Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English
Persian
non equivalence function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که ورودی ها مثل هم نباشند وگرنه خروجی غلط است
Search result with all words
equivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
inequivalence
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که ورودی ها یکسان نباشند وگرنه خروجی نادرست است
Other Matches
NEQ
تابع منط قی که خروجی آن درست است اگر ورودی ها مثل هم نباشند و گرنه خروجی نادرست است
EXOR
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
equivalence
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
intersection
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meet
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
and
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
meets
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
coincidence function
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
OR function
تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
intersections
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
either or operation
تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
NAND function
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
dispersion
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
symmetric difference
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
NOR function =
تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
joint denial
تابع منط قی که خروجی آن وقتی غلط است که هر ورودی درست باشد
equality
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
NOT function
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
alternative
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternatives
تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
exclusive
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که همه ورودی ها در یک سطح باشند ونادرست است اگر باهم فرق کنند
disjunction
تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
alternation
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
anti-
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یکی
queueing
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
one element
تابع منط قی که در صورت درستی ورودی خروجی درست میدهد
denials
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
denial
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگره یک ورودی درست باشد
neither nor function
تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
except
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
compounds
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounded
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compound
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
equivalence
تابع منط قی که وقتی درست است همه ورودی ها مشابه باشند
denials
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial
تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
input output processor
پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
identities
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identity
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identities
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
voltages
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
voltage
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
identity
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence function
پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
graphics
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
flip-flop
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flops
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopped
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
flip-flopping
قطعه یا مدار الکترونیکی که خروجی آن به صورت یکی از دو خروجی میتواند باشد که توسط یکی از دو ورودی تشخیص داده میشود و میتواند که یک بیت از داده دیجیتال را ذخیره کند
JK flip flop
نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
gates
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
join
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
conjunction
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunctions
تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
unions
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
input output
ورودی خروجی
i/o
ورودی-خروجی
input output symbol
علامت ورودی- خروجی
i/o processor
پردازنده ورودی و خروجی
input output unit
واحد ورودی- خروجی
input output system
سیستم ورودی- خروجی
central
واحد ورودی و خروجی
input output channel
کانال ورودی- خروجی
input output relation
رابطه ورودی- خروجی
i/o port
مدخل ورودی و خروجی
simultaneous input/output
ورودی و خروجی همزمان
input output order
ترتیب ورودی- خروجی
input output control
کنترل ورودی- خروجی
input output device
دستگاه ورودی و خروجی
input output bus
گذرگاه ورودی- خروجی
serial input\output
ورودی و خروجی سری
input output instructions
دستورات ورودی و خروجی
input output interface
میانگیر ورودی- خروجی
cpu
باس ورودی / خروجی
input output operation
عملکرد ورودی- خروجی
i/o channel
کانال ورودی و خروجی
input output procedure
رویه ورودی- خروجی
parallel input output
ورودی و خروجی موازی
microcontroller
پورت ورودی /خروجی
i/o bound
محدود به ورودی خروجی
input output ports
مدخلهای ورودی- خروجی
adder
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders
مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adders
مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder
مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
analog
مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
input output control system
سیستم کنترل ورودی-خروجی
interface
که شامل : کانال ورودی /خروجی
input output redirection
تعیین مسیر ورودی- خروجی
interfaces
که شامل : کانال ورودی /خروجی
architecture
حافظه و وسایل ورودی / خروجی
memory mapped i/o
ورودی- خروجی نگاشت حافظه
basic input output system
سیستم ورودی و خروجی پایه
input output bandwidth
پهنای باند ورودی- خروجی
input output controller
کنترل کننده ورودی- خروجی
iocs
سیستم کنترل ورودی- خروجی
anti-
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
fullest
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full
مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
I/O file
داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
programmed i/o
ورودی- خروجی برنامه ریزی شده
input/output file
داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input output programming system
سیستم برنامه سازی ورودی- خروجی
bios
سیستم اساسی ورودی و خروجی بایوس
remote
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
amplification
نرخ قدرت سیگنال خروجی به ورودی
combo box
ورودی- خروجی متفاوت را نمایش میدهد
remoter
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
remotest
وسیله ورودی- خروجی خارج از کامپیوتر
microsoft
ورودی کاربر و خروجی را نمایش میدهد
I
[O]
request
[IORQ]
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
cascade connection
خروجی یکی ورودی برای دیگری است
registers
ثبات انتقال که خروجی آن به ورودی اش برمی گردد.
register
ثبات انتقال که خروجی آن به ورودی اش برمی گردد.
parallels
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
registering
ثبات انتقال که خروجی آن به ورودی اش برمی گردد.
input/output
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output module
واحد داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
inhibits
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
I/O module
واحد داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
inhibit
ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
tidal prism
اب ورودی و خروجی جذر ومد یا کشند دریایی
input
[output]
request
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
I/O instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
operation
عمل منط قی که از دو ورودی یک خروجی تولید میکند
I/O device
دستگاه داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
paralleled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output device
دستگاه داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
paralleling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallelling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallelled
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
I/O statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
interface
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
analog
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
gigo
اگر اطلاعات ورودی بد باشد خروجی هم بد خواهد بود
units
که برای ورودی و خروجی داده به یک پردازنده به کار می رود
unit
که برای ورودی و خروجی داده به یک پردازنده به کار می رود
interfaces
پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
analogues
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
nonlinear
مدار الکترونیکی که خروجی آن نسبت به ورودی خط ی تغییر نمیکند
input/output
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
and
پردازش چند سیگنال ورودی که خروجی آن عمل "و" آنهاست
i/o
انتقال داده به پورت ورودی / خروجی و نه آدرس طبیعی آن
symbolic i/o assignment
نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
analogue
دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
analogue
مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogues
مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
redirect
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
processes
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
circulating
ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
process
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه
redirects
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
redirecting
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
redirected
فرآیند در نظر گرفتن خروجی یک برنامه به عنوان ورودی دیگری
joystick
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
image
[دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند.]
joysticks
با حرکت دادن دسته ایستاده در پورت ورودی /خروجی کامپیوتر
images
دو جدول تصویر که وسایل و فرآیندهای ورودی و خروجی را کنترل میکند
input/output
استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
buffer pool
تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
gear ratio
نسبت سرعتهای دورانی محورهای ورودی و خروجی یک جعبه دنده
multiplexor
مداری که تعددی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
MBR
ثباتی در CPU که موقتا تمام ورودی- خروجی ها را بافر میکند
mux
مداری که تعدادی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
gate
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
i/o
که برای ورودی و خروجی داده به پردازنده قابل استفاده است
gates
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
truth table
روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
i/o
مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی / خروجی به وسیله دیگر است
interface
مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد
input/output
دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
regulated
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
interfaces
مداری که به داده کنترل شده به صورت ورودی یا خروجی CPU باشد
operators
وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
input/output
وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
devices
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
regulates
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
operator
وسایل ورودی خروجی که اپراتور برای کنترل کامپیوتر استفاده میکند
device
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
regulate
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
regulating
منبع ولتاژیا جریان ثابت که خروجی آن با تغییرمنبع ورودی تغییرنمی کند
gates
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com