Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (8 milliseconds)
English
Persian
basic training
تعلیمات ابتدایی
Other Matches
propaedeutic
تعلیمات مقدماتی
public instractions
تعلیمات همگانی
academics
تعلیمات افلاطون
civics
تعلیمات مدنی
catechesis
کتاب تعلیمات دینی
exoterics
تعلیمات برونی یاعمومی
neologian
متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
trainband
گروه نظامی تعلیمات دیده
rabbinism
تعلیمات خاخام هایاعلمای یهود
refresher course
دوره یاداوری تعلیمات نظامی
refresher courses
دوره یاداوری تعلیمات نظامی
neologian
وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
boot camps
اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
boot camp
اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
initialling
ابتدایی
initialled
ابتدایی
initials
ابتدایی
initialed
ابتدایی
initial
ابتدایی
initialing
ابتدایی
primitive
ابتدایی
rudimentary
ابتدایی
infantile
ابتدایی
preliminary
ابتدایی
preliminaries
ابتدایی
fundamental
ابتدایی
elementarily
ابتدایی
elementary
ابتدایی
primary
ابتدایی
original
ابتدایی
originals
ابتدایی
primo
ابتدایی
radical
ابتدایی
radicals
ابتدایی
basic
ابتدایی
basics
ابتدایی
primer
باستانی ابتدایی
rudiment
اولیه ابتدایی
primary
ابتدایی مقدماتی
grammar schools
مدرسه ابتدایی
grammar school
مدرسه ابتدایی
grade school
مدرسه ابتدایی
graphics
شکل ابتدایی
basic requisition number
درخواست ابتدایی
protopathic sensitivity
حساسیت ابتدایی
elementary diagram
نمودار ابتدایی
elementary gate
دریچه ابتدایی
initial pressure
فشار ابتدایی
abecedarian
مبتدی ابتدایی
lower courts
محاکم ابتدایی
primary position
موضع ابتدایی
prime color
رنگ ابتدایی
primitive society
جامعه ابتدایی
elementary function
تابع ابتدایی
primitivization
ابتدایی شدن
elementary education
اموزش ابتدایی
primary education
اموزش ابتدایی
prime impression
دعوی ابتدایی
primers
باستانی ابتدایی
incipience
وضع مقدماتی ابتدایی
incipincy
وضع مقدماتی ابتدایی
initial fire request
درخواست ابتدایی اتش
low-tech
دارای فنآوری ابتدایی
initial velocity
سرعت ابتدایی توپ
early German history
تاریخ ابتدایی آلمان
primitive cell
سلول واحد ابتدایی
muzzle velocity
سرعت ابتدایی توپ
prep
مدرسه ابتدایی دبستان
prototaxic mode
شیوه ادراکی ابتدایی
high velocity
با سرعت ابتدایی زیاد
incipient
اولیه مرحله ابتدایی
infrastructure
ساختار یا سرویس ابتدایی
natives
قالب اولی یا ابتدایی
native
قالب اولی یا ابتدایی
comparative ve
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
triploblastic
دارای سه غشاء سلولی ابتدایی
developed muzzle velocity
سرعت ابتدایی و حقیقی توپ
initiator
چاشنی اولیه خرج ابتدایی
microprocessors
طرح قط عات ابتدایی در CPU
microprocessor
طرح قط عات ابتدایی در CPU
twopenny
کتاب اول ابتدایی بچه ها
primary
اولین یا ابتدایی یا بسیار مهم
basics
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
basic
حالت ابتدایی یا ساده شروع هر چیزی
skeletal code
برنامه ناکامل با کدگذاری در ساختار ابتدایی
supercharge
خرجی که حداکثر سرعت ابتدایی با ان بدست می اید
preprocess
اجرای سازمان ابتدایی و پردازش ساده داده
frameworks
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
framework
ساختار ابتدایی پایگاه داده یا فرآیند یا برنامه
grader
جاده صاف کن شاگرد مدرسه ابتدایی یامتوسطه
cpu
گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند
escapement
تنظیم ابتدایی حرکات عمودی یک ورق کاغذ در چاپگر
map
رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
microprogram
مجموعه کامل ریز دستورات ابتدایی آماده در CPU
maps
رسم یا نشان دادن روش ابتدایی صفحه کلید
primitive
تابع ابتدایی که برای تولید تابعهای پیچیده تر به کار می رود. 2-
executed
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
execute
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
self-
سیستمی که معمولاگ در هنگام شروع بررسیهای ابتدایی را انجام میدهد
executing
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
executes
دستور ابتدایی سیستم عامل برای شروع اجرای برنامه
gastrea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
germ layer
یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
gastraea
رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
NetBIOS
که به برنامههای کاربردی امکان انجام عملیات ابتدایی روی شبکه میدهد.
