English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 279 (14 milliseconds)
English Persian
snap up تند برداشتن
Search result with all words
gait گام برداشتن
forborne دست برداشتن تحمل کردن
weed برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeded برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeding برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
crack شکاف برداشتن ترکیدن
crack شکاف برداشتن
cracks شکاف برداشتن ترکیدن
cracks شکاف برداشتن
poll نمونه برداشتن
polled نمونه برداشتن
polls نمونه برداشتن
list سیاهه برداشتن
pop برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pops برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
machine براده برداشتن
machined براده برداشتن
machines براده برداشتن
clearance برداشتن مانع
map نقشه برداشتن از
maps نقشه برداشتن از
sample نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
sampled نمونه برداشتن نمونه نشان دادن
split ترک برداشتن تقسیم کردن
pace شیوه گام برداشتن
paced شیوه گام برداشتن
paces شیوه گام برداشتن
scrub برداشتن اطلاعات از دیسک یا حذف داده از محل ذخیره سازی
scrubbed برداشتن اطلاعات از دیسک یا حذف داده از محل ذخیره سازی
scrubbing برداشتن اطلاعات از دیسک یا حذف داده از محل ذخیره سازی
scrubs برداشتن اطلاعات از دیسک یا حذف داده از محل ذخیره سازی
uncover برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovering برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
uncovers برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
buckle تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
buckled تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
buckles تاب برداشتن یک قسمت ازساختمان
lift برداشتن
lifted برداشتن
lifting برداشتن
lifts برداشتن
remove برداشتن
remove از جا برداشتن
remove برداشتن مهر
removes برداشتن
removes از جا برداشتن
removes برداشتن مهر
removing برداشتن
removing از جا برداشتن
removing برداشتن مهر
relaying برداشتن و دوباره جاگذاری سنگفرشهابرای تعمیر
topsoil خاک سطحی خاک سطحی را برداشتن
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
spoon با قاشق برداشتن
spooned با قاشق برداشتن
spooning با قاشق برداشتن
spoons با قاشق برداشتن
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
open برداشتن پوشش یا باز کردن در
opened برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens برداشتن پوشش یا باز کردن در
warp تاب برداشتن
warp منحرف کردن تاب برداشتن
warped تاب برداشتن
warped منحرف کردن تاب برداشتن
warps تاب برداشتن
warps منحرف کردن تاب برداشتن
burn کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burns کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
unveil حجاب برداشتن
unveiled حجاب برداشتن
unveiling حجاب برداشتن
unveils حجاب برداشتن
rev تند گشتن دور برداشتن
revs تند گشتن دور برداشتن
revved تند گشتن دور برداشتن
revving تند گشتن دور برداشتن
elide ازاخر برداشتن
elided ازاخر برداشتن
elides ازاخر برداشتن
eliding ازاخر برداشتن
lop باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopped باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lops باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
withdraw عقب کشیدن برداشتن
withdraws عقب کشیدن برداشتن
stride گام های بلند برداشتن
strides گام های بلند برداشتن
striding گام های بلند برداشتن
moistening نم برداشتن
step قدم برداشتن
step گام برداشتن
stepping قدم برداشتن
stepping گام برداشتن
include در برداشتن
Other Matches
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
sublate برداشتن
pickup برداشتن
pick up برداشتن
take up برداشتن
to take up برداشتن
to run away with برداشتن
takes برداشتن
ingether برداشتن
glom برداشتن
to mop up برداشتن
includes در برداشتن
to pick up برداشتن
to pull off برداشتن
countertrace برداشتن از
take برداشتن
delete برداشتن
deleted برداشتن
deletes برداشتن
deleting برداشتن
ingather برداشتن
flaw مو برداشتن
flaws مو برداشتن
to carry arms سلاح برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
demountable قابل برداشتن
to have one's p taken عکس برداشتن
to receive a wound زخم برداشتن
unmasked نقاب برداشتن از
unmask نقاب برداشتن از
unmasking نقاب برداشتن از
to fly to arms سلاح برداشتن
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
transcribe رونوشت برداشتن
transcribing رونوشت برداشتن
decode برداشتن رمز
decoded برداشتن رمز
decodes برداشتن رمز
flaw ترک برداشتن
flaws ترک برداشتن
feet پاچنگال برداشتن
give up دست برداشتن از
emarginate برداشتن حاشیه از
dequeue برداشتن اقلام یک صف
heave خیز برداشتن
heaved خیز برداشتن
to break step غلط پا برداشتن
twists تاب برداشتن
twisting تاب برداشتن
shuffle off به عجله برداشتن
run away with برداشتن و در رفتن
remove slag سرباره را برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
surmounting ازمیان برداشتن
surmounts ازمیان برداشتن
picturize فیلم برداشتن از
off take rudder سکان برداشتن
make a copy of رونوشت برداشتن
ingether خرمن برداشتن
twist تاب برداشتن
break step غلط پا برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
cease دست برداشتن
