English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
input output table بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
Other Matches
calibrated orifice سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
ruler میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
rulers میله نمایش داده شده روی صفحه نمایش که واحد اندازه گیری را مشخص میکند. اغلب در DTP یا نرم افزار کلمه پرداز برای طراحی به کار می رود
million instructions per second اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
econometrics کاربردریاضیات و امار در اندازه گیری تفسیر و بررسی پدیدههای اقتصادی
transmissions اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
transmission اندازه گیری مقدار داده در زمان مشخص
warp set [تعداد تارها بر روی چله در واحدهای مشخص از سیستم اندازه گیری]
speeds روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
speeding روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
speed روش بررسی کامپیوتر با اندازه گیری تعداد حلقههای اجرا د ریک زمان مشخص
circuits وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
batcher دستگاهی که شن ماسه سیمان و اب را برای ساختن بتن را اندازه گیری میکند
circuit وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
bain index شاخصی که بااستفاده از اختلاف بین قیمت و هزینه کل متوسط قدرت انحصار را اندازه گیری میکند
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
dualism مانند فقر شدید ووفور نعمت بخشهای مدرن و سنتی اقتصادی
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
oem شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
e c e کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
interleaving پردازندهای که با بخشهای پردازنده کار میکند
universal provider سوداگری که در همه چیزیادرکالاهای گوناگون معامله میکند
gage اندازه وسیله اندازه گیری
economic nationalism ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
Ultimedia موضوعی در چند رسانهای در IBM که صوت و تصویر و ویدیو و متن را ترکیب میکند و سخت افزار لازم برای اجرا را مشخص میکند
resource قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
RIFF قالب داده چند رسانهای IBM و ماکرو سافت که از نشانه هایی برای معرفی بخشهای ساختار فایل چند رسانهای استفاده میکند و امکان جابجایی فایل در مراحل مختلفف را ایجاد میکند
margins مشخص کردن اندازه و حاشیه
margin مشخص کردن اندازه و حاشیه
linkage نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
linkages نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
maintenance بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
linking تابع نرم افزاری کوچک که بخشهای برنامه را به هم ترکیب میکند تا به عنوان یک واحد اجرا شوند
descriptor کدی که مشخص کننده نام فایل یا نام برنامه یا کد رمز به فایل را مشخص میکند
overlays نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlaying نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlay نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
measurer اندازه گیری
dimension اندازه گیری
commensurateness اندازه گیری
modules اندازه گیری
measurement اندازه گیری
measurment اندازه گیری
gauging اندازه گیری
measurements اندازه گیری
metering اندازه گیری
mensuration اندازه گیری
gaging اندازه گیری
measure اندازه گیری
module اندازه گیری
dimensions اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
trunk باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
trunks باس یا خط ارتباطی که از سیم هایی تتشکیل شده است و بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری را بهم وصل میکند
worded سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
wraparound سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
word wrap سیستم در برنامه کاربردی ویرایش یا کلمه پرداز که در آن لازم نیست اپراتور انتهای خط را مشخص کند, و پیاپی تایپ میکند و خود برنامه کلمات را جدا میکند و به صورت یک متن خط به خط درمی آورد
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
method of measurment متد اندازه گیری
correlation measurement اندازه گیری همبستگی
mental measurement اندازه گیری روانی
measurable قابل اندازه گیری
measuring درخور اندازه گیری
to take measures اندازه گیری کردن
tape measures مترمخصوص اندازه گیری
tape measure مترمخصوص اندازه گیری
depth measurement اندازه گیری عمق
measuring well چاه اندازه گیری
measuring voltage ولتاژ اندازه گیری
measuring device تجهیزات اندازه گیری
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
measuring instrument دستگاه اندازه گیری
measuring relay رله اندازه گیری
measuring method طریقه اندازه گیری
tapeline مترمخصوص اندازه گیری
telemetering اندازه گیری از دور
measuring apparatus دستگاه اندازه گیری