interludes
تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
interlude
تابع ابتدایی کوچک در آغاز برنامه که کارهای تصدیق را انجام میدهد
hypervelocity
سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
limit velocity
حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
rate
بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
rates
بیشترین خروجی وسیله که باید با مشخصات ابتدایی تط ابق داشته باشد
powers
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powered
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
powering
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power
تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
adlib
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI
kernel
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
monitor
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitored
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
monitors
برناه کامپیوتری که اجازه میدهد دستورات ابتدایی وارد سیستم عامل شوند.
kernels
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است
assignment
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignments
دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
adjunct register
ثبات بیت که در آن بیتهای ابتدایی اطلاعات کنترلی و سایر بیتها در اختیار برنامه است
basic
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
kernel
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
basics
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
MDA
استاندارد آداپتور ویدیو که در سیستمهای PC ابتدایی به کار می رفت و متن را خط وطی از ستون ها نمایش میدهد
kernels
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
hand-held
کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
operates
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operate
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operated
نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
analytical engine
ماشین محاسب مکانیکی که توسط Babbage Charles ایجاد شد که اصول اولیه کامپیوترهای دیجیتالی چند منظوره ابتدایی را پیاده کرد
escape character
کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
tweening
محاسبه تصاویر میانی که از تصویر ابتدایی شروع تا تصویر دیگر برسد
actual address
دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
splash screen
صفحه نمایش ابتدایی که در زمان شروع برنامه برای مدت کوتاهی نمایش داده میشود
AI
طراحی و پیشبرد برنامههای کامپیوتری که از هوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید می کنند و شامل دلایل ابتدایی و سایر خصوصیات بشری هستند
preprocessor
کامپیوتر کوچک که برخی پردازشهای ابتدایی روی داده خام انجام میدهد پیش از ارسال آن به کامپیوتر اصلی
original equipment manufacturer
شرکتی که قط عاتی ایجاد میکند با استفاده از قط عات ابتدایی سایر تولیدکنندگان و محصول را برای برنامه خاصی طراحی میکند
OS
نرم افزاری که عملیات سخت افزاری ابتدایی و سطح پایین را انجام میدهد و مدیریت فایل بدون نیاز به کاربر
V format
ساختار داده که درآن دکوردهای با طول مختلف ذخیره شده اند با یک مشخصات ابتدایی که طول آنها را نوشته است
eyespot
چشم ابتدایی چشم رشدنکرده و ناقص
microcomputer
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
Sound Recorder
امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد
micro
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
micros
کامپیوتر ابتدایی بر پایه قطعه CPU جدی دکه به طراحان سخت افزار و نرم افزار امکان تجربه کردن وسیله را می دهند
Windows Explorer
گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
UA
نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
flexowriter
علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
bra
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
bras
سرویس ابتدایی ISDN که باعث میشود دو کانال داده داده هایی چند کیلو بایتی را با یک کانال سیگنال برای کنترل سیگنال ها ارسال کنند
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
local area network
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
lan
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com