Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
platinum metal
ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
Other Matches
white gold
الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
metamerism
برابری در ترکیب و وزن ودگرگونی در خواص شیمیایی
gestalt
معین بطوریکه اجزاء ان خواص مختصه خودراازطرح و یاشکلی که از این ترکیب بدست اید
actinology
دانشی که دران از خواص نورگفتگو میکند
key
کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
Ultimedia
موضوعی در چند رسانهای در IBM که صوت و تصویر و ویدیو و متن را ترکیب میکند و سخت افزار لازم برای اجرا را مشخص میکند
epiphytology
علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
hottest
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hotter
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hot
کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
accelerator winding
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
concatenate
دستوری که دو داده یا متغیر را باهم ترکیب میکند
combinational
آنچه شماره عناصر جدا را ترکیب میکند
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
multiplexor
مداری که تعددی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
mux
مداری که تعدادی ورودی را به تعداد کمتری خروجی ترکیب میکند
geochemistry
علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
brouter
وسیلهای که توابع bridge , router را برای اتصال به شبکه ترکیب میکند
linking
تابع نرم افزاری کوچک که بخشهای برنامه را به هم ترکیب میکند تا به عنوان یک واحد اجرا شوند
graphics
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند
quadrature amplitude modulation
بیت در ثانیه , RAM. تقیسم فاز و تفسیم نوسان را ترکیب میکند تا نرخ ارسال داده را افزایش دهد
combustion starter
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
floppies
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy discs
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disk
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy disks
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
floppy
ترکیب وسایل سخت افزاری و نرم افزاری که عملیات خواندن / نوشتن را در دیسک درایوی کامپیوتر کنترل میکند
in amanner
تا اندازهای
part way
تا اندازهای
somedeal
تا اندازهای
in somewise
تا اندازهای
in a way
تا اندازهای
in a sense
تا اندازهای
somewise
تا اندازهای
insomuch
به اندازهای که
flattish
تا اندازهای پهن
something
تا اندازهای قدری
rawish
تا اندازهای خام
whitish
تا اندازهای سفید
voluntary savings
پس اندازهای اختیاری
coldish
تا اندازهای سرد
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
palish
تا اندازهای رنگ پریده
isomer
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomerous
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
composite video
سیگنال تصویری که سیگنال تک رنگ و رنگی را در یک سیگنال ترکیب میکند
metric
اندازهای استاندارد یامعیارمتری متری
i kind of liked it
من تا اندازهای انرا دوست داشتم
sorted
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sorts
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
contact piece
پلاتین
platinum
پلاتین
tin plate bar
پلاتین
breaker point
پلاتین
breaker contact
پلاتین
platinium
پلاتین
ignition points
پلاتین
circular blank
پلاتین
he is something of a musician
تا اندازهای میتوان اوراموسیقی دان شمرد
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
ignition vibrator
پلاتین دلکو
ignition interrupter
پلاتین دلکو
platinum black
پلاتین سیاه
platinous
محتوی پلاتین
ignition breaker
پلاتین دلکو
platinoid
شبیه پلاتین
platinic
وابسته به پلاتین
interrupter contact
کنتاکت پلاتین
points
پلاتین دلکو
platiniferous
پلاتین دار
interrupter gap
دهانه پلاتین
interrupter cam
بادامک پلاتین
interrupter spring
فنر پلاتین
ignition points
پلاتین دلکو
platiforming
تبدیل با پلاتین
points
قطبهای پلاتین
interrupter lever
اهرم پلاتین
interrupter arm
اهرم پلاتین
nickle silver
نیکل
invar
نیکل
nickle
نیکل
nickels
نیکل
nickel
نیکل
platinum iridium alloy
الیاژ پلاتین- ایریدیم
platinum
پلاتین یا طلای سفید
opera bouffe
اپرای خنده دار که تا اندازهای مسخره امیز باشد
not give someone the time of day
<idiom>
تنفر به اندازهای که از دیدن آنها چشم پوشی کنید
ell
نام اندازهای که در انگلیس نزدیک 511 سانتیمتر است
pig nickel
نیکل شمش
nickel recovery
بازیابی نیکل
nickel alloy
الیاژ نیکل
garnierite
معدن نیکل
garnierite
سنگ نیکل
nickel plating
ابکاری نیکل
ferro nickel
فرو نیکل
nickel ore
کانه نیکل
nickel powder
گرد نیکل
nickeliferous
حاوی نیکل
nichrome
نیکل کروم
nickeliferous
نیکل دار
nickle
اب نیکل دادن
platinotype
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
platinize
پلاتین روی چیزی کشیدن
nicalloy
الیاژی از نیکل و اهن
nickel steel
فولاد نیکل دار
nickel iron battery
باتری نیکل-اهن