measuring accuracy دقت اندازه گیری
sounds اندازه گیری عمق اب
measurability قابلیت اندازه گیری
direct measurement اندازه گیری مستقیم
sound اندازه گیری عمق اب
measurement of demand اندازه گیری تقاضا
gad اندازه گیری طول
sounded اندازه گیری عمق اب
measuring set دستگاه اندازه گیری
metrology علم اندازه گیری
mensurability قابلیت اندازه گیری
dial bench gage میز اندازه گیری
soundest اندازه گیری عمق اب
measurement ofland اندازه گیری زمین
telemetry اندازه گیری ازدور
gauging section برش اندازه گیری
accuracy to gage دقت اندازه گیری
measure اندازه گیری کردن
radar measurement اندازه گیری رادار
size stick قالب اندازه گیری
metre وسیله اندازه گیری
batching plant مرکز اندازه گیری
final measurement اندازه گیری نهایی
instrument autotransformer ترانسفورماتور اندازه گیری
maxwell bridge پل اندازه گیری ماکسول
gage میزان اندازه گیری
frequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس
frequency measurement اندازه گیری فرکانس
resizing اندازه گیری مجدد
forescale اندازه گیری رنگ اب
font metric اندازه گیری فونت
impedance bridge پل اندازه گیری مقاومت
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
measuring transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
size stick الت اندازه گیری پا
gauging sheet ورق اندازه گیری
metres وسیله اندازه گیری
precision اندازه گیری دقیق
commensurable قابل اندازه گیری
method of measurment طریقه اندازه گیری
compensating error خطای اندازه گیری
units of measurment واحدهای اندازه گیری
sounding اندازه گیری عمق اب
meter وسیله اندازه گیری
chain crew متصدیان اندازه گیری
meters وسیله اندازه گیری
absolute measurement اندازه گیری مطلق
instrument الات اندازه گیری
engineering measurement اندازه گیری فنی
unit of measurement واحد اندازه گیری
instrument transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
gas meter دستگاه اندازه گیری گاز
extensometer دستگاه اندازه گیری انبساط
frequency meter دستگاه اندازه گیری فرکانس
indefinite غیرقابل اندازه گیری نامعین
fluorometer دستگاه اندازه گیری فلورسانس
measuring transformer meter کنتور با ترانسفورماتور اندازه گیری
electrostatic instrument دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
measuring arrangement نطم و ترتیب اندازه گیری
industrial instrument دستگاه اندازه گیری صنعتی
times اندازه گیری زمان یک عملیات
water staff gauge اشل اندازه گیری عمق اب
instrument board تابلوی وسائل اندازه گیری
measurement of benefits and costs اندازه گیری منافع و هزینه ها
instrument direction سمت اندازه گیری شده
maxwell wien bridge پل اندازه گیری ماکسول-وین
characteristic اندازه گیری مشخصات یک عنصر
instrumental error خطای دستگاه اندازه گیری
utile واحد اندازه گیری مطلوبیت
length measuring instrument دستگاه اندازه گیری طول
induction movement دستگاه اندازه گیری القائی
timed اندازه گیری زمان یک عملیات
characteristically اندازه گیری مشخصات یک عنصر
gravimetry اندازه گیری وزن یا غلظت
SE خطای معیار اندازه گیری
high tension measurement bridge پل اندازه گیری فشار قوی
highfrequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس بالا
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
yards واحد اندازه گیری = 3 فوت
yard واحد اندازه گیری = 3 فوت
induction instrument دستگاه اندازه گیری القائی
impedance measuring set دستگاه اندازه گیری امپدانس
impedance meter دستگاه اندازه گیری امپدانس
time اندازه گیری زمان یک عملیات
metric system دستگاه اندازه گیری متری
automatic measuring system سیستم اندازه گیری خودکار
micrometry اندازه گیری با ذره سنج
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
allometry اندازه گیری رشد موجودات
petrol gage دستگاه اندازه گیری بنزین
bathymetry اندازه گیری عمق دریاواقیانوس
entropy واحد اندازه گیری ترمودینامیک
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
measurement uncertainty خطای اندازه گیری [ریاضی]
stereometric بسهولت قابل اندازه گیری
acoumetry اندازه گیری قدرت حس شنوایی
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
standard error of measurement خطای معیار اندازه گیری
scantling میله اندازه گیری ذرع
disruptive voltage measuring apparatus دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
metric system of measurement سیستم اندازه گیری متریک
calorimeter دستگاه اندازه گیری مقدارگرما
meter rectifier یکسوساز دستگاه اندازه گیری
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
field intensity measurement دستگاه اندازه گیری شدت میدان
carat معیار اندازه گیری کیفیت طلا
conductivity meter دستگاه اندازه گیری قابلیت هدایت
lysimiter دستگاه اندازه گیری تبخیر گیاهان
point size برای اندازه گیری نوع یا متن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com