English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
change of service تعویض سرویس والیبال
Other Matches
hook service سرویس برگردان والیبال
toss a coin for choice of service of cou شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
floater هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
broadband ISDN سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
letting سرویس خطا سرویس بد
let سرویس خطا سرویس بد
lets سرویس خطا سرویس بد
lob serve سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
faults خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
fault خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
volley ball والیبال
volleyball والیبال
power volleyball والیبال قدرتی
volleyball court زمین والیبال
volleyball net تور والیبال
volleyball بازی والیبال
wider خط کناری والیبال
wide خط کناری والیبال
widest خط کناری والیبال
referee داور بالای والیبال
rolls چرخش توپ والیبال
refereed داور بالای والیبال
height of the volleyball net بلندای تور والیبال
baselines خط انتهای زمین والیبال
baseline خط انتهای زمین والیبال
back line player بازیگر خط عقب والیبال
roll چرخش توپ والیبال
rolled چرخش توپ والیبال
refereeing داور بالای والیبال
referees داور بالای والیبال
blocker مدافع روی تور والیبال
attack block دفاع روی تور والیبال
upper edge of the net نوار بالای تور والیبال
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
back zone منطقه عقب زمین والیبال
forwards سه بازیگر جلوی تور والیبال
contact with the net خطای تماس با تور والیبال
He plays a beautiful game of volleyball. مثل ماه والیبال بازی می کند
net cord کابل یا سیم بالای تور والیبال
drop shot ضربه اهسته روی تور والیبال
net antena انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
center forward نوک حمله بازیگر میانی جلو تور والیبال
fly فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
scrimmage بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
scrimmages بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
rotation چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
netball بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
holding گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
in خط سرویس
service line خط سرویس
in- خط سرویس
centermark خط سرویس
medical response dog سگ سرویس
after sales service سرویس
service سرویس
assistance dog سگ سرویس
serviced سرویس
service dog سگ سرویس
fives هندبال انگلیسی انفرادی یا دونفره با سه یاچهار دیوار که هر گیم 51امتیاز دارد که مانند والیبال اگردو تیم درامتیاز 41مساوی شوند بازی به 61ختم میشود
underhand service سرویس ساده
cannon ball سرویس چکشی
service سرویس کردن
service بنگاه سرویس
serviced بنگاه سرویس
lubritorium چاله سرویس
information service سرویس اطلاعاتی
hand out خطای سرویس
air line سرویس هوایی
half court زمین سرویس
kick serve سرویس پیچشی
aces امتیاز سرویس
ace امتیاز سرویس
let سرویس خطا
lets سرویس خطا
cannon balls سرویس چکشی
serviced سرویس کردن
service echelon ردههای سرویس
service over خطای سرویس
service stairs پلکان سرویس
sevice kick ضربه سرویس
telephone service سرویس تلفن
backcourt پشت خط سرویس
after sales service سرویس خدماتی
american twist سرویس چرخشی
short service line خط سرویس کوتاه
side out خطای سرویس
truckline سرویس باربری
letting سرویس خطا
aditional service سرویس اضافی
service area منطقه سرویس
cooking set سرویس پخت و پز
windmill service سرویس چکشی
switched تعویض
quid pro quo تعویض
switched تعویض جا
switch تعویض
switch تعویض جا
rotation تعویض
replacement تعویض
refills تعویض
switches تعویض
refilling تعویض
refilled تعویض
refill تعویض
quid pro quos تعویض
replacements تعویض
switches تعویض جا
swapping تعویض
line feed تعویض خط
replacing تعویض
interchanges تعویض
resignation تعویض
interchanging تعویض
stage set تعویض سن
replace تعویض
shift تعویض
shifted تعویض
replaces تعویض
interchanged تعویض
interchange تعویض
shifts تعویض
switchover تعویض
substituent تعویض
replaced تعویض
resignations تعویض
substitution تعویض
inside ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
tea set سرویس چای خوری
tea service سرویس چای خوری
servicing سرویس کردن خودروها
communications server سرویس دهنده مخابراتی
tea sets سرویس چای خوری
intelligent building [ساختمانی با سرویس هوشمند]
bibliographic retrieval service سرویس بازیابی کتابشناسی
back boundary line محوطه پشت خط سرویس
service court محل فرود سرویس
out نوبت سرویس اسکواش
wide area telephone service سرویس تلفنی گسترده
service charge سرویس مهمانخانه وغیره
tea services سرویس چای خوری
side out خراب کردن سرویس
infrastructure ساختار یا سرویس ابتدایی
odd court زمین سرویس سمت چپ
left court زمین سرویس سمت چپ
interrupt serrice routine روال سرویس وقفه
service ace امتیاز سرویس تنیس
out دریافت کننده سرویس
out- دریافت کننده سرویس
out- نوبت سرویس اسکواش
outed دریافت کننده سرویس
outed نوبت سرویس اسکواش
in side سمت سرویس زمین
on line information service سرویس اطلاعاتی مستقیم
out of hand serve سرویس پایین دست
customer service technician تکنسین سرویس مشتری
duplicate service سرویس خدماتی دوبله
field service پشتیبانی سرویس رزمی
cumpuserve سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
railroad service سرویس راه اهن
hand in سمت زمین سرویس
dow jones/retrieval service سرویس خبری دو جونز
change court تعویض زمین
to shift تعویض کردن
alteration تعویض کردن
modification تعویض مدل
turn over برگردان تعویض
relief in place تعویض در محل
refillable قابل تعویض
exchange point نقطه تعویض
interchange circuit مدار تعویض
oil change تعویض روغن
line replacement تعویض خط جبهه
line feed تعویض سطر
frequency changing تعویض فرکانس
lead through تعویض سرپرست
fungibility قابلیت تعویض
interchangeability قابلیت تعویض
replaceable قابل تعویض
direct exchange تعویض باداغی
substitutable قابل تعویض
symmetrical exchange تعویض قرینه
substitutionary تعویض جانشینی
commutating switch کلید تعویض
automatic carriage تعویض خودکار
fungible قابل تعویض
restaging تعویض محل
request substitution تقاضای تعویض
shifter تعویض کننده
replacer تعویض کننده
changer تعویض کننده
replacement cost هزینه تعویض
illumination change تعویض روشنایی
adjournment برخاست تعویض
relieves تعویض نگهبانی
supplant تعویض کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com