English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (13 milliseconds)
English Persian
correctly بطور درست و صحیح
aright <adv.> بطور درست و صحیح
correctly <adv.> بطور درست و صحیح
duly <adv.> بطور درست و صحیح
justly <adv.> بطور درست و صحیح
properly <adv.> بطور درست و صحیح
rightfully <adv.> بطور درست و صحیح
rightly <adv.> بطور درست و صحیح
Other Matches
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
righting درست صحیح
righted درست صحیح
right درست صحیح
authenticating بیان آنکه چیزی صحیح و درست است
authenticates بیان آنکه چیزی صحیح و درست است
authenticated بیان آنکه چیزی صحیح و درست است
authenticate بیان آنکه چیزی صحیح و درست است
rightfully <adv.> بطور صحیح
orderly <adv.> بطور صحیح
correctly <adv.> بطور صحیح
rightly <adv.> بطور صحیح
tidily <adv.> بطور صحیح
neatly <adv.> بطور صحیح
duly <adv.> بطور صحیح
justly <adv.> بطور صحیح
properly <adv.> بطور صحیح
rightly بطور صحیح
aright <adv.> بطور صحیح
soundly بطور صحیح و سالم
fallacy of composition استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
I see. صحیح ( آها درست است. بله همینطور است )
correction صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
Hear hear! صحیح است ! صحیح است ! درمقام تأیید وتصدیق )
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
rational number عدد صحیح و یا خارج قسمت دو عدد صحیح
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
incisively بطور نافذ بطور زننده
improperly بطور غلط بطور نامناسب
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
martially بطور جنگی بطور نظامی
exacts صحیح
authentic صحیح
valid صحیح
integral صحیح
well advised صحیح
righting صحیح
judiciously صحیح
simon pure صحیح
exact <adj.> صحیح
right صحیح
correct <adj.> صحیح
proper <adj.> صحیح
real <adj.> صحیح
true <adj.> صحیح
accurate [correct] <adj.> صحیح
exacted صحیح
exact صحیح
righted صحیح
proper صحیح
in order صحیح
authentical صحیح
integers صحیح
correct صحیح
i see ها! صحیح !
integer صحیح
correcting صحیح
fea صحیح
corrects صحیح
accurate صحیح
indecorous نا صحیح
good صحیح
all right صحیح
Quite [so] ! صحیح!
tidily <adv.> بصورت صحیح
orderly <adv.> بصورت صحیح
valid contract عقد صحیح
valid transaction معامله صحیح
spot-on دقیقا صحیح
right you are صحیح است
true complement مکمل صحیح
that is right صحیح است
safe and sound صحیح وتندرست
roundest عدد صحیح
duly <adv.> بصورت صحیح
neatly <adv.> بصورت صحیح
authentic document سند صحیح
the ticket کار صحیح
drills روش صحیح
A correct answer. جواب صحیح
to be proper for صحیح بودن
whole number عدد صحیح
whole numbers عدد صحیح
drill روش صحیح
drilled روش صحیح
right به طور صحیح حق
righted به طور صحیح حق
round عدد صحیح
considered با اندیشه صحیح
integer عدد صحیح
okay صحیح است
up front <idiom> روراست ،صحیح
integers عدد صحیح
righting به طور صحیح حق
eugenic صحیح النسب
integer variable متغیر صحیح
integral number عدد صحیح
truest خالصانه صحیح
homozygote صحیح النسب
genuine tradition حدیث صحیح
exacts صحیح عین
ok صحیح است
true خالصانه صحیح
truer خالصانه صحیح
exact صحیح عین
rightly <adv.> بصورت صحیح
correctly <adv.> بصورت صحیح
justly <adv.> بصورت صحیح
properly <adv.> بصورت صحیح
aright <adv.> بصورت صحیح
rightfully <adv.> بصورت صحیح
exacted صحیح عین
proper fraction کسر صحیح
indue order به ترتیب صحیح
integer number عدد صحیح
incorrupt صحیح و بی عیب
affirmative صحیح است
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
due process of the law تشریفات صحیح قانونی
integer programming برنامه سازی صحیح
characters عدد صحیح خصوصیت
levelheaded دارای قضاوت صحیح
half integer number عدد نیم صحیح
out in left field <idiom> از جواب صحیح دورشدن
hit the nail on the head <idiom> یافتن انتخاب صحیح
systemoless فاقد سیستم صحیح
off بیموقع غیر صحیح
authority منبع صحیح و موثق
integer عدد صحیح [ریاضی]
whole number عدد صحیح [ریاضی]
compos mentis دارای مشاعر صحیح
impolitic مخالف رویه صحیح
right oh! صحیح است بچشم
wrong پیام صحیح نیست
positive integer عدد صحیح مثبت
wronging پیام صحیح نیست
counting numbers اعدد صحیح [ریاضی]
whole numbers اعدد صحیح [ریاضی]
wrongs پیام صحیح نیست
rounded بصورت عدد صحیح
character عدد صحیح خصوصیت
safe صحیح اطمینان بخش
safes صحیح اطمینان بخش
safest صحیح اطمینان بخش
azimuth fine adjustment تنظیم قوس صحیح
apply a correct holt اجرای فن صحیح کشتی
to do right کار صحیح کردن
common sense قضاوت صحیح حس عام
In perfect condition (shape). کاملا" صحیح وسالم
cardinals عدد صحیح مثبت
cardinal عدد صحیح مثبت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com