Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (16 milliseconds)
English
Persian
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
Other Matches
joins
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
join
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
denials
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
conjunctions
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunction
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
NOT function
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
and
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
OR function
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
coincidence function
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
alternation
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
disjunction
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
either or operation
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
dispersion
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
NAND function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
meet
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersection
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
denials
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
joint denial
تابع منط قی که خروجی آن وقتی غلط است که هر ورودی درست باشد
denial
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
neither nor function
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
symmetric difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
equality
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equivalence
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
one element
تابع منط قی که در صورت درستی ورودی خروجی درست میدهد
equivalence
تابع منط قی که وقتی درست است همه ورودی ها مشابه باشند
NOR function =
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
identities
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identity
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که همه ورودی ها در یک سطح باشند ونادرست است اگر باهم فرق کنند
non equivalence function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که ورودی ها مثل هم نباشند وگرنه خروجی غلط است
equivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
inequivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
NEQ
تابع منط قی که خروجی آن درست است اگر ورودی ها مثل هم نباشند و گرنه خروجی نادرست است
gigo
اگر اطلاعات ورودی بد باشد خروجی هم بد خواهد بود
anti-
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
assertion
1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
false
1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
inclusion
آنگاه تابع And این دو نیز درست است
implication
آنگاه تابع And این دو نیز درست است
implications
آنگاه تابع And این دو نیز درست است
anti-
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
paradoxically
چنانکه مهمل نمایدولی درست باشد
tempered
درست ساختن درست خمیر کردن
temper
درست ساختن درست خمیر کردن
tempers
درست ساختن درست خمیر کردن
verifying
بررسی اینکه داده ضبط شده یا ورودی درست است
verify
بررسی اینکه داده ضبط شده یا ورودی درست است
verifies
بررسی اینکه داده ضبط شده یا ورودی درست است
verified
بررسی اینکه داده ضبط شده یا ورودی درست است
paradoxicality
چگونگی سخنی که درفاهرمهمل ودرمعنی درست باشد
king's peg
نوشابهای که از شامپانی وکنیاک درست شده باشد
melodramatist
کسیکه کارش درست کردن melodrama باشد
identities
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identity
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
green bice
رنگ سبزی که از لاجوردوزرنیخ زرد درست شده باشد
figures
آنچه کاملاگ درست نباشد ولی نزدیک به آن باشد
figuring
آنچه کاملاگ درست نباشد ولی نزدیک به آن باشد
figure
آنچه کاملا درست نباشد ولی نزدیک باشد
voltages
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
voltage
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
cable suspension bridge
پلی که از رشتههای سیمی بهم تابیده درست شده باشد
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out.
خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
judiciousness
قضاوت درست تشخیص درست
fallacy of composition
استدلال نادرست به اینکه هرگاه بعض مطلبی درست باشد کل ان صحیح است
be the spitting image of someone
<idiom>
درست مثل کسی بودن
[درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
fudging
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudges
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudge
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
fudged
غذایی که از مخلوط شکلات وشیر وقند درست شده باشد سخن بی معنی وبیهوده جفنگ
rool crush
اثر تاخوردگی
[فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
It wI'll eventually pay off.
با لاخره نتیجه خواهد رسید (نتیجه می دهد )
stub
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
inputted
1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
input
1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
ostensible
شریک فاهری در CL کسی را گویند که اسمش در ضمن اسم شرکتی اعلام شود و یا عملا" در اداره ان دخالت کند که در این حالت مشئوولیت او در برابر کسانی که به ایت اعتبار او را شریک پنداشته اند درست مانند شرکاواقعی است هر چند که درواقع سهمی نداشته باشد
i/o
فضای ذخیره سازی موقت داده که به عنوان خروجی یا ورودی استفاده خواهد شد
devices
روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
device
روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
input function
تابع سیگنال ورودی
useful
<adj.>
درست
clear
درست
straightest
درست
exact
درست
orthodox
درست
legitimately
درست
sock
درست
right
درست
genuine
درست
straight
درست
smack dab
درست
inviolate
درست
straighter
درست
clearer
درست
perfecting
درست
clearest
درست
exact
<adj.>
درست
correct
<adj.>
درست
right as nails
درست
right as a trivet
تن درست
straightforward
درست
entire
درست
accurate
[correct]
<adj.>
درست
clears
درست
Am I not right?dont you agree with me ?
درست می گه یا نه ؟
valid
درست
right as a trivet
درست
corrects
درست
true
درست
proper
<adj.>
درست
true
<adj.>
درست
real
<adj.>
درست
properly
درست
truest
درست
correct
درست
truer
درست
correcting
درست
utilitarian
[useful]
<adj.>
درست
legitimates
درست
out and out
درست
perfected
درست
conscionable
درست
veracious
درست
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
درست
perfects
درست
convenient
<adj.>
درست
functional
<adj.>
درست
perfect
درست
legitimated
درست
in order
درست
orthographically
درست
legitimate
درست
incorrect
نا درست
legitimating
درست
accurate
درست
aright
درست
righted
درست
in a entireness of state
درست
Quite
[so]
!
درست!
incorrupt
درست
out-and-out
درست
practicable
<adj.>
درست
well advised
درست
exacts
درست
suitable
<adj.>
درست
authentic
درست
proper
درست
practical
<adj.>
درست
plain dealing
درست
exacted
درست
just
درست
whole
درست
righting
درست
exactly
درست
purpose-built
<adj.>
درست
purposeful
<adj.>
درست
even
هم درست
indefectible
درست
purposive
<adj.>
درست
by the square
درست
by fits and starts
درست
integral
درست
concoct
درست کردن
make up
درست کردن
trimmest
درست کردن
trims
درست کردن
right minded
درست اندیشی
misbehaved
درست رفتارنکردن
integers
چیز درست
misbehave
درست رفتارنکردن
right-minded
درست اندیشی
on the button
<idiom>
درست سر موقع
concocts
درست کردن
concocting
درست کردن
in good time
<idiom>
درست سر وقت
misunderstood
درست نفهمیدن
misunderstand
درست نفهمیدن
spitting image
<idiom>
درست مثل
trim
درست کردن
fair shake
<idiom>
رفتار درست
concocted
درست کردن
misunderstands
درست نفهمیدن
next in fornt of
درست در جلو
adapt
درست کردن
trustworthy
موثق درست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com