English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
I grant you all that but. . . تمام این حرفها درست ولی ...
Other Matches
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
debugs نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debug نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
debugged نرم افزاری که درست کار میکند و تمام خطاها پاک و اصلاح شده اند
She wouldnt hear of it . she takes no heed. گوشش به این حرفها بدهکار نیست
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) . این حرفها دیگه کهنه شده است
I dont like such remarks one bit . از این حرفها هیچ خوشم نمی آید
Bite your tongue ! لبت را گاز بگیر ( دیگر از این حرفها نزن )
joins تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
joined تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meets تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
and تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
intersection تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
join تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
false 1-اشتباه نه درست و نه صحیح . 2-اصط لاح منط قی معادل دودویی مخالف درست
unions تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
conjunctions تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
conjunction تابع منط قی که اگر همه ورودی ها درست باشند درست خواهد بود
either or operation تابع منط قی که وقتی خروجی درست دارد که یک ورودی درست داشته باشد
union تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
alternation تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
disjunction تابع منط قی که در صورتی که ورودی درست باشد خروجی درست تولید میکند
assertion 1-عبارت برنامه از یک قاعده یا قانون 2-قاعدهای که درست است یا درست فرض میشود
tempers درست ساختن درست خمیر کردن
temper درست ساختن درست خمیر کردن
tempered درست ساختن درست خمیر کردن
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
terminated تمام شدن تمام کردن
terminate تمام شدن تمام کردن
terminates تمام شدن تمام کردن
judiciousness قضاوت درست تشخیص درست
be the spitting image of someone <idiom> درست مثل کسی بودن [درست شبیه کسی به نظر رسیدن]
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
lapped یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lap یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
panoramas تمام نما اینه تمام نما
panorama تمام نما اینه تمام نما
full track تمام شنی خودرو تمام شنی
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
complete تمام
completes تمام
through تمام
completing تمام
completed تمام
thorough تمام
full-length تمام قد
rounded پر تمام
whole length تمام قد
full تمام
fullest تمام
lion's share تمام
whole تمام
off تمام
thru تمام
It's over. تمام شد.
out and out تمام
out-and-out تمام
all night در تمام شب
yame تمام
entire تمام
full face تمام رخ
incomplete نا تمام
full-face تمام رخ
full length تمام قد
it is all up تمام شد
sock درست
legitimately درست
genuine درست
righted درست
truest درست
smack dab درست
righting درست
out and out درست
whole درست
even هم درست
valid درست
just درست
proper درست
inviolate درست
right درست
properly درست
right as a trivet تن درست
right as nails درست
by fits and starts درست
orthodox درست
by the square درست
conscionable درست
legitimate درست
legitimated درست
legitimates درست
perfected درست
integral درست
out-and-out درست
perfects درست
perfecting درست
authentic درست
veracious درست
exactly درست
right as a trivet درست
legitimating درست
truer درست
utilitarian [useful] <adj.> درست
well advised درست
orthographically درست
entire درست
indefectible درست
incorrupt درست
correct درست
correcting درست
in order درست
in a entireness of state درست
true <adj.> درست
real <adj.> درست
exacts درست
Am I not right?dont you agree with me ? درست می گه یا نه ؟
Quite [so] ! درست!
useful <adj.> درست
suitable <adj.> درست
aright درست
accurate درست
incorrect نا درست
purposive <adj.> درست
purposeful <adj.> درست
purpose-built <adj.> درست
practical <adj.> درست
practicable <adj.> درست
functional <adj.> درست
convenient <adj.> درست
appropriate [for an occasion] <adj.> درست
corrects درست
proper <adj.> درست
exact <adj.> درست
exact درست
straightest درست
true درست
clearest درست
clear درست
correct <adj.> درست
plain dealing درست
perfect درست
clearer درست
straight درست
exacted درست
straighter درست
accurate [correct] <adj.> درست
clears درست
straightforward درست
run out of تمام کردن
short measure full measure پیمانه تمام
rounds complete تیر تمام شد
round d. دوجین تمام
to blow over تمام شدن
fulfilling تمام کردن
fulfilled تمام کردن
fulfil تمام کردن
A whole week یک هفته تمام
dyed-in-the-wool تمام عیار
main بزرگ تمام
dyed-in-the-wool تمام و کمال
main مهم تمام
full تمام تکمیل
yearlong یکسال تمام
full-scale تمام عیار
peter تمام شدن
fuller کامل تر تمام تر
dyed-in-the-wool به تمام معنی
by all means با تمام وسائل
completive تمام کننده
to see out تمام کردن
consummative تمام کننده
spring-clean تمام وکمالتمیزکردن
full-page تمام صفحه
consumptible تمام شدنی
lie in تمام شدن
all this تمام اینها
lie-in تمام شدن
par excellence به تمام معنی
fulfils تمام کردن
fulfills تمام کردن
full تمام قدرت
passed تمام شدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com