English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 308 (15 milliseconds)
English Persian
scribble بد نوشتن
scribbled بد نوشتن
scribbles بد نوشتن
scribbling بد نوشتن
scrawl بد نوشتن
scrawled بد نوشتن
scrawling بد نوشتن
scrawls بد نوشتن
Search result with all words
invoice فاکتور نوشتن
invoiced فاکتور نوشتن
invoices فاکتور نوشتن
invoicing فاکتور نوشتن
write نوشتن
write بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
write سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
writes نوشتن
writes بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
writes سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
writes سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
field نوشتن داده روی PROM
fielded نوشتن داده روی PROM
fields نوشتن داده روی PROM
deposit نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
deposits نوشتن داده روی یک ثبات یا محل ذخیره سازی
indexing نوشتن اندیس برای کتاب
front مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
scribble باشتاب نوشتن
scribbled باشتاب نوشتن
scribbles باشتاب نوشتن
scribbling باشتاب نوشتن
desk میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
desks میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
remark عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarked عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarking عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
gather نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gathered نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
list در فهرست نوشتن
program برنامه نوشتن
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs برنامه نوشتن
programs نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
manager امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
managers امکان نوشتن متن به ذخیره سازی و بازیابی ویرایش و چاپ
relative نوشتن برنامه با استفاده ازدستورات آدرس مربوطه
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
align اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligned اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligning اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
aligns اطمینان از قرار گرفتن نوک خواندن / نوشتن به درستی روی رسانه ذخیره سازی
floppy discs ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
lock عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
locks عمل جلوگیری از نوشتن روی فایل
sense زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
sensed زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
senses زمانی که RAM از حالت خواندن به نوشتن می رود
thin وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinned وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinners وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thinnest وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
thins وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها
notation روش نوشتن یا نمایش اعداد
notations روش نوشتن یا نمایش اعداد
graphics تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
language ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
languages ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری برای کمک به نوشتن برنامه هایی به زبان خاص توسط برنامه نویس
cylinder 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
cylinders 1-گروه شیارها روی دیسک . 2-شیارها روی یک وسیله چند دیسکه که بدون حرکت نوک خواندن / نوشتن قابل دستیابی است
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
poke دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poked دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
pokes دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poking دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
character شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
characters شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
title صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
titles صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
review مقالات انتقادی نوشتن
reviewed مقالات انتقادی نوشتن
reviewing مقالات انتقادی نوشتن
reviews مقالات انتقادی نوشتن
jot با شتاب نوشتن
jots با شتاب نوشتن
jotted با شتاب نوشتن
debit پای کسی نوشتن
debited پای کسی نوشتن
debiting پای کسی نوشتن
debits پای کسی نوشتن
secured که در برابر نوشتن یا حذف تصادفی یا دستیابی بی اجازه ایمن است
document نوشتن شرح یک فرآیند
documented نوشتن شرح یک فرآیند
documenting نوشتن شرح یک فرآیند
symbolic 1-هرزبان کامپیوتری که در آن محل ها با نام مشخص شده است .2-هر زبان که برای نوشتن که منبع به کار می رود
symbolic نوشتن برنامه به زبان منبع
Other Matches
photodigital memory سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawl با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawled با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
write protect غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
encipher برمز نوشتن رمز نوشتن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
DVD درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
he dose not know how to write نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
pt down نوشتن
inscribed نوشتن
inscribes نوشتن
inscribing نوشتن
