English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 230 (23 milliseconds)
English Persian
it is good for spring wear برای پوشش
Search result with all words
cassette چرخ باریک نوار مغناطیسی که در یک پوشش محکم برای محافظت قرار دارد
cassette پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassettes چرخ باریک نوار مغناطیسی که در یک پوشش محکم برای محافظت قرار دارد
cassettes پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
sleeve پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
sleeves پوشش کاغذی یا پلاستیکی برای دیسک مغناطیسی
shield هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
shields هسته ساخته شده از هسته هادی با یک پوشش عایق و سپس یک لایه هادی برای اینکه سیگنال ارسالی از واسط ها درامان نگهدارد
case پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
cases پوشش محافظ برای یک وسیله یا مدار
oxide اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
oxides اکسید آهن برای پوشش روی دیسک یا نوار مغناطیسی
enclosure پوشش محافظ برای وسیلهای
enclosures پوشش محافظ برای وسیلهای
black wash نوع دیگری ازگرافیت و کک و ذغال سخت یامواد الی است که با مایعی بطور معلق و برای پوشش ماهیچههای تر و قالبهای ماسهای به کار برده میشود
dry plasma etching روشی برای ایجاد یک پوشش روی یک قرص
dustcover پوشش محافظ برای یک ماشین
extra cover پوشش اضافی برای بل گرفتن
ferric oxide که به عنوان پوشش نور یا دیسک میباشد که برای ذخیره داده یا سیگنال قابل مغناطیسی شدن است
ferrite که به عنوان پوشش نور یا دیسک میباشد که برای ذخیره داده یا سیگنال قابل مغناطیسی شدن است
green phosphor فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
leno یکجور تور یا گارس که برای پوشش و ارایش کلاه و پرده بکار میرود
maneuvering vent شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
mantling مواد لازم برای پوشش
scalper پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
smoke blanket پرده پوشش دود برای استتاراز دید هوایی
toe point پوشش لاستیکی سفت روی لبه جلویی اسکیت قرقره دار برای کمک به پرش
veil of money نظریهای که براساس ان پول فقط بعنوان پوشش برای کالاها و خدمات بحساب می اید
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
Other Matches
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
mask پوشش
packing پوشش
encasing پوشش
coats پوشش
coatings پوشش
coated پوشش
coat پوشش
capsules پوشش
capsule پوشش
encrustation پوشش
encrustations پوشش
cowl پوشش
case پوشش
reimbursement پوشش
shields پوشش
cowls پوشش
cowling پوشش
coverture پوشش
tunc پوشش
coverage پوشش
shield پوشش
coverings پوشش
sheaths پوشش
sheath پوشش
sconce پوشش
robes پوشش
lining پوشش
concealment پوشش
revetment پوشش
disguised پوشش
camouflaging پوشش
camouflages پوشش
covering پوشش
covers پوشش
camouflaged پوشش
disguises پوشش
disguising پوشش
disguise پوشش
masking پوشش
tunics پوشش
tunic پوشش
linings پوشش
robe پوشش
cover پوشش
mulch پوشش
masks پوشش
reimbursements پوشش
mulches پوشش
camouflage پوشش
jackets پوشش
roofs پوشش
roof پوشش
roofing پوشش
jacket پوشش
envelopment پوشش
encrustment پوشش
hypethral بی پوشش
overlays پوشش
head gear پوشش سر
casings پوشش
shroud پوشش
shrouded پوشش
casing پوشش
sheathing پوشش
overlay پوشش
overlaying پوشش
envelopes پوشش
involucrum پوشش
facing پوشش
surface پوشش
crustification پوشش
coating پوشش
cladding پوشش
surfaced پوشش
integument پوشش
envelope پوشش
facings پوشش
perianth پوشش گل
involucre پوشش
cases پوشش
surfaces پوشش
capping پوشش
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
case ment پنجره پوشش
portland cement concrete lining پوشش بتنی
spans پوشش اندازه
fire cover پوشش اتش
steel jacket پوشش فولادی
cement concrete lining پوشش بتنی
spanning پوشش اندازه
spanned پوشش اندازه
cement mortar coating پوشش سیمانی
span پوشش اندازه
involucre پوشش غشایی
coverage rate نرخ پوشش
tar macadam پوشش قیر و شن
shell زرهی پوشش
surface dressing پوشش سطحی
brick lining پوشش اجری
hearth jacket پوشش کوره
shelling زرهی پوشش
metallic packing پوشش فلزی
brush matting پوشش حصیری
shells زرهی پوشش
built up lining پوشش مرکب
waterproofing upstream face پوشش نمای سر اب
hiding power قدرت پوشش
scope of coverage حیطه پوشش
screening constant ثابت پوشش
gaberdine لباس پوشش
wall lining پوشش دیوار
forward lap پوشش جلو
stone lining پوشش سنگی
gravel pack پوشش شنی
cover and concealment پوشش و اختفاء
coconut matting پوشش حصیری
build up lining پوشش مرکب
dolomite lining پوشش دولومیت
reimbursing پوشش دادن
cladding پوشش کاری
reimburses پوشش دادن
husks بی پوشش کردن
husk بی پوشش کردن
shale پوشش صدف
colling water jacket پوشش اب سرد
mantle ردا پوشش
depleted cover پوشش کاهسته
incrustment قشر پوشش
incrustation قشر پوشش
communication cover پوشش مخابراتی
reimburse پوشش دادن
unlined بدون پوشش
column cover پوشش ستون
mantles ردا پوشش
backing پشتیبان پوشش
timbering پوشش چوبی
copper cladding پوشش مسی
filter packing پوشش صافی
lime pocket پوشش اهک
tegmen پوشش طبیعی
copper sheath پوشش مسی
sheating of cable پوشش کابل
insurance cover پوشش بیمه
housing پوشش سخت
tunicate پوشش دار
tunicated پوشش دار
tile lining پوشش کاشی
explosion proof پوشش ضد انفجار
comparative cover پوشش نسبی
impervious blanket پوشش نفوذناپذیر
cladding process فرایند پوشش
reimbursed پوشش دادن
theca پوشش کپسول
disposed بدون پوشش
bank revetment پوشش ساحل
nickel cladding پوشش نیکلی
neurilemma or lema پوشش برونی پی
gilt پوشش طلا
refractory coating پوشش نسوز
rock wash پوشش سنگی
gilts پوشش طلا
exposed بدون پوشش
vegetation پوشش گیاهی
placed riprap پوشش نرم
shield سپر پوشش
shields سپر پوشش
envelopes پوشش منحنی
asphalt revetment پوشش اسفالتی
priming coat پوشش استری
sods پوشش چمنی
sod پوشش چمنی
capped پوشش دارکردن
anodic coating پوشش اندی
revetment پوشش بدنه
slapdash پوشش تگرگی
covering پوشش سرپوش
riprap پوشش سنگچین
armature جوشن پوشش
screen پرده پوشش
aponeurosis پوشش وتری
cap پوشش دارکردن
black finish پوشش سیاه
overwatch پوشش حرکت
roofing=roofcovering پوشش بام
sheath پوشش روپوش
surfacing لایه پوشش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com