English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English Persian
complement تعارفات معمولی
complemented تعارفات معمولی
complementing تعارفات معمولی
complements تعارفات معمولی
Other Matches
After the usual courtesies. پس از تعارفات معمول
routines معمولی
wonted معمولی
copybook معمولی
faceless معمولی
received معمولی
usu معمولی
longhand خط معمولی
routinely معمولی
routine معمولی
standards معمولی
ordinary معمولی
normal معمولی
conventional معمولی
standard معمولی
open cheque چک معمولی
run-of-the-mill <idiom> معمولی
ferial معمولی
light water اب معمولی
commonplace معمولی مبتذل
ornery عادی معمولی
mass concrete بتن معمولی
piper nigrum فلفل معمولی
man in the street فرد معمولی
ethanol الکل معمولی
ethyl alcohol الکل معمولی
plain concrete بتن معمولی
general cargo کالای معمولی
workaday معمولی عادی
standards طبیعی یا معمولی
hepatica غافث معمولی
procedure message پیام معمولی
medium lampholder سرپیچ معمولی
nonstandard غیر معمولی
banal مبتذل معمولی
ordinal type نوع معمولی
ambient پس زمینه معمولی
normal permeability نفوذپذیری معمولی
wrought iron اهن معمولی
ap seogi ایستادن معمولی
civil time ساعت معمولی
normal interval فاصله معمولی صف
normal good کالای معمولی
common link حلقه معمولی
onery عادی معمولی
ordinary clay خاک رس معمولی
unselected clay خاک رس معمولی
ordinary share سهام معمولی
common whipping بست معمولی
standard طبیعی یا معمولی
commoners معمولی متعارفی
commonest معمولی متعارفی
general کلی معمولی
general معمولی و نه مخصوص
generals کلی معمولی
generals معمولی و نه مخصوص
typical <adj.> بافت معمولی
irregular غیر معمولی
common معمولی متعارفی
mulberry توت معمولی
mean پست معمولی
meaner پست معمولی
meanest پست معمولی
undress جامه معمولی
undresses جامه معمولی
undressing جامه معمولی
American bond آجرچینی معمولی
mulberries توت معمولی
charge hand کارگر معمولی
white mulatto توت معمولی
everyday معمولی مبتذل
standard brick اجر معمولی
normal عادی معمولی
standard bar میله معمولی
single precision با دقت معمولی
rudas پست معمولی
rock brake بسفایج معمولی
ranko سرباز معمولی
ornary عادی معمولی
standard gauge اندازه معمولی
standard motor موتور معمولی
street virus ویروس معمولی
the a merchant سوداگر معمولی
standard trench سنگر معمولی
regular weave [plain] بافت معمولی و ساده
light hydrogen هیدروژن سبک یا معمولی
joiner door درب معمولی ناو
l antenna انتن معمولی رادیو
inverted l antenna انتن معمولی رادیو
in normal situations on public roads در ترافیک معمولی خیابان
week day روز معمولی هفته
ordinary grasp گرفتن میله معمولی
outre خارج از حدود معمولی
standard lamp holder سرپیچ معمولی لامپ
standard rain gage باران سنج معمولی
normal charge خرج معمولی توپ
normal sulphation of battery سولفاتی شدن معمولی
standard size whole brick اجر فشاری معمولی
milkwort پلی گالای معمولی
meadow mushroom قارچ خوراکی معمولی
stake driver بوتیمار معمولی امریکایی
martlet پرستوی معمولی اروپایی
head cold سرماخوردگی معمولی زکام
fencing measure فاصله معمولی دو شمشیرباز
bracket حالت معمولی کروشه
well-worn پیش پا افتاده معمولی
walks گام معمولی اسب
undersized کوچکتر ازاندازه معمولی
conventional forces نیروهای رزمی معمولی
routes راه جریان معمولی
admedium lampholder سرپیچ بزرگتر از معمولی
conventional milling machine دستگاه فرز معمولی
chamomile بابونه معمولی یامعطر
common stock سهام معمولی شرکت
well worn پیش پا افتاده معمولی
conventional جنگ افزارهای معمولی
normal magnetization curve خم مغناطیس پذیری معمولی
stand سطح معمولی اب دریا
walk گام معمولی اسب
combination grasp گرفتن معمولی و برعکس
walked گام معمولی اسب
route راه جریان معمولی
It was the usual scene. صحنه [موقعیت] معمولی بود.
ordinary least square method روش حداقل مربعات معمولی
ordinary differential equation [ODE] معادله دیفرانسیل معمولی [ریاضی]
ordinary پیام معمولی از نظر ارجحیت
deffered maintenance تعمیر ونگهداری غیر معمولی
fair wear and tear خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
normalizes بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalize بصورت عادی و معمولی دراوردن
horseweed خزه معمولی امریکای شمالی
normalising بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalises بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalised بصورت عادی و معمولی دراوردن
guttersnipe نوک دراز یا پاشله معمولی
conventional take off and landing هواپیمایی با نشست وبرخاست معمولی
air hardening سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
I'd like a shampoo for normal hair. من یک شامپو برای موهای معمولی میخواهم.
entremets غذای لذید اضافه بر برنامه معمولی
snail mail اصط لاح عامیه به پست معمولی
it is of a normal size دارای اندازه عادی یا معمولی است
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
service ceiling سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
prepare تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
prepares تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
preparing تغییردادن وضع اتومبیل معمولی برای مسابقه
half حرکت یا نمایش گرافیکی با نیمی از شدت معمولی
Can't you just say hello like a normal person? نمیتونی مثل یک آدم معمولی سلام بدی؟
shock wave موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
mufti جامه معمولی برتن کسی که حق داردجامه رسمی بپوشد
names کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
name کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
zero stage طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
shock waves موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
kilderkin چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
office استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
superspeedway مسیر مسابقه معمولی 2 در5/2 مایل با کنارههای باشیب تند
man down بازی با یک نفر کمتر از عده معمولی بعلت اخراج یک بازیگر
gyroplane نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
quad چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
fosse commune [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
quads چهار بیت داده ذخیره شده در محل معمولی یکی
advertorial تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
offices استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
sub woofer هرتز , که در دستگاههای معمولی برای افزایش کیفیت صدا استفاده میشود
VBScript مجموعه دستورات برنامه نویسی که در یکک صفحه وب معمولی فاهر می شوند,
dial up line خط تلفن معمولی که میتواندبه عنوان دست دستگاه فرستنده در مخابرات استفاده شود
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
hold گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
lumen واحد تشعشع برابر مقدارنوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
squawks در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
aircraft arresting hook مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
doubled up مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
doubled مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
double مربوط به درایو ROM-CD که دیسک را با دو برابر سرعت درایو معمولی می چرخاند
radius of integration شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
mantissa رقم اعشاری لگاریتم معمولی افزایش عدد اعشاری
teletext روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است
inferior figures حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند.
discretionary خط پیوندی که نشان دهنده قط ع شدن کلمه در آخر خط است ولی در حالت معمولی نشان داده نمیشود
standards مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
case حرف بزرگ یا حرف معمولی [فناوری چاپ]
extrasensory ماورای احساس معمولی خارج از احساس عادی
standard مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
palnut مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
German thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
garden thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
common thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
thymus vulgaris آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
thyme آویشن [آویشن معمولی] [گیاه شناسی]
cold working شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
conventional submarine زیردریایی معمولی زیردریایی غیرهستهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com