
بدنه کشتی
magnet case
بدنه اهنربا
gate leaf
بدنه دریچه سد
pump casting
بدنه پمپ
box type van body
بدنه صندوق
buffer body
بدنه دافع
magnet housing
بدنه اهنربا
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
multihull
قایق با بیش از یک بدنه
trimarans
قایق با 3 بدنه موازی
trimaran
قایق با 3 بدنه موازی
trunks
تلگراف یا تلفن بدنه
engine block
قالب یا بدنه موتور
bottom line
طناب زیر بدنه
freeboard
بدنه فوقانی ناو
ideal energy radiator
رادیاتور بدنه سیاه
trunk
تلگراف یا تلفن بدنه
hull down
بدنه پشت حفاظ
steering gear housing
بدنه جعبه فرمان
aviation structural mechanic
مکانیک بدنه هواپیما
thallus
ساقه بدنه گیاه
cartridge shell
بدنه پوکه فشنگ
selected material
لایه بدنه راه
seacock
شیرهای بدنه ناو
saddletree
بدنه چوبی زین
hull
بدنه یک هواپیمای دریایی
hull
بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
hulls
بدنه یک هواپیمای دریایی
hulls
بدنه کشتی یا دهلیزهای ان
energy absorber
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
airframe mechanic
تعمیرکار بدنه هواپیما بامجوز اف ا ا
head
بعد بالایی کتاب یا بدنه
forebody
بدنه قسمت جلوی ناو
displacement hull
قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
underbody
قسمت بدنه قایق در زیر اب
heel
قسمت عقبی بدنه قایق
belt frame
اسکلت محیطی بدنه هواپیما
modified stock car
اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
cocooning
روکش دادن بدنه هواپیما
heels
قسمت عقبی بدنه قایق
catamaran
قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
catamarans
قایق با دو بدنه در دو سطح مختلف
bonding
گیره اتصالی اتصال بدنه
low mid wing
بالی که در ارتفاع یک سوم بدنه قرارگرفته
empty weight
وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
crotch
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
rocks
حرکت دورانی بال به دور بدنه
crotches
محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
rocked
حرکت دورانی بال به دور بدنه
waterline
خط روی بدنه قایق که حد اب را نشان میدهد
gaps
فاصله بین نوک قلاب و بدنه
gap
فاصله بین نوک قلاب و بدنه
hulls
بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
wing position
وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
hull
بدنه تانک اسکلت کشتی دهلیز
rock
حرکت دورانی بال به دور بدنه
topsides
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
planing hull
بدنه قایق که در سرعت زیاداز اب بیرون می اید
hoist line
کابلی که بدنه اسکریپر را بالاو پایین میبرد
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
maximum junction to case thermal impedan
مقاومت حرارتی حداکثر بین محلهای تماس و بدنه
thoroughbrace
تسمه چرمی متصل کننده بدنه کالسکه به فنر
air foil
سطوح ایرودینامیک هواپیماپوششهای قابل انعطاف بدنه هواپیما
streamline body
بدنه اتومبیل یاهواپیماکه ....تیزی شکل خودکمترباجریان هوامقاومت کند
herdic
کالسکهای که بدنه کوتاهی دارد واز عقب سوار ان میشوند
shelling
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
web
جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
heel
کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
shell
بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
heels
کج شدن قایق از یک طرف قسمت بالایی بدنه تفنگ درحال هدفگیری
webs
جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
volumetric loading/density
خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
hypobaric
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
cantilever wing
بال یک هواپیمای یک باله که بدون پایه یا وایرهای خارجی به بدنه هواپیمامتصل شده
sponson
جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
breaks
حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
break
حرکت سگ جهت اوردن شکار بازکردن بدنه اسلحه دویدن قبل ازصدای تپانچه
bench check
ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
caban
طرز قرار گرفتن پایه هابصورت هرمی برای نگه داشتن بال بالای بدنه
gonidium
یکی از سلولهای سبزی که زیر غشاء خارجی بدنه گیاه گلسنگها وجود دارد سلول جنسی جلبک ها وقارچ ها
cylinder block boring machine
دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
pilaster
شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
pods
محفظهای با شکل ایرودینامیکی که روی شاه تیر یا تیر و تماما" در خارج از بدنه هواپیما نصب میشود
pod
محفظهای با شکل ایرودینامیکی که روی شاه تیر یا تیر و تماما" در خارج از بدنه هواپیما نصب میشود
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
ground section
بدنه و پیکر اصلی فرش
[که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
resonance
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
horned scully
مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
monocoque
ساختمان سه بعدی مثل بدنه هواپیما که فاقد سازه داخلی بوده و همه تنش بر پوسته و اجزاء ساختمانی که بلافاصله زیر ان قرار دارندوارد میگردد
physical inspection
بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
thrusts
فشار
atmospheres
فشار جو
zips
فشار
violence
فشار
back iron
بن فشار
thrusting
فشار
zipping
فشار
thrust
فشار
presses
فشار
pressure curve
خم فشار
barometric pressure
فشار جو
pressing
فشار
pushes
فشار
low pressure
فشار کم
fantod
فشار
pressor
فشار زا
zip
فشار
pushed
فشار
zipped
فشار
push
فشار
back pressure
پی فشار
strain
فشار
hydraulic pressure
فشار اب
stress
فشار
stroking
فشار با پا
strokes
فشار با پا
weight
فشار
stroked
فشار با پا
stroke
فشار با پا
stressing
فشار
strains
فشار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com