chrome nickl steel
فولاد کروم - نیکل
nickel plate
اب نیکل دادن گالوانیکی
short clothes
جامه کوتاه که به بچهای که تا اندازهای بزرگ شده بپوشانندچون نیم تنه
platinize
با پلاتین و ترکیبات ان مخلوط کردن یا اندودن
platinum black
گرد سیاه پلاتین حاصله از حل املاح ان
compositions
ترکیب یکان ترکیب رزمی
composition
ترکیب یکان ترکیب رزمی
kovar
الیاژی از اهن نیکل کبالت
nickel cadmium battery
باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
nickel silver
الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
short coats
جامه کوتاه که به بچهای که تا اندازهای بزرگ شده بپوشانند چون نیم تنه
nickel
سکه پنج سنتی اب نیکل دادن
nickels
سکه پنج سنتی اب نیکل دادن
alumel
الیاژی از نیکل و کرم جهت ترموکوپلها
attributing
خواص
attributes
خواص
attribute
خواص
properties
خواص
CD I
استانداردهای سخت افزار و نرم افزار که داده و تصویر و متن را روی یک دیسک فشرده ترکیب میکند و به کاربر اجازه میدهد تا با نرم افزاری که روی ROM-CD ذخیره شده است کار کند
incolen
الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
deep cycling
روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
bulk properties
خواص گروهی
attributing
صفت خواص
chemical properties
خواص شیمیایی
product capabilities
خواص محصول
attributes
صفت خواص
attribute
صفت خواص
collective properties
خواص کولیگاتیو
intensive properties
خواص شدتی
property list
سیاهه خواص
elastic properties
خواص ارتجاعی
intrinsic properties
خواص ذاتی
hydrological
وابسته به خواص اب
mechanical properties
خواص مکانیکی
monel
الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
magnetics
علم خواص مغناطیسی
electro magnetism
برق و خواص مغناطیسی
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
acoustics
خواص صوتی ساختمان
partial molar properties
خواص جزیی مولی
adhesion agent
ماده تشدیدکننده خواص
papaverous
دارای خواص خشخاش
amphoteric
دارای خواص متضاد
properties of section
خواص مقاطع تیرها
oleaginous
دارای خواص روغن
anticathode
قطب مثبت برق صفحهء پلاتین یا تنگستن دولولهء اشعهء مجهول
invar
الیاژی از نیکل و اهن باضریب انبساط حرارتی نزدیک صفر
electronography
ثبت خواص الکتریسته ساکن
electrokinetics
علم خواص برق متحرک
hydraulic
وابسته به مبحث خواص اب درحرکت
propertied
متمکن دارای خواص معین
geophysical survey
مطالعه خواص فیزیکی زمین
optics
علم مطالعه در خواص نور
electro magnetism
تولید خواص مغناطیسی بوسیله
pneumatics
علم خواص هوا و گاز
unsex
از خواص جنسی محروم کردن
isotropic
دارای خواص فیزیکی مشابه
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
isotropic
دارای خواص برابر از هرسو همگرای
electro statics
علم خواص الکتریک هنگام بیحرکتی
to turn something
تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
chromel
الیاژی شامل اهن نیکل کرم برای ساختن ترموکوپلهای با حرارت زیاد
unbalanced cell
سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
atoms
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
actinic
دارای خواص پرتوافکنی مربوط به تاثیر شیمیایی
pneumatology
روح شناسی علم خواص هواو گازها
atom
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
aircraft alternation
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
gyromagnetic
وابسته به خواص مغناطیسی جسم الکتریکی چرخنده
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
Green tea is esteemed for its health-giving properties.
ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
sample size
بیتی استفاده میشود. بدست آوردن اندازهای از سیگنال که برای تامین اطلاعات درباره سیگنال به کار می رود
miscibility
قابلیت امیختن و اختلاط بدون از دست دادن خواص خود
additive
ماده ای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به آن اضافه شود
additives
مادهای که برای افزایش خواص مادهء دیگری به ان اضافه شود
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
charactristic curve
نموداری برای نمایش خواص نیروهای برا و پسای حاصل از یک ایرفویل
epizootology
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootiology
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizoology
علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
color code
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
permalloy
خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
harmonics
مبحث مطالعه خواص ومختصات اصوات موسیقی مبحث الحان موزون همسازها
page
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
pages
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
scsi
بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
faulted
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edit
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
destructive cursor
نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
faults
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com