Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
accurately
به درستی و بدون هر گونه خطا
Other Matches
accurate
بدون هر گونه خطا
blankest
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
blank
خالی یا بدون هر گونه نوشتاری در آن
at the drop of a hat
<idiom>
بدون هیچ گونه معطلی
blue ribbon program
برنامه کاملی که در ابتدا و بدون هر گونه خطا یا مشکل اجرا شود
actual address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
asynchronous
انتقال داده بین دو وسیله که بدون هر گونه سیگنال زمانی قابل پیش بینی انجام میشود
accelerationists
شتاب گرایان مکتبی که براساس اعتقاد انها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ طبیعی بیکاری بدون اینکه قادر باشد این نرخ را کاهش دهد باعث تسریع تورم خواهدشد .میلتون فریدمن و ادموندفلپس از پیروان اصلی این گروه میباشند
updates
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
validity
درستی
legitimacy
درستی
rightfulness
درستی
rightness
درستی
soundness
درستی
justly
به درستی
exactitude
درستی
precision
درستی
straightness
درستی
trueness
درستی
justness
درستی
integrality
درستی
fidelity
درستی
correctitude
درستی
accuracy
درستی
genuineness
درستی
exactness
درستی
correctness
درستی
imprecision
نا درستی
preciseness
درستی
justly
<adv.>
به درستی
rightly
<adv.>
به درستی
properly
<adv.>
به درستی
integrity
درستی
uprightness
درستی
aright
<adv.>
به درستی
rightfully
<adv.>
به درستی
duly
<adv.>
به درستی
correctly
<adv.>
به درستی
truths
درستی صداقت
honesty
درستکاری درستی
damchi
راستی و درستی
truth value
ارزش درستی
rectitude
راستی درستی
justice
درستی دادگستری
propriety of behaviour
درستی رفتار
truth
درستی صداقت
truth table
جدول درستی
approximately
تقریبا به درستی
validation
تنفیذ درستی
to verifty a staement
درستی ونادرستی
honestly
از روی درستی
the a of a trans lation
درستی ترجمه
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
accuracy
درجه دقت درستی
bona fide
به طور جدی به درستی
to foel
حال درستی نداشتن
in the wrong
<idiom>
اشتباه ،درستی حقیقت
line up
<idiom>
به درستی میزان کردن
functioned
انجام عمل به درستی
function
انجام عمل به درستی
uprightaess
درستی راستی عدالت
functions
انجام عمل به درستی
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
He seems to be an honest man.
آدم درستی بنظرمی آید
Veitch diagram
نمایش گرافیکی جدول درستی
tracks
دنبال کردن یک مسیر به درستی
tracked
دنبال کردن یک مسیر به درستی
track
دنبال کردن یک مسیر به درستی
cynic
<adj.>
بدگمان نسبت به درستی ونیکوکاری بشر
truth table
جدول درستی جذول صحت
true false test
ازمایش درستی ونادرستی چیزی
to vouch for any one's honesty
ضمانت درستی کسی را کردن
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
cynically
بدگمان نسبت به درستی ونیکوکاری بشر
cynical
<adj.>
بدگمان نسبت به درستی ونیکوکاری بشر
to prove a will
درستی و اعتباروصیت نامهای را محقق نمودن
Are we on the right road for ... ?
آیا ما در جاده درستی برای ... هستیم؟
variation
گونه ها
breeds
گونه
sorted
گونه
kind
گونه
sorts
گونه
cheek
گونه
cheeks
گونه
kindest
گونه
variations
گونه ها
species
گونه
sort
گونه
variant
گونه
breed
گونه
navigating
گونه
navigates
گونه
navigated
گونه
navigate
گونه
kinds
گونه
haffit
گونه
the five predicables
گونه
of all sorts
از هر گونه ای
haffet
گونه
nature
گونه
natures
گونه
time
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
timed
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
times
سیگنالهایی که به درستی ارسال داده را همان می کنند
gnathitis
اماس گونه
germplasm bank
بانک گونه ها
hypnoid
خواب گونه
hypnoidal
خواب گونه
hysteroid
هیستری گونه
octagons
هشت گونه
subspecies
زیر گونه
prototype
پیش گونه
prototypes
پیش گونه
spectral class
گونه طیقی
zygomatic
استخوان گونه
schizotypal
اسکیزوفرنی گونه
rooting reflex
بازتاب گونه
malar bone
استخوان گونه
type
گونه الگو
typed
گونه الگو
types
گونه الگو
zygomatic bone
استخوان گونه
blowsy
سرخ گونه
at all hazard
با هر گونه مخاطره
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
ilk
جور گونه
allomorph
واژک گونه
allomorph
واج گونه
diversity
گونه گونی
ckeek bone
استخوان گونه
cheekbones
استخوان گونه
cheekbone
استخوان گونه
suchlike
از این گونه
thus
بدین گونه
climax species
گونه اوج
buccal
وابسته به گونه
blowzy
سرخ گونه
octagon
هشت گونه
blowzed
سرخ گونه
spasmodic
اسپاسم گونه
spasmodically
اسپاسم گونه
diversities
گونه گونی
release
گونه یک محصول
modeled
گونه یک محصول
model
گونه یک محصول
modelled
گونه یک محصول
released
گونه یک محصول
releases
گونه یک محصول
models
گونه یک محصول
to check off
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
diversification
گونه گون شدن
build
گونه خاص یک برنامه
such like
از این گونه ومانندان
buildings
گونه خاص یک برنامه
anecdotal evidence
شواهد داستان گونه
builds
گونه خاص یک برنامه
released
شماره گونه یک محصول
wrap around type
گونه نوشتار محیطی
diversification
گونه گون سازی
release
شماره گونه یک محصول
accidental sepcies
گونه های اتفاقی
releases
شماره گونه یک محصول
critically endangered species
گونه در معرض خطر
blowzy
سرخ گونه شلخته
hyphenation
تنظیم خط وط با پهنای مشخص به تقسیم کلمات طولانی در انتهای هر خط به درستی
one element
تابع منط قی که در صورت درستی ورودی خروجی درست میدهد
checked
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
checks
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
father file
پشتیبان گونه قدیمی فایل
son file
آخرین گونه کاری یک فایل
zephyrus
دار گونه باد صبا
jowls
ارواره زیرین پرنده گونه
jowl
ارواره زیرین پرنده گونه
whisker
موی اطراف گونه وچانه
exotic
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
invasive exotic
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
rare varieties of fishes
گونه های نادر ماهی
neophyte
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
accidental sepcies
گونه های پیش آمدی
whiskery
موی اطراف گونه وچانه
alphas
اولین گونه یک محصول کامپیوتری
invasive species
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
alpha
اولین گونه یک محصول کامپیوتری
alien species
گونه بیگانه
[گیاه شناسی]
probabiliorism
عقیده باینکه بهر طرف بیشتراحتمال درستی دارد بایدروی اورد
supervising
بررسی دقیق اینکه آیا کار به درستی انجام شده یا خیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com