to come at a bound <idiom> خیز برداشتن
unmasks نقاب برداشتن از
unhood سرپوش برداشتن از
to take off برداشتن بردن
to sweep away ازمیان برداشتن
resign دست برداشتن
uncap سر پوش برداشتن از
uncap کلاه از سر برداشتن
to take the photograph of عکس برداشتن از
desist دست برداشتن
leave alone <idiom> دست از سر کسی برداشتن
ingather انباشتن خرمن برداشتن
disburden بار از دوش برداشتن
decontrol دست از کنترل برداشتن
to take notes of یاد داشت برداشتن از
defuses فیوز بمب را برداشتن
defused فیوز بمب را برداشتن
yerk هل دادن شکاف برداشتن
work in مشکلات را از میان برداشتن
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
untread بعقب گام برداشتن
to whisk away or off تند بردن برداشتن
to have two strings to one bow با یک دست دو هندوانه برداشتن
to lift one's hand دست به سوگند برداشتن
to lift up one's hand دست بدعا برداشتن
to sel a person a pup کلاه کسیرا برداشتن
defusing فیوز بمب را برداشتن
To pluck ones eyebrows. زیر ابرو برداشتن
remove the seal from مهر چیزی را برداشتن
multiplicate چندین نسخه برداشتن از
overcrop زیاد حاصل برداشتن از
racing of generator دور برداشتن مولد
racing of motor دور برداشتن موتور
defuse فیوز بمب را برداشتن
to run away with برداشتن ودر رفتن
curled تاب برداشتن فردادن
curl تاب برداشتن فردادن
curls تاب برداشتن فردادن
to raise the v توری یانقاب ازروی برداشتن
to relieve one of a load باراز دوش کسی برداشتن
photographed عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photograph عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
unburdens بار از دوش کسی برداشتن
unburdening بار از دوش کسی برداشتن
unburden بار از دوش کسی برداشتن
to keep pace with any one گام های برابرباکسی برداشتن
to rob peter to pay paul از ریش برداشتن و بسیل گذاشتن
to take a step forward گامی سوی جلو برداشتن
vorlage خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
pick up <idiom> برداشتن چیزی ازروی زمین
To overstep the limits. To overreach oneself . To become impudent. دور برداشتن ( جسور شدن )
turbary حق برداشتن خاک از زمین غیر
spread oneself too thin <idiom> با یک دست چند هندوانه برداشتن
to throw off the mask پرده از روی کار برداشتن
take off برداشتن پرواز کردن هواپیما
appendectomy برداشتن زائده اپاندیس یا اویزه
boning استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
film تاری چشم فیلم برداشتن از
lobectomy برداشتن قسمتی ازیک عضو
filmed تاری چشم فیلم برداشتن از
degreasing از بین بردن یا برداشتن گریس
commissurotomy برداشتن بافت عصبی رابط
cathodogeaph بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
bones استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
kodak بادوربین کداک عکس برداشتن
bone استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
photographs عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
boned استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
photographing عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
transplantable قابل برداشتن وکاشتن درمحل دیگری
gastrectomy عمل برداشتن تمام یا قسمتی از معده
adenoidectomy عمل برداشتن لوزه سوم [پزشکی]
removal از بین بردن برداشتن پیاده کردن
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
to take inventory صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
insuperability عدم امادگی برای از میان برداشتن
hop step طرز گام برداشتن در پرتاب نیزه
to step out گامهای بلند برداشتن پابیرون نهادن
to commandeer something چیزی را [بدون اجازه] برای خود برداشتن
bote حق مستاجر به برداشتن چوب برای بعضی مصارف
to tilt at the ring سر سواری حلقه اویزانی رابانوک نیزه برداشتن
to d. up a liquid مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
capped سلام دادن بوسیله برداشتن کلاه از سر سربطری یا قوطی
cap سلام دادن بوسیله برداشتن کلاه از سر سربطری یا قوطی
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
hitch kick پرش طول با دو گام برداشتن درهوا و دست بالای سر
volte حرکت اسب درگام برداشتن دایرهای بقطر 6متر
stem turn پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
vasectomy عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomies عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
to p the well تمام یاقسمتی ازاثاثیه چاه کنی را ازسرچاه نفت برداشتن وبردن
relief hole سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
sagging تاب برداشتن کشتی هوایی دراثر وجود نیروهای بسمت بالادر دو انتها و یا عدم نیروی برا در مرکز
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
free drop برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
ladling باملاقه کشیدن باملاقه برداشتن
ladles باملاقه کشیدن باملاقه برداشتن
ladled باملاقه کشیدن باملاقه برداشتن
desist دست برداشتن از دست کشیدن
ladle باملاقه کشیدن باملاقه برداشتن
desists دست برداشتن از دست کشیدن
desisting دست برداشتن از دست کشیدن
desisted دست برداشتن از دست کشیدن
lithoprint با چاپ سنگی چاپ کردن عکس از روی چاپ سنگی برداشتن
side step فرمان یک قدم به چپ یا به راست برداشتن یک قدم به چپ یا به راست
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com