English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
dan buoy بویه نشانه
Other Matches
danbuoy بویه علامت گذاری بویه راهنما
pointers نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointer نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
symbolically آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolic آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
buoys بویه
buoying بویه
buoyed بویه
buoy بویه
olfactie بویه
mooring buoy بویه مهار
mooring buoy بویه لنگر
life buoy بویه نجات
round turn and two half hitches گره بویه
port hand buoy بویه سمت چپ
position buoy بویه موقعیت
nun buoy بویه مخروطی
quarantine buoy بویه قرنطینه
can buoy بویه استوانهای
reflector buoy بویه بازتابنده
reflector buoy بویه بازتاب
spar buoy بویه میلهای
danger buoy بویه خطر
landfalls بویه خارجی
landfall بویه خارجی
anchor buoy بویه لنگر
anchorage buoy بویه لنگرگاه
bouy jumper بویه گیر
breeches buoy بویه نجات
buoy shackle بخوی بویه
buoy بویه دریایی
buoyed بویه دریایی
telegraph cable buoy بویه کابل
buoying بویه دریایی
buoys بویه دریایی
buoy tender کشتی بویه گذار
buoy tender ناو بویه گذار
dan layers شناوه بویه گذار
mid channel buoy بویه میان گذرگاه
dan runner کشتی بویه گذار
picking up rope سیم بویه گیر
spar buoy بویه تیر مانند
short scope buoy بویه شناور قائم
buoy pendant زنجیر مهار بویه
sea buoy بویه طرف دریا
short scope buoy بویه پایه کوتاه
starboard hand buoy بویه سمت راست
sonobuoy بویه صوتی و ضد زیردریایی سونوبوی
middle ground buoy بویه زمین میان گذرگاه
wreck buoy بویه کشتی غرق شده
dan layers شناوه مخصوص کاشتن بویه راهنما
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
radio sonobuoy بویه دریایی شناور بی سیم دار مخصوص تعیین محل زیردریاییها
control buoy بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
electro optics وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
datum dan buoy علایم شناور دریایی عمقی بویه عمقی علایم عمقی تعیین مسیر مین گذاری شده در اب
sacrament نشانه
symbol نشانه
portent نشانه
symptom نشانه
icon نشانه
marks نشانه
mark نشانه
sacraments نشانه
symptoms نشانه
indicative نشانه
icons نشانه
presaging نشانه
omen نشانه
omens نشانه
traced نشانه
trace نشانه
emblems نشانه
emblem نشانه
indications نشانه ها
attribute نشانه
ikons نشانه
presage نشانه
presages نشانه
emblematic نشانه
cursor نشانه گر
attributing نشانه
attributes نشانه
cursors نشانه گر
traces نشانه
portents نشانه
presaged نشانه
markers نشانه
symptomless بی نشانه
one address با یک نشانه
token نشانه
tokens نشانه
bench mark نشانه
reminiscences نشانه
reminiscence نشانه
cue نشانه
signalled نشانه
marker نشانه
signaled نشانه
signal نشانه
cues نشانه
prodrome پیش نشانه
indicator علامت خط نشانه
sem نشانه شناسی
symptomatology نشانه شناسی
bode نشانه بودن
token passing گذراندن نشانه
traffic signal نشانه روشن
target تیر نشانه
targeted تیر نشانه
typology نشانه شناسی
targets تیر نشانه
targetted تیر نشانه
allegories نشانه علامت
targetting تیر نشانه
allegory نشانه علامت
proof of laziness نشانه تنبلی
sighting نشانه رفتن
direction peg میخ نشانه
symptomatic نشانه بیماری
cue learning نشانه اموزی
cockshy نشانه روی
cockshot نشانه روی
bench mark نشانه مبنا
badge reader نشانه خوان
asterisks 1-نشانه گرافیکی
asterisk 1-نشانه گرافیکی
proof نشانه مدرک
proofs نشانه مدرک
discriminandum نشانه افتراق
emblematical حاوی نشانه
pivot point نقطه نشانه
minimal cue نشانه کمینه
indicium نشانه ویژه
sightings نشانه رفتن
level نشانه گرفتن
leveled نشانه گرفتن
levelled نشانه گرفتن
levels نشانه گرفتن
targeting تیر نشانه
go ahead نشانه ترقی
frequency mark نشانه فرکانس
merit badge نشانه هنر
marksmen نشانه گیر
signal علامت نشانه
veto نشانه مخالفت
vetoed نشانه مخالفت
vetoes نشانه مخالفت
aims نشانه گرفتن .
vetoing نشانه مخالفت
trains نشانه رفتن
train نشانه رفتن
trained نشانه رفتن
aimed نشانه گرفتن .
aim نشانه گرفتن .
marksman نشانه گیر
signaled علامت نشانه
marker علامت نشانه
indication اشعار نشانه
cairns سنگ نشانه
markers علامت نشانه
signalled علامت نشانه
code نشانه قراردادی
cairn سنگ نشانه
line of sight خط نشانه روی
aiming نشانه روی
marks علامت نشانه هدف
directing point نقطه نشانه روی
sighting نشانه روی کردن
extends گرافیک و نشانه ها است
extending گرافیک و نشانه ها است
fine sight تنظیم خط نشانه دقیق
gun sight دستگاه نشانه روی
sightings نشانه روی کردن
marks نشانه کردن حریف
carries نشانه وقوع وام
hallmark انگ نشانه عیار
leading point نقطه نشانه روی
hallmarks انگ نشانه عیار
aiming stake دستک نشانه روی
point نشانه روی کردن
aiming light چراغ نشانه روی
carrying نشانه وقوع وام
sight scale مقیاس نشانه روی
carry نشانه وقوع وام
sights دوربین نشانه روی
sights الت نشانه روی
carried نشانه وقوع وام
caduceus نشانه علم پزشکی
sight دوربین نشانه روی
sight الت نشانه روی
aiming post شاخصهای نشانه روی
impresa نشانه جمله شعاری
mark نشانه کردن حریف
gunners نشانه رو توپ ساز
semicolon نشانه چاپ شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com