English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (43 milliseconds)
English Persian
tailor برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
tailors برش دادن ازنظر رزمی به هم مربوط کردن
Other Matches
duty with troops در یکان رزمی خدمت کردن شغل رزمی گرفتن
identifying مربوط کردن تشخیص دادن
identify مربوط کردن تشخیص دادن
identified مربوط کردن تشخیص دادن
identifies مربوط کردن تشخیص دادن
relay ربط دادن مربوط کردن
relayed ربط دادن مربوط کردن
relays ربط دادن مربوط کردن
connects اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
geologize ازنظر زمین شناسی بازرسی کردن
privacy حق یک شخص برای کسترش دادن یا محدود کردن دستیابی به داده مربوط به خودش
applied هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
combat developer وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
combat team گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
field services قسمتهای پشتیبانی رزمی یکانهای رزمی
combat orders دستورات رزمی دستورالعملهای رزمی
combat power نیروی رزمی استعداد رزمی
combatcommand فرماندهی رزمی قرارگاه رزمی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
burying ازنظر پوشاندن
buries ازنظر پوشاندن
bury ازنظر پوشاندن
combat air patrol هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
security cognizance شناخت ازنظر صلاحیت
tax havens محل امن ازنظر مالیات
To bring something to someones attention . چیزی را ازنظر کسی گذراندن
tax haven محل امن ازنظر مالیات
not operationally ready غیر اماده ازنظر عملیاتی
combat cargo officer افسر مسئول ترابری رزمی افسر مسئول بارگیری کالاهای رزمی
combat airlift support پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
developed market economy countries کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
road capacity کشش جاده ازنظر حداکثر ترافیک
play second fiddle to someone <idiom> ازنظر مهم بودن مقام دوم داشتن
beam test ازمایش اندازه گیری تیر ازنظر مقاومت
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
satellization زیر امرقراردادن یکانهای غیرمشابه ازنظر رستهای
to transubstantiate تغییر دادن ماده [نان و شراب مربوط به عشاربانی] به بدن و خون عیسی مسیح [دین]
first world کشورهای کنونی سرمایه داری پیشرفته ازنظر اقتصادی
panoramas منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
panorama منافر مختلفی که پی در پی پشت شهرفرنگ یا دوربین ازنظر بگذرد
defense readiness condition وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
stand-off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
frictional unemployment اطلاعات ناقص مربوط به فرصتهای شغلی و عدم توانائی اقتصاددر تطابق دادن هر چه سریعتر افراد با مشاغل میباشد
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
form utility در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
inferences روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
victual مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
freight وسیله حملی که ازنظر قیمت مناسب است ولی کند عمل میکند
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
connects مربوط کردن
connect مربوط کردن
disciplining نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
precipitative مربوط به تعجیل کردن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustical مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustic مربوط به صدا مربوط به سامعه
He has feathered his nest. He has lined his pocket. اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
alluded افهار کردن مربوط بودن به
alluding افهار کردن مربوط بودن به
alludes افهار کردن مربوط بودن به
allude افهار کردن مربوط بودن به
reciprocal agreement قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
gun pointing data عناصر مربوط به روانه کردن توپ
preparative تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
to depict somebody or something [as something] کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
batch با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
batches با مقیاس تقسیم کردن عملیات مربوط به بتن
orthopaedic مربوط بفن درست کردن اندامهای ناقص
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
access procedures روشهای مربوط به کشف وخنثی کردن و تخریب موادمنفجره یا بی اثر کردن موادمنفجره
collating به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collates به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
to shoot oneself in the foot <idiom> بد اداره کردن [چیزی مربوط به خود شخص] [اصطلاح]
collated به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
collate به هم مرتبط کردن امور مقایسه دو چیز مربوط به یک موضوع
epical رزمی
combated رزمی
epic رزمی
epics رزمی
combating رزمی
combats رزمی
combat رزمی
armstrong سیستم اجرای فرامین مربوط به مسلح کردن ماسوره موشکها
emunctory مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
fitcall finding پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
groups کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
conducting هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
civil appropriation اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
combat proficiency شایستگی رزمی
combat support پشتیبانی رزمی
non-combatants غیر رزمی
combat surveillance مراقبت رزمی
field glasses عینک رزمی
martial arts ورزشهای رزمی
fighting load بار رزمی
combat readiness امادگی رزمی
combat ration جیره رزمی
combat proficiency مهارت رزمی
combat power قدرت رزمی
damage ضایعات رزمی
non-combatant غیر رزمی
combat trains بنه رزمی
task organization سازمان رزمی
battle problems مشکلات رزمی
battle casualty ضایعات رزمی
strengths استعداد رزمی
nonbattle غیر رزمی
operational route جاده رزمی
tactical support پشتیبانی رزمی
battle station پایگاه رزمی
strength استعداد رزمی
combat troops عدههای رزمی
combat vehicle خودروی رزمی
service ammunition مهمات رزمی
non combatant غیر رزمی
readiness امادگی رزمی
combatcommand یکان رزمی
combatdrill تمرین رزمی
combatintelligence اطلاعات رزمی
tactical missile موشک رزمی
combat , elements یکانهای رزمی
field officer افسر رزمی
herioic verse شعر رزمی
combat efficiency کارایی رزمی
field order دستورالعمل رزمی
combat engineer مهندسی رزمی
combat exercise تمرین رزمی
heroic verse شعر رزمی
combat forces نیروهای رزمی
field ration جیره رزمی
field exercise تمرین رزمی
field grade رده رزمی
field commands یکانهای رزمی
combat development توسعه رزمی
combat , echelon رده رزمی
field manual دستور رزمی
combat crew خدمه رزمی
field gun توپ رزمی
combat duty ماموریت رزمی
combat , echelon یکان رزمی
field commands قسمتهای رزمی
combat duty امور رزمی
combat formation ارایش رزمی
combat intelligence اطلاعات رزمی
combat outpost پاسدار رزمی
group گروه رزمی
groups گروه رزمی
fighting patrol گشتی رزمی
combat team تیم رزمی
combat patrol گشتی رزمی
combat arms رسته رزمی
field duty خدمات رزمی
field type نوع رزمی
field duty ماموریت رزمی
field army ارتش رزمی
c ration جیره رزمی
combat , elements عناصر رزمی
combat jump پرش رزمی
field service خدمات رزمی
to picture شرح دادن [نمایش دادن] [وصف کردن]
isogamete سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
condition of readiness وضعیت امادگی رزمی
combat control team تیم کنترل رزمی
materiel readiness امادگی رزمی وسایل
combat support arms یکان پشتیبانی رزمی
pioneer unit یگان مهندسی رزمی
joint task force گروه رزمی مشترک
live exercise تمرین رزمی حقیقی
combat information center مرکز اطلاعات رزمی
combat liaison ربط و ارتباط رزمی
combat support troops عدههای پشتیبانی رزمی
combat support troops یکانهای پشتیبانی رزمی
combat support arms رسته پشتیبانی رزمی
combat service support پشتیبانی خدمات رزمی
combat ready دارای امادگی رزمی
combat load بار رزمی هواپیما
combat operations مرکز عملیات رزمی
combat firing تمرین تیراندازی رزمی
jujitsu مادر ورزشهای رزمی
amphibious task force گروه رزمی اب خاکی
attrition کاهش توان رزمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com