English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (12 milliseconds)
English Persian
lobotomies برش قسمتی از مغز
lobotomy برش قسمتی از مغز
Search result with all words
slab گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
slabs گروه کوچکی از ارقام باینری قسمتی از یک WORD
loft زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
lofts زاویه سطح قسمتی از سرچوب گلف دور از قسمت عمودی
face قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
faces قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
bundle دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundles دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
bundling دستگاههاجانبی و سرویس ها به عنوان قسمتی از قیمت خریدیک سیستم کامپیوتری
poke فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poked فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
pokes فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
poking فرمان ذخیره قسمتی ازاطلاعات در یک مکان بخصوص
clipboard قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
clipboards قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
appendix قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
appendixes قسمتی در انتهای کتاب حاوی اطلاعات اضافی
footing قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
robotics علم دستگاههای خودکار قسمتی از هوش مصنوعی درارتباط با روبوت علم طراحی و استفاده از روبوت
branch در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
yoke قسمتی از سیستم انحراف پرتوالکترونی که برای ادرس دهی یک نمایش تصویری بکار می رود
spirit حمیت قسمتی
spiriting حمیت قسمتی
sector قسمتی ازجبهه
sectors قسمتی ازجبهه
wrist قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
wrists قسمتی لباس یا دستکش که مچ دست رامی پوشاند
grand tour سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
dairies قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairy قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
portion قسمتی
portions قسمتی
recital قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
recitals قسمتی از سند که اعمال و اسناد ومباحث و مطالبی را که به تنظیم ان منجر شده است راشرح میدهد
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
fraction کسر درصدی از قسمتی از
fractions کسر درصدی از قسمتی از
apron چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
aprons چمن کوتاه اطراف سوراخ گلف قسمتی از کف رینگ بوکس
distance مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
distances مدت بازی قسمتی از مسیر مسابقه مشخص شده به وسیله پرچم یا میله
flush خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushes خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushing خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
footprint قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
footprints قسمتی از سطح لاستیک که بامسیر تماس دارد
parish قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
parishes قسمتی از شهرستان که کلیسا و کشیش جداگانه دارد
inside ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
crease قسمتی از زمین کریکت
creased قسمتی از زمین کریکت
creases قسمتی از زمین کریکت
creasing قسمتی از زمین کریکت
guard چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guarding چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
partial بخشی قسمتی
limelight قسمتی ازصحنه نمایش که بوسیله نورافکن روشن شده باشد محل موردتوجه وتماشای عموم
plank قسمتی ازبرنامه
flat قسمتی از یک عمارت
flattest قسمتی از یک عمارت
mastectomies پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
mastectomy پاره کردن وبرداشتن پستان یا قسمتی از پستان
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
whip پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whipped پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
whips پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
split second قسمتی از ثانیه
leg قسمتی از مسابقه
leg ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
legs قسمتی از مسابقه
legs ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
scrap عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapped عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapping عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scraps عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
ragged قسمتی که در وسط صفحه قرار ندارد , متن با حاشیه سمت راست نامسط ح
module قسمتی از سفینه فضایی
modules قسمتی از سفینه فضایی
crop حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
cropped حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
crops حذف قسمتی از یک تصویر درگرافیکهای کامپیوتری
neck قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
necks قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
zap پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapped پاک نمودن قسمتی از برنامه
zapping پاک نمودن قسمتی از برنامه
zaps پاک نمودن قسمتی از برنامه
rebate پرداخت قسمتی از بدهی
rebates پرداخت قسمتی از بدهی
Other Matches
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
triploidy سه قسمتی
triplex سه قسمتی
partite قسمتی
esprit حمیت قسمتی
spirit de corps روحیه قسمتی
pate سر یا قسمتی از سرانسان
haxamerous شش بخشی شش قسمتی
spirit de corps حمیت قسمتی
esprit de corps روحیه قسمتی
esprit de corps حمیت قسمتی
triploid سه قسمتی سه بخشی
tripartition سه قسمتی کردن
double cloister راهرو دو قسمتی
another guess قسمتی دیگر
helmeted دارای قسمتی که مانندخودباشد
expansion joint اتصال چند قسمتی
aliquot part charge خرج چند قسمتی
march unit قسمتی ازستون راهپیمایی
section charge خرج چند قسمتی
ram's horn قسمتی ازاستحکامات خندق
striking out pleading حذف قسمتی از مدافعات
part [ial] payment of a fine پرداخت قسمتی از جریمه
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
barons شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
baron شخص مهم وبرجسته در هر قسمتی
slot charter اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
aft flap آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
aliquot propelling charge خرج پرتاب چند قسمتی
pneumonectomy قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
lobectomy برداشتن قسمتی ازیک عضو
freeboard قسمتی از قایق که بیرون اب است
fractional damage خسارت وارده به قسمتی از وسیله
hash mark قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
open ice قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
faubourg قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
alethiology قسمتی از منطق که باحقیقت سروکار دارد
judea یهودیه که قسمتی از جنوب فلسطین بوده
saddleback قسمتی از پشته کوه که مانندزین گاواست
fat bits بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
cymric وابسته به سیمر قسمتی ازبریتانیای کبیر
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
contract termination فسخ یا خاتمه تمام یا قسمتی از قرارداد
tail skid قسمتی که وزن دم هواپیما رامتحمل میشود
paleocene قسمتی از دوران سوم زمین شناسی
gastrectomy عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
baying قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
bays قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
main yard قسمتی از عرشه که بادبان اصلی در ان واقع است
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
almonry [قسمتی از ساختمان که خیرات و صدقات را در آنجا می دادند.]