penned نوشتن
indite نوشتن
inscribe نوشتن
penning نوشتن
put down <idiom> نوشتن
pen نوشتن
write head هد نوشتن
pens نوشتن
set down نوشتن
superscrible نوشتن
to set down نوشتن
to drive a pen or quill نوشتن
to put down نوشتن
to reduce to writing نوشتن
circumscribes نوشتن در دور
circumscribed نوشتن در دور
circumscribing نوشتن در دور
circumscribe نوشتن در دور
autographs دستخط نوشتن
autographing دستخط نوشتن
autographed دستخط نوشتن
autograph دستخط نوشتن
commentating تقریظ نوشتن
commentates تقریظ نوشتن
rewrite دوباره نوشتن
pen خامه نوشتن
prefacing دیباچه نوشتن
rewritten دوباره نوشتن
rewriting باز نوشتن
rewriting دوباره نوشتن
rewrites باز نوشتن
rewrites دوباره نوشتن
rewrite باز نوشتن
rewritten باز نوشتن
commentated تقریظ نوشتن
editorialised سرمقاله نوشتن
itemizing به اقلام نوشتن
itemizes به اقلام نوشتن
itemized به اقلام نوشتن
penning خامه نوشتن
itemize به اقلام نوشتن
itemising به اقلام نوشتن
itemises به اقلام نوشتن
itemised به اقلام نوشتن
prose نثر نوشتن
penmanship طرز نوشتن
penned خامه نوشتن
editorialises سرمقاله نوشتن
editorialising سرمقاله نوشتن
commentate تقریظ نوشتن
write-offs زود نوشتن
write-off زود نوشتن
write off زود نوشتن
write-ups به تفصیل نوشتن
write-up به تفصیل نوشتن
write up به تفصیل نوشتن
editorializing سرمقاله نوشتن
editorializes سرمقاله نوشتن
editorialized سرمقاله نوشتن
editorialize سرمقاله نوشتن
pens خامه نوشتن
rewrote دوباره نوشتن
over write جای نوشتن
miswrite اشتباه نوشتن
inscroll در طومار نوشتن
impanel در صورت نوشتن
i am weary of writing از نوشتن خسته
hyphenate با خط پیوند نوشتن
handwrite بادست نوشتن
graphomania شهوت نوشتن
engross درشت نوشتن
elegize قصیده نوشتن
double space یک خط درمیان نوشتن
demythologize تفسیر نوشتن
overwrite دومرتبه نوشتن
overwrite زیاد نوشتن
overwrite جای نوشتن
write out به تفصیل نوشتن
write head نوک نوشتن
wirte only تنها نوشتن
to write out بتفضیل نوشتن
to write off به اسانی نوشتن
tired of writing خسته از نوشتن
read/write head هدخواندن- نوشتن
read/write خواندن- نوشتن
r/w خواندن- نوشتن
precis خلاصه نوشتن
poetize شعر نوشتن
poeticize شعر نوشتن
allegorize تمثیل نوشتن
scrolls کتیبه نوشتن
scroll کتیبه نوشتن
preambles مقدمه نوشتن
preamble مقدمه نوشتن
enlists درفهرست نوشتن
enlisting درفهرست نوشتن
enlist درفهرست نوشتن
noting نت موسیقی نوشتن
notes نت موسیقی نوشتن
note نت موسیقی نوشتن
tabling در فهرست نوشتن
tables در فهرست نوشتن
tabled در فهرست نوشتن
table در فهرست نوشتن
preface دیباچه نوشتن
prefaced دیباچه نوشتن
prefaces دیباچه نوشتن
annotating تفسیر نوشتن
annotating یادداشت نوشتن
annotating حاشیه نوشتن
annotates تفسیر نوشتن
annotates یادداشت نوشتن
annotates حاشیه نوشتن
annotated تفسیر نوشتن
annotated یادداشت نوشتن
annotated حاشیه نوشتن
annotate تفسیر نوشتن
annotate یادداشت نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
rewrote باز نوشتن
tablets بر لوح نوشتن
tablet بر لوح نوشتن
to dip ones pen in gall سخت نوشتن
gloss حاشیه نوشتن بر
graphic وابسته به فن نوشتن
duplicates المثنی نوشتن یابرداشتن
capitalization نوشتن با حروف بزرگ
stave روی خط حامل نوشتن
capitalizing باحروف درشت نوشتن
rewrote نوشتن مجدد چیزی
duplicated المثنی نوشتن یابرداشتن
duplicating المثنی نوشتن یابرداشتن
duplicate المثنی نوشتن یابرداشتن
rewritten نوشتن مجدد چیزی
rewriting نوشتن مجدد چیزی
capitalises باحروف درشت نوشتن
capitalised باحروف درشت نوشتن
misspelt بااملای غلط نوشتن
misspells بااملای غلط نوشتن
misspelled بااملای غلط نوشتن
misspell بااملای غلط نوشتن
types با ماشین تحریر نوشتن
typed با ماشین تحریر نوشتن
paeans پیروزی نامه نوشتن
capitalising باحروف درشت نوشتن
capitalize باحروف درشت نوشتن
rewrites نوشتن مجدد چیزی
rewrite نوشتن مجدد چیزی
capitalizes باحروف درشت نوشتن
type با ماشین تحریر نوشتن
send away for something <idiom> تقاضا نامه نوشتن
dyslexic ناتواندر یادگیریخواندنو نوشتن
write protect ring حلقه حفافت از نوشتن
write inhibit ring حلقه ممانعت از نوشتن
type write با ماشین تحریر نوشتن
transliterate حرف بحرف نوشتن
to write off زود نوشتن وفرستادن
to take down نوشتن پایین اوردن
to write an exam امتحان کتبی نوشتن
to do a test امتحان کتبی نوشتن
to write up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to write out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to make out a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to draw up a report به تفصیل نوشتن گزارشی
to draw up نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
to make out نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
to fill in نوشتن خاکریزی کردن
paper روی کاغذ نوشتن
interline بین سطور نوشتن
interline در میان سطرها نوشتن
interlination نوشتن بین سطور
genealogize شجره نامه نوشتن
direct read after write خواندن مستقیم پس از نوشتن
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
anglicization تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
protocols مقاوله نامه نوشتن
protocol مقاوله نامه نوشتن
italiacize با حروف خوابیده نوشتن
overwrite روی چیزی نوشتن
to commit to paper نوشتن ثبت کردن
superscrible در روی چیزی نوشتن
read/write head نوک خواندن / نوشتن
read write privilege امتیاز خواندن- نوشتن
read write head نوک خواندن و نوشتن
read write cycle چرخه خواندن و نوشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com