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
fermata تطویل وکشش قسمتی ازموسیقی توسط نوازنده
dower قسمتی ازدارایی مرد که پس از فوتش به همسر وی می رسد
targum ترجمه زبان ارامی قسمتی از عهد عتیق
headstock قسمتی ازماشین که میله گردندهای روی ان قرارمیگیرد
descender قسمتی از حروف کوچک که پایین تر از خط شروع می شوند
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
Please let me take a share in the expenses. اجازه بدهید منهم قسمتی از هزینه را بدهم
vacuity قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
bayed قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
beaver قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
beavers قسمتی از کلاه خود که پایین صورت را میپوشاند
warhead قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
entablature قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
warheads قسمتی از موشک که حاوی مواد منفجره میباشد
bay قسمتی از پل شناور که بین دو پانتون قرار دارد
file handing routine قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
hypotrachelion [um] [در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
nose piece قسمتی از ریز بین که حامل عدسی شیئی است
outwork قسمتی از کار شرکت که توسط افرادخارجی انجام میگیرد
land tie تیر یا جرزی که قسمتی ازدیوار را بزمین اتصال میدهد
check point نقطهای است برای زمانگیری قسمتی از مسابقه اتومبیلرانی
ullage قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
but for income قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
plateform بلندی قسمتی از کف سالن یا محلی بنیاد یا اساس چیزی
daisy ham قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
herpetology قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
qube تسهیلات اطلاعاتی که قسمتی از یک سیستم پیشرفته کابل تلویزیونی است
virtual inertia قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
metencephalon قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
germinal area قسمتی از پلاستودرم که جنین اصلی مهره داران را تشکیل میدهد
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
aeromedicine قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
profit centre قسمتی از سازمان که مسئولیت محاسبه هزینه هاو درامدها را به عهده دارد
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
dentil-band [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
spooling یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
ante-chapel [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
ionosphere قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
homosphere قسمتی از اتمسفر که در ان تغییری در ترکیب و ساخت گازهای تشکیل دهنده مشاهده نمیشود
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
reentry vehicle مدول یا قسمتی از سفینه فضایی که مجددا بایستی ازجو عبور کند تا به زمین برسد
capital levy مالیات بر سرمایه افرادحقیقی قسمتی از ثروت کشورکه جبرا" توسط دولت اخذ میشود
heterosphere قسمتی از اتمسفر که در ان ساختار و وزن مولکولی متوسط گازهای تشکیل دهنده مختلف است
appropriation در CLتقاضانامه ایست که بستانکاربرای بدهکار می فرستد ودرخواست پرداخت قسمتی ازطلب خود را می نماید
lightening hole سوراخی که در قسمتی ازسازه که کمتر تحت تنش قراردارد برای کاهش وزن ایجادمیشود
breaker line خطی در رسم فنی برای نشان دادن حذف قسمتی از جسم درشکل مزبور
oblique compartment قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
acrostolium [قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
controlled airspace قسمتی از هوا یا فضا در ابعادو اندازههای معین که سرویس کنترل هوایی برای ان تدارک دیده شده است
preventive justice قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
cost plus contracts قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
noncontiguous facility تاسیسات دور از یکان یاقسمت مربوط تاسیسات خارج از محوطه قسمتی
dead freight کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
swiple قسمتی از گندم کوب یاخرمن کوب که تاب خورده مستقیمابرگندم فرودمی اید
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
trey پیشوندیست بمعنی دارای سه قسمت وسه قسمتی وسه تایی وهرسه واحد یکبار
osteotomy برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
operating personnel افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
caged storage قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
dependency [قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
general act قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
in the line of duty <idiom> کار یا رویدادی بصورت قسمتی از کار
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
irredentism نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
club steak